تاوان ورود به منطقه ممنوعه قدرت پس از 3 سال
گروه سياسي- اميرحسين ثابتي: "احمدي نژاد همان كسي است كه در زندانهاي رژيم، به جوانان مردم تير خلاصي شليك مي كرده است" /"در صورت انتخاب احمدي نژاد، در اماكن عمومي مثل پياده رو هاي خيابانها، بين زنان و مردان ديوار يا چادر كشيده خواهد شد"/"اگر احمدي نژاد رييس جمهور شود، نام خودروي سمند، ذوالجناح مي شود"/ "مشكل اصلي احمدي نژاد در چهره اش است كه به رييس جمهوري نمي خورد" و...
اينها عباراتي است كه به طور جدي، در آخرين روزهاي منتهي به انتخابات 27 خرداد و پس از آن نيز با شدت بيشتر در آستانه انتخابات سوم تير در جامعه شنيده مي شد. احمدي نژاد بنا وارد حريم ممنوعه افرادي شده بود كه عليرغم شعار دموكراسي، خواست مردم، آزادي بيان، آزادي انديشه، زنده باد مخالف من، جامعه مدني، توسعه و... در بدترين شكل ممكن "ديكتاتوري" به راه انداخته بودند و جز صداي خودشان حاضر نبودند كه مردم صداي كسي ديگر را نيز بشنوند و اين روند آن قدر آشكارا دنبال مي شد كه افرادي كه خود را نمايندگان برخي كانديداهاي خاص معرفي مي كردند در برنامه هاي زنده تلوزيوني به صورت مستقيم و غير مستقيم اين مضامين را عليه او تكرار مي كردند.
سير هجمه ها و رفتارهاي غير اخلاقي عليه وي موجب شد تا احمدي نژاد به فاصله چند روز قبل از انتخابات سوم تير در گفتگوي ويژه خبري صدا و سيما و به صورت زنده چنين با مردم سخن بگويد:
"بنده احساس كردم با توجه به ظرفيت هاي موجود در كشور مي توان بهتر كشور را مديريت كرد و ديدم كه قانون هم در اين رابطه مانعي براي حضور من ندارد! لذا خود را به عنوان كانديدا به مردم معرفي كردم اما پس از دو سه روز يك دفعه متوجه شدم كه احمدي نژاد به مظهر تمام بدي هاي عالم تبديل شده است! حتي خيلي از اين حرفهايي كه پيرامون من مي زنند با هم تناقض دارد! حتي ديدم يك ليستي عليه من منتشر شده كه در آن به ترتيب انواع دروغ ها و تهمت ها را نوشته اند و در آخر آن ليست هم شماره فكس محل انتشار آن درج شده!... يكي دو شب پيش نمايندگان برخي كانديداها آمده بودند در برنامه زنده تلوزيوني و به جاي پرداختن به فضايل كانديداهاي خودشان به احمدي نژاد فحش مي دادند!... بنده چون عضو و مورد حمايت هيچ حزبي نيستم، اين رفتارها را عليه من انجام مي دهند اما حالا اگر جاي من كسي كه پشت سر او فلان حزب يا افرادي كه در مقامات كشوري هستند بودند، بازهم اين طور رفتار مي شد يا آن افراد ساكت مي شدند؟!... من فكر مي كنم وارد حريم ممنوعه يك مجموعه هايي شده ام كه نمي دانم اين افراد چگونه مي خواهند فرداي قيامت در رابطه با حرفها و اقداماتشان جواب بدهند؟"
سير تخريب ها و هجمه هايي كه امروز عليه شخص رييس جمهور و دولت مشاهده مي شود، ريشه در سوم تير 84 و همان برهه اي دارد كه "احمدي نژاد وارد حريم ممنوعه برخي افراد" شد.
احمدي نژاد از همان ابتدا اعلام كرد بدون توجه به جوسازي ها و تخريبهاي رسانه اي عليه خود و عملكرد دولتش، به آنچه كه فكر مي كند به صلاح مردم است، عمل خواهد كرد اما روند هجمه ها به دولت در رسانه ها آنقدر افزايش يافته بود كه رهبر انقلاب در آبان ماه 85 و در ديدار با مردم گرمسار تأكيد كردند:
«چندي پيش رييس چمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويي مي كنند، بد دهني مي كنند، لجن پراكني مي كنند و بعضي از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مي بينم، من حق را به رييس جمهور دادم... بعضي از مطبوعات نه اينكه انتقاد مي كنند -انتقاد ايرادي ندارد-، بي انصافي مي كنند.»
اما يك ماه بيشتر از هشدار رهبري به مطبوعات غيرمنصف و تخريبگر دولت نگذشته بود كه اين بار در دانشگاه اميركبير زماني كه در جمع 2500 نفري دانشجويان، عده اي كه شايد تعداد آنها به 300 نفر هم نمي رسيد، عكس رييس جمهور را آتش زدند، احمدي نژاد در پاسخ به آنها به تنها به چند جمله اكتفا كرد:
«افتخار امثال بنده سوختن در راه تعالي اين ملت است چراكه پيشتر از ما پيشگامان ما در راه رسيدن به آرمان هاي اين ملت، همچون شهيد رجايي جانشان و تنشان را به سوختن دادند و بدانيد اگر هزار بار در راه آرمان هاي اين ملت همه وجودم بسوزد، يك سانتي متر از آرمانها عقب نشيني نخواهم كرد.»
رييس جمهور در ادامه با گلايه از كساني كه براي تخريب دولت ناجوانمردانه دست به دروغ بافي و ساختن آمارهاي جعلي مي زنند، از آنها خواست كه به خاطر مردم هم كه شده واقعيات را آنگونه كه هست، ببينند نه آنطور كه مي خواهند و در پايان نيز اعلام كرد:
«تمامي كساني را كه به دروغ در روزنامه هايشان هر چه كه مي خواهند عليه دولت مي نويسند و هر روز به من فحش مي دهند، مي بخشم چراكه آنها را دوست دارم.»
اما جزاي ورود احمدي نژاد به حريم اين افراد تاواني بيش از اينها داشت. دروغ پردازي و سيل تخريب ها و تهمت هايي كه هر روز در رسانه هاي وابسته به اين جريانات عليه رييس جمهور منتشر مي شد، سر پايان يافتن نداشت. در همان برهه از زمان، هفته نامه اي كه توسط بقاياي روزنامه نگاران روزنامه هاي زنجيره اي دوران اصلاحات منتشر مي شد، با زيركي تمام هر هفته با پرونده سازي پيرامون يكي از صفات مثبت و بارز رييس جمهور از جمله عدالتخواهي، ساده زيستي، شجاعت، مكتبي بودن و... سعي مي كرد تا با قرينه يابي براي هر يك از صفات فوق در چهره هاي ديكتاتور و منفور تاريخي، ناخودآگاه ويژگي هاي مثبت احمدي نژاد را در هم براي مخاطب منفي جلوه دهد. مدتي بعد سردبير هفته نامه مذكور در مقايسه اي تلويحي رييس جمهور را به رييس فرقه بابيه تشبيه كرد و سفرهاي استاني دولت را نيز همچون اقدامات تبليغاتي فرقه بابيه عوام فريبي خواند. در همين ايام بود كه مسئول يكي از سايت هاي خبري كه داعيه دار حمايت از جريان اصولگرايي نيز مي باشد در نوشتاري گستاخانه احمدي نژاد را با بني صدر و ديگر پادشاهان قاجاريه مقايسه نمود و وجه تشابهي به نام ديكتاتوري را از مقايسه خود استخراج نمود.
نگاهي كوتاه بر روند عملكرد بسياري از مطبوعات و رسانه هاي اينترنتي در سه سال گذشته به خوبي نشان مي دهد كه كوچكترين اقدام دولت در هر زمينه اي به بزرگترين سوژه خبري سايت ها و روزنامه هاي ضد دولت تبديل شده است و صد البته كه در اين رهگذر هيچ گاه سخني از بزرگترين اقدامات مثبت دولت به ميان نمي آيد. شاهد اين مدعا زماني است كه با پرتاب موشك ماهواره بر سفير به فضا كه حتي برخي از خبرگزاري هاي بيگانه نيز نتوانستند تعجب خويش را از اين اتفاق پنهان كنند، روزنامه اعتمادملي بدون درج يك كلمه از اين افتخار بزرگ ملي، موجي از تعجب و شگفتي را در ميان مردم برانگيخت.
عملكرد افراط گونه رسانه هاي مذكور تا بدانجا ادامه يافت كه رهبر انقلاب در تيرماه سال گذشته و در سخنان خويش در جمع كارگزاران نظام ضمن گلايه از عملكرد بهانه گيران عليه دولت، خاطرنشان كردند:
«بعضى از اقدامها را اگر بكنيد، مي گويند چرا كرديد، به اين دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نكنيد، مي گويند چرا نكرديد، به اين دلائل خطا بود! دليل مي شمرند؛ باب تحليل هم كه واسع است؛ هرچه دلشان مي خواهد، مي گويند! آنها اهميتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد.»
اما سفر موفق رييس جمهور به آمريكا و سخنراني در دانشگاه كلمبيا كه حتي به اذعان نماينده سابق امريكا در سازمان ملل، جان بولتون، از ناكامي هاي بزرگ امريكا و موفقيتهاي بزرگ ايران به حساب مي آمد نيز با اخبار جهت دار و تخريبي عليه دولت توسط اين دست از رسانه ها دنبال شد. ضميمه ديگر اين رفتارها، تحريف و سانسور اخبار سفر موفق رييس جمهور به ايتاليا در ماه گذشته بود كه هيچ كدام از رسانه هاي مورد اشاره حاضر به پوشش واقعيات اين سفر نشدند.
چرايي تمام اين رفتارها را بايد در "تاوان دادن براي ورود به حريم ممنوعه برخي افراد" جستجو كرد. تاكيدات ويژه رييس جمهور بر گفتمان مهدويت نيز ابتدا با انتقادات شديداللحن از وي همراه بود كه چرا در تمامي سخنراني هاي خويش پيش از هر چيز دعاي فرج را زمزمه مي كند! و در ادامه نيز پروژه تخريب رييس جمهور به بهانه خرافات در همين راستا كليد خورد كه اتفاقاً يادداشت اخير قائم مقام حزب اعتمادملي را نيز بايد در همين زمينه مورد ارزيابي قرار داد.
طرح سوالات بي پايه و اساس از سوي منتجب نيا كه سنديت هر كدام از آنها را تنها بايد در ذهن معاندين دولت جستجو كرد، آن قدر عجيب و غيرمنطقي بود كه حتي سخنگو و رييس شاخه روحانيون اعتمادملي نيز آن را ديدگاه هاي شخصي منتجب نيا قلمداد كردند و البته ساعاتي پس از انتشار يادداشت فوق، منتجب نيا اعلام كرد هدفش از انتشار اين يادداشت جنجالي كمك به دولت بوده است! هرچند براي انتشار اين مطلب، مسئولين روزنامه از وي اجازه نگرفته اند.
اما رييس جمهور در ديدار اخير خود با دانشجويان از منشأ كينه توزي ها نسبت به دولت رمزگشايي دقيقي كرد. احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه علت اين قبيل رفتارها را در استحكام و پايبندي دولت بر سر آرمان ها بايد دانست از دانشجويان نيز خواست تا در راه آرمانگرايي و آرمانخواهي لحظه اي ترديد نكرده، همواره يك آرمانخواه ايده آل باقي بمانند و از رييس جمهورشان نيز جز اين انتظار نداشته باشند.
مرور كوتاه آنچه كه طي سه سال اخير از سوي "دشمنان خارجي و داخلي" و هم چنين "دوست نمايان بدتر از دشمن" در مواجهه با عملكرد دولت و بويژه شخص رييس جمهور اتفاق افتاده است، ناخودآگاه يادآور خاطره اي است كه حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم اخيراً در گفتگو با روزنامه ايران (9/4/1387) بيان داشته است:
"روزي به شهيد بهشتي عرض كردم كه چرا شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع نمي كنيد؟ ايشان در پاسخ به من با چهره اي گشاده و خندان به گفتن اين آيه اكتفا نمود: ان الله يدافع عن الذين آمنوا"منبع:اینجا
پنجاه دلیل برای موفقیت دولت نهم
همواره هر اصلاحی به مانند حرکت برای فتح یک قله، با خستگی و مشقت و تلاش و پیگیری همراه است، برخلاف حرکت در سرازیری رفاه زدگی و تن پروری که راحت و خوش آیند است اما با سختی ها و عقب افتادگی های بعدی روبروست.
سومین سالگرد انتخابات سوم تیر نیز گذشت. انتخاباتی که باعث شد دولتمردان جوانی که دل در گرو تفکرات اصیل انقلاب داشتند با رای مردم سکان اجرایی کشور را بدست بگیرند. اینان سومین سال مدیریتی خود را در حالی پشت سر گذاردند که در اطرافشان عده ای فقط نظاره گر بودند و مدیران جدید را غریبه و غاصب و خود را صاحب و مالک اصلی دایره های انحصاری مدیریت کشور می پنداشتند و همواره با عینک های سیاه خود به این جمع تازه وارد می نگریستند و از هر گونه کارشکنی در مسیر آنها کوتاهی نمی کردند.
اذناب این خواص نیز جز مشق سیاه نگاری علیه ثمرات حماسه سوم تیر، تکلیف دیگری برای خود قائل نبوده و به تلاش شبانه روزی در این راه مشغول بوده و هستند.
حال پس از گذشت سه سال از آن حادثه شگرف اگر کسی ادعا کند که تمام اقدامات دولت نهم گام به گام صحیح بوده گزافه گفته و مسلما ایده آل پنداشتن یک موضوع یا شخص باعث می شود که اصلاح و پیرایش از آن دور شود. از سویی بررسی سعی و تلاش این دولت در ظرف مکانی ، زمانی و شرایط خاص خودش موید آن است که اینان از بسیاری از آزمونها با درصد های متفاوت موفق و سربلند بیرون آمده اند.
- در اینجا سعی نموده ام در حد اطلاعاتم بعضی از دلایل موفقیت آنها را ذکر نمایم:
۱) تاییدات خاصه رهبری که شاید به جرات بتوان ادعا نمود برای هیچ دولتی اینگونه سنگ تمام نگذاشته اند.
۲) با توجه به اینکه دولت نهم زیر مجموعه ای از طیف اصولگرایی می باشد رای ۷۰ درصدی اخیر مردم در انتخابات مجلس هشتم به اصولگرایان به خصوص موفقیت حداکثری نامزدهای جبهه متحد که بیشترین قرابت را در اذهان عمومی به دولت داشتند، می توان از آن به عنوان مهر تاییدی برای دولت نهم نیز تفسیر نمود.
۳) ارتقا و تقویت جایگاه بورس در نظام معاملاتی کشور و نجات آن از حالت شکننده و حبابی دوره قبل
۴) اصلاح مسیر منحرف شده پرونده هسته ای کشور از دست کشورهای غیر مرتبط به جایگاه و محل فنی و کارشناسی آن یعنی آژانس بین المللی انرژی اتمی که تاکنون وقت و انرژی زیادی را از چند وزارتخانه و ... به خود اختصاص داده و شکست مقاومت چند کشور انحصارطلب در برابر اراده ملت ایران را در پی داشته است.
۵) اتمام بسیاری از پروژه های نیمه تمام که در حقیقت جلوگیری از اتلاف و نابودی هزاران میلیارد از بودجه بیت المال بوده که در بیابانها و ساختمانهای نیمه کاره رها شده بود.
۶) اصلاح ساختاری سازمان مدیریت و تبدیل آن به یکی از معاونت های زیر مجموعه نهاد ریاست جمهوری و در استانها زیر مجموعه استانداری. این سازمان به مرور زمان از اهداف اولیه خود دور و مبدل به یک جزیره مستقل و کانون بی عدالتی و بوروکراسی کاذب در اختصاص بودجه و اعتبارات برای دستگاهها و استانهای محروم شده بود.
۷) حذف تبصره های بی مورد در بودجه سالیانه کشور ، یکی دیگر از اقدامات مهم و ارزشمند دولت در سال ۸۶ بود.
۸) سفر رئیس جمهور به بیش از ۳۵۰ شهر کشور و آشنایی از نزدیک با مشکلات و خواسته های واقعی مردم و همچنین کنترل اعتبارات اختصاص یافته و پروژه های مصوب برای آن شهرها توسط تیم های همراه وی
۹) اصلاح روش ، سلوک و زی حاکمان کشور. تا قبل از سوم تیر کورس تجمل گرایی در بین مسولین و به تبع آن مردم، بسیاری از اهداف انقلاب را به قهقرا می برد. عقل معاش اندیش همراه با چاشنی حرص و آز و به بهانه خصوصی سازی، بیشتر دست آوردهای معنوی دین و انقلاب را به بهای هیچ قربانی می کرد ولی سلوک ساده و بی پیرایه شخص اول اجرایی کشور و مداومت بر این سنت حسنه بر فرهنگ عمومی جامعه تاثیر گذار بوده و خواهد بود.
۱۰) افزایش بی سابقه ایرانگردی در بین مردم کشور که این امر مقدمه ای است برای گسترش صنعت توریسم و رونق جهانگردی
۱۲) این دولت در موقعیتی شروع به فعالیت نمود که برای کار کردن در هر طرح و برنامه باید با هفت دولت در سایه و حکومت از نوع کارگزارانی و آقازاده ها و مشارکتی و اصولگرایان .... و ملی مذهبی و... دست و پنجه نرم می کرد در حالیکه دولت های قبلی در آغوش تمام این گروهها بودند و با زد و بندهای سیاسی و غیره همه را راضی نگه می داشتند وگرنه با ابزارهای خاص موانع را از پیش پای خود بر می داشتند ولی در این دوره...
۱۳) اصلاح ساختار مدیریتی با تفویض اختیارات بیشتر به استانداران و فرمانداران
۱۴) در دنیای امروز حکومت و نظامی موفق است که بتواند اراده خود را بر سایر ملل و تفکرات تسری و غلبه دهد. امروزه در برخورد با بسیاری از تنگناهها و مسائل در صحنه داخلی و بین المللی، اراده خلل ناپذیر و قاطعیت رییس جمهور نقش بسزایی در موفقیت و حفاظت و صیانت از منافع ملی داشته و خواهد داشت.
البته رفتار منفعلانه اصلاح طلبان در دوره قبل که با ضعف و سستی خود در برخورد با مسائل مختلف باعث ایجاد تصویری ضعیف و قابل تسخیر و تصرف از ایران شده بودند موجب جری شدن بسیاری از غریبه ها شدند که ترمیم و اصلاح آن تصویر نیازمند گذر از یک دوره سخت توام با سماجت و پافشاری بر دفاع از منافع ملی را می طلبید.
۱۵) اصلاح میزان تراز صادرات به واردات کشور به نحوی که صادرات در سال ۸۴ ، هفت و سه دهم میلیارد دلار و واردات ۳۶ میلیارد یعنی نسبت صاردات به واردات ۲۰ درصد بوده که این آمار در سال ۸۶ به میزان صادرات ۲۱ میلیارد دلار و واردات ۴۸ میلیارد دلار رسیده و نسبت صادرات به واردات به بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است.
۱۶) کاهش میزان رشد تصادفات جاده ای با وجود افزایش سالیانه یک میلیون وسیله نقلیه در جاده ها
۱۷) افزایش تعداد اورژانس های بین جاده ای به دو برابر کل تاریخ کشور
۱۸) افزایش فضای ورزشی به دو برابر سالهای قبل در طول ۳۰ ماه اخیر که اقدامی بی نظیر و یک رکورد جدید است
۱۹) موفقیت های پی در پی در علوم نوین پزشکی مانند ترمیم سلولهای نخاعی و داروی ضد ایدز و کشت بافت نای مصنوعی و دهها مورد دیگر
۲۰) در دوره ای سرازیر شدن اجناس ارزان قیمت چینی و کره ای باعث کاهش شدید قیمت بسیاری از کالاهها در بازارهای جهانی شده بود با این وجود نرخ تورم در کشور ما به ۵۰ درصد هم رسید و حال که قیمت های جهانی کالاهها در کشورها رو به افزایش نهاده و عواملی مانند خشکسالی، افزایش قیمت نفت و کاهش ارزش دلار باعت تورم جهانی بی سابقه شده، عده ای از تورم میانگین ۲۰ درصد تعجب می کنند( البته این دلیل به تنهایی عامل تمام گرانی ها نیست).
۲۱) کنترل مهار عوارض یخبندان بی سابقه سال قبل که به مدت چهار هفته ۲۲ استان مهم کشور را در نوردید با توجه به گستردگی آن در مقایسه با بحرانهایی مانند برف دو روزه در استان گیلان در سال ۸۰ بسیار بهتر مدیریت شد.
۲۲) ارزش گذاری به اصول اولیه انقلاب مانند عدالت خواهی ، دفاع از مظلوم و ....
۲۳) دفاع از آرمان ملت فلسطین و ضدیت با صهیونیسم جهانی
۲۴) دعوت از رئیس جمهور برای شرکت در اجلاس کشورهای خلیج فارس برای اولین بار
۲۵) سفر پوتین به عنوان اولین سفر رییس جمهور روسیه به ایران با دعوت آقای احمدی نژاد
۲۶) سخنرانی در دانشگاه کلمبیا توسط رئیس جمهور که همگی از جزئیات آن مطلعیم
۲۷) کسب محبوبیت در بین مردم مسلمان منطقه و مردم سایر ملل
۲۸) سعی در اجرای بانکداری اسلامی به معنی واقعی کلمه که البته با مقاومت های بسیاری روبرو می باشد.
۲۹) تلاش جهت احیاء تعاونی ها و کارگاههای زودبازده و جلوگیری از تشکیل غولهای مالی تک نفره و انحصاری در اقتصاد که در بسیاری از کشورها مانند چین و ... نتیجه بخش بوده و باعث تحول در رشد اقتصادی آنها شده است.
۳۰) اجرای طرح پزشک خانوده با وجود موانع اجرایی و مالی بسیار در مناطق زیر بیست هزار نفر جمعیت، که در راستای گسترش عدالت اجتماعی می باشد.
۳۱) اصلاح و افزایش حقوق کارمندان آموزش و پرورش و بهداشت و درمان در چند سال اخیر که دولتهای قبلی فقط صحبت آن را می کردند.
۳۲) افزایش حقوق بازنشستگان
۳۳) اجرای طرح سهمیه بندی بنزین که نشان از توان بالا و پتانسیل بی نظیر این دولت برای ساماندهی امور و توانایی دستیابی به اهداف دولت الکترونیک را نوید می دهد. امری که دولت های قبلی به دلایل بسیاری حتی جرات نزدیک شدن به آن را هم نداشتند.
۳۴) طرح بزرگ تحولات اقتصادی و ساماندهی یارانه ها
۳۵) توجه ویژه به موعود و منجی آخرالزمان(عج) که از اصول اعتقادی ما شیعیان است
۳۶) برای نخستین بار در کشور واگذاری بیش از ۲۴ میلیون خط تلفن همراه در عرض مدت زمان کمتر از سه سال
۳۷) تبدیل شدن ایران به بزرگترین بازیگر منطقه خلیج فارس
۳۸) افزایش بی سابقه اعتبارات مناطق محروم و شهرهای کوچک
۳۹) طرحهایی زیربنایی مانند اصلاح سیستم بانکی، سهمیه بندی بنزین ، هدفمند کردن یارانه ها و همچنین تلاش و کوشش شبانه روزی و پرهیز از تبلیغات گسترده و دهها مورد دیگر، همگی نشانه پرهیز دولت نهم از پوپولیسم است علیرغم اینکه در اکثر دولتها برای جذب طرفدار از بین توده ها این امر رواج دارد.
همچنین مقابله قاطعانه با بزه کاری ها و امور خلاف در جامعه، نشانه مخالفت با پوپولیسم مبتذل می باشد. البته در زمان دولت اصلاحات از این نوع عوام فریبی سخیف برای مطامع سیاسی و در جهت جذب بعضی اقشار (جوانان ، بانوان و دانشجویان) بسیار استفاده می شد.
۴۰)....
دوستان می توانند با توجه به اطلاعات و تخصص خود سایر موارد را که به ذهنشان می رسد به صورت کامنت ارسال کنند تا اضافه نمایم. منبع:حامی
|
|
|
احمدينژاد چه دولتي را از خاتمي تحويل گرفت؟ |
|
روز 4 تیر 84 هنگامی که نتیجه قطعی انتخابات ریاست جمهوری مشخص شد، دولت وقت به صورت ضرب الاجلی به تصویب برخی طرح ها در هیأت دولت و ارسال لوایح به مجلس اقدام کرد که این طرح ها و لوایح اغلب از قوت کارشناسی قابل توجهی برخوردار نبود و با انگیزه محدود ساختن تصمیم سازی های دولت بعدی تهیه شده بود.به گزارش رجانیوز، برخی از این مصوبات ضرب الاجلی مانند برداشت از حساب ذخيره ارزي و خالي کردن اين حساب، صدور مجوز يکباره بيش از 70 نشريه، قراردادهاي نفتي، اعزام سفيران و... هر يک به موانعي براي کاهش سرعت دولت و مجبور ساختن دولت به اصلاح اين مصوبات تبديل شدند. براساس برخي گزارش ها، تنها در اواخر تيرماه 84 مجوز انتشار بيش از 70 نشريه صادر شد كه برخي از اين دريافت كنندگان داراي مشاغل غيرمطبوعاتي بودند و برخي ديگر سوابق منفي و ناموفقي را در عرصه مطبوعات داشتند.همچنین در ماه هاي آخر دولت هشتم و علي رغم اعلام دولت مبني بر عدم اعزام سفيران جديد، برخی سفراي جديد به كشورهاي خارجي اعزام شدند که اغلب از نزدیکان سیاسی دولت وقت بودند. با تصويب دولت هشتم، يك ميليارد و 110 ميليون ريال به وزرا و معاونان جهت كمك هزينه هاي ضروري پرداخت شد. اين در حالي بود كه 3 ماه بیشتر از ابتدای سال نگذشته بود و بخش اعظم اعتبارات اختصاص يافته براساس بودجه، هنوز هزينه نشده بود.با تصويب هيأت دولت، مقرر شد دولت تا پايان شهريور ماه 84، سه مرتبه از حساب ذخيره ارزي در مجموع به ميزان 940 ميليون دلار برداشت كند.براساس اين تصويب نامه، بانك مركزي مكلف بود معادل 940ميليون دلار از موجودي حساب ذخيره ارزي را معادل 658 ميليون دلار يعني 70 درصد آن را تا پنجم تيرماه و 188 ميليون دلار يعني 20 درصد آن را تا 30 تيرماه و 94 ميليون دلار مابقي يعني 10 درصد آن را تا 20 مردادماه سال 84 به حساب خود برداشت و وجوه ريالي ناشي از تسعير اعتبار ارزي ياد شده را به حساب خزانه واريز كند. نكته قابل توجه در اين مصوبه آن است كه 90 درصد برداشت دولت، قبل از انتقال دولت انجام شد. مصباحي مقدم، عضو كميسيون اقتصادي مجلس هفتم در این زمینه اعلام كرده بود از مجموع 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي، تنها 12 ميليارد دلار باقي مانده است. وي با اشاره به عملكرد دولت وقت در برداشت از حساب ذخيره ارزي گفته بود دولت در چند سال اخير سعي كرده است مشكلات نقدينگي خود را با لوايحي براي برداشت از اين حساب برطرف كند كه اين اقدام اصلاً منطقي نيست و تورم نيز باعث دامن زدن به آن مي شود. به اعتقاد برخي كارشناسان، آنچه در حساب ذخيره ارزي باقي ماند كمي بيش از 8 ميليارد دلار بود كه قرارداد آن با بخش خصوصي بسته شد يعني دولت آينده با حساب خالي صندوق ارزي روبرو شد. در سه ماهه اول 84 نسبت به مدت مشابه سال قبل، برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي حدود 500 درصد رشد داشت.براساس گزارش هاي بانك مركزي، ميزان برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي از يك هزار و 713 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال 82 به 8 هزار و 532 ميليارد ريال در 3 ماهه اول سال جاري رسيده بود.دولت در حالي در 3 ماهه اول سال 84 هشت هزار و 532 ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي برداشت كرد كه طبق رقم مصوب بودجه اي، در اين مدت بايد يك هزار و 126 ميليارد ريال از منابع اين حساب استفاده مي كرده است. احمدي نژاد در حقیقت دولت را در شرایطی تحویل گرفت که قوه مجريه با كسري بودجه 2/9 ميليارد دلاري مواجه بود. حساب ذخيره ارزي تقريباً خالي و رشد نقدينگي به مرز 30 درصد رسيده بود. همچنين بودجه سال 84 با كسري 10 ميليارد دلاري روبرو بود. به اعتقاد كارشناسان، رشد نقدينگي در سال 84 به رقم 60 هزار ميليارد تومان رسيد كه آثار تورمي سنگين را براقتصاد كشور تحميل كرد. به گفته كارشناسان در سال 84 با وجود هزينه 400 ميليارد دلاري در طول سه برنامه توسعه، شاخصه هاي اقتصادي مطلوبي را نداريم و از مجموع 30 ميليارد دلار صندوق ذخيره ارزي، 75 درصد آن صرف هزينه هاي جاري و مخارج اضافي شده است. همچنين براساس آمار سازمان برنامه و بودجه، 54 هزار طرح نيمه تمام در كشور وجود داشت كه هزينه استهلاك آنها ميلياردها دلار برآورد شد. در آن سال، 9 ميليون نفر از مردم زير خط فقر به سر مي بردند كه از اين تعداد حدود دو ميليون نفر در فقر مطلق زندگي مي كردند. براساس مصوبه دولت وقت، معادل 2 ماه حقوق و پاداش به كاركنان ستادي پرداخت شد. اين مصوبه در حالي اجرايي شد كه دولت در سال هاي قبل از آن، همواره با كسري بودجه مواجه بود و در ماه هاي آخر سال 83 نه تنها قادر به پرداخت عيدي كاركنان نبود، بلكه حقوق عادي معلمان، ارتشي ها، پرستاران و بازنشستگان با تأخيرهاي چند ماهه پرداخت شد.از سوی دیگر، سرعت انعقاد قراردادها بويژه در امور نفتي طي هفته ها و ماه هاي آخر دولت هشتم به طور کم سابقه ای امضا شد و بنا به دلایل نامشخص قراردادهایی که بعضاً با تأخير چند ساله در صف بودند، ناگهان مورد موافقت قرار گرفته و امضا شدند. نكته تأسفبار در اين قراردادها، واگذاري آنها با ارقام بسيار بالاتر به طرف هاي خارجي نسبت به متقاضيان داخلي بود.مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي درباره انعقاد برخي از اين قراردادها از جمله مناقصه هاي شركت ملي صنايع پتروشيمي مطالب تكان دهنده اي را منتشر كرد و توضيحات بعدي مسئولان شركت ملي صنايع پتروشيمي نيز نه تنها اين نگراني ها را برطرف نكرد، بلكه برآن افزود.در گزارش مرکز پژوهش های مجلس درخصوص یکی از این قراردادها آمده بود: ولاً در اين دو قرارداد، پاكت دو شركت سازنده ايراني براي شركت در اين مناقصه ها باز نشد و كار به شركت هاي خارجي (آلماني) سپرده شد. ثانياً رقم پيشنهادي شركت هاي داخلي 565 ميليون يورو و كمتر از طرف خارجي بود. به عبارت ديگر معلوم نيست چرا كاري را كه شركت هاي داخلي قادر به انجام آن بوده اند، معادل 600 ميليارد تومان گران تر به طرف خارجي سپرده شد. با چه مجوزي اينگونه از بيت المال بذل و بخشش شده است. آيا پورسانت هاي حداقل 5 درصدي در اين معاملات سبب عقد قراردادهاي عجولانه، غيركارشناسانه و خلاف منافع ملي شده است؟
از سوي ديگر، مسئول سابق اطلاعات و اخبار مناطق نفت خيز جنوب، در گفتگو با برخي خبرگزاري ها، از حيف و ميل 800 ميليون دلاري در عقد قرارداد حوزه نفتي دارخوين خبر داد. به گفته اين مسئول، جمع كثيري از كارشناسان ارشد نفتي كشورمان با اشاره به پيشنهاد 220 ميليون دلاري سازندگان داخلي يادآور شدند: طرح چند مرحله اي شركت نفت خيز جنوب براي ميدان دارخوين از سوي كميته مشاركت هاي بين المللي به عنوان بهترين گزينه از نظر فني و اقتصادي نسبت به شركت هاي خارجي «اني»، «لازمو»، «بي جي» و «آركو» شناخته شده بود. قيمت پيشنهادي مناطق نفت خيز براي توسعه ميدان حدود 220 ميليون دلار اعلام شد كه از محل بخشي از توليد ميدان به راحتي قابل تأمين بود، ولي به اين مسأله اعتنايي نشد و سرانجام ميدان مذكور با بيش از يك ميليارد دلار به ايتاليايي ها واگذار گرديد كه در نتيجه حدود 800 ميليون دلار به كشور خسارت وارد گرديد. علت گراني اين شيوه آن است كه در بيع متقابل هزينه سرمايه گذاري ميادين را پيمانكار خارجي تعيين مي كند. مدير شركت ايتاليايي «اني» پس از عقد قرارداد ميدان نفتي دارخوين، واگذاري اين ميدان مهم نفتي را به عنوان پاداشي بزرگ براي ايتاليايي ها خواند. شايد علت اظهارات وي اين باشد كه 60 درصد توليد نفت دارخوين براي سال هاي متمادي نصيب آنها شد. مسئولان وزارت نفت در حالي يكي از دلايل عقد اين قرارداد را بهره مندي از تكنولوژي روز عنوان كردند كه حدود نيمي از كار توسعه ميادين نفتي را «شركت حفاري جنوب» انجام مي دهد و در ميدان هايي نظير دارخوين و ميدان گازي تابناك، دكل هاي خارجي با توجه به پيچيدگي هاي اين ميادين توانايي حفاري آنها را نداشتند لذا طرف هاي خارجي قرارداد، سرانجام مجبور شدند كار حفاري اين چاه ها را البته با واسطه گري و قيمت بسيار پايين به شركت ملي حفاري ايران واگذار نمايند. از سوي ديگر، براساس قراردادهايي كه طي ساليان اخير در مخزن نفت و گاز منعقد گرديده، برنامه كنترل توليد نفت و گاز كشور كه قبلاً تحت مديريت كارشناسان ايراني بود، به دست شركت هاي خارجي افتاد. همچنین دولت هشتم در چند ماه آخر، دستور تأسيس 30 شهر جديد را صادر كرد. به طوری که تأسيس هر شهر جديد ده ها ميليارد تومان هزينه و بار مالي بر دوش دولت آينده مي گذاشت زيرا براي تأسيس هر شهر بايستي بيش از 100 اداره دولتي و كشوري در آن ايجاد شود. انجام استخدام های گسترده در برخي وزارتخانه ها از جمله وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، كشور، جهاد كشاورزي، ارشاد، نفت، نيرو و صنايع و معادن و رسمی شدن كارمندان پيمانكار و قراردادي که تا پیش از آن به دليل مشكلات ريالي، استخدام نشده بودند، از جمله دیگر اقدامات انجام شده در ماههای پایانی دولت هشتم بود. همچنین شوراي پول و اعتبار، تسهيلات مسكن را از 12 ميليون به 18 ميليون تومان افزايش داد، اما از آنجا كه تصميم گيران، اعتبار لازم را براي تحقق اين امر پيش بيني نكرده اند، دوره آزمايشي سه تا شش ماهه را براي آن مدنظر قرار دادند. به عبارت ديگر اگر دولت بعد طرح آزمايشي 18 ميليوني را متوقف می کرد، در افكار عمومي بايد جوابگو می بود. اين در حالي است كه برخلاف قبل، سقف سپرده گذاري مردم كه شش ميليون تومان بود، بدون تغيير باقي مانده است. براساس مصوبه هيأت دولت، دولت آينده موظف به احداث 20 پالايشگاه در كشور نیز شد. اين در حالي بود كه وزير نفت دولت وقت بارها اعلام كرده بود با توجه به هزينه هاي هنگفت احداث پالايشگاه، عصر احداث پالايشگاه به سر آمده است. هيأت دولت هشتم همچنین تأکید کرد ميزان فوق العاده در مورد كاركنان نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور تا شصت درصد قابل افزايش مي باشد و دستگاه هاي اجرايي مجازند براي تأمين هزينه استقرار اوليه كاركنان خويش معادل شش ماه فوق العاده اشتغال خارج از كشور را در ابتداي مأموريت به كاركنان پرداخت نمايند. براساس مصوبه هيأت دولت، بدهي وارد كنندگان كالا در شبكه بانكي با بخشودگي مواجه خواهد شد. براساس مصوبه ديگري، بدهي وارد كنندگان دولتي كالا نيز با بخشودگي روبه رو شد.مصوبات ضرب الاجلی متعدد دیگری نیز که حاوی بار مالی سنگینی برای دولت بود در ماههای آخر گذرانده شد که اگرچه اصل مورد توجه قرار گرفتن بسیاری از آنها ضروری بود اما تصویب ضرب الاجلی و کارشناسی نشده آنها با هدف تحت فشار گذاشتن دولت بعدی، موجب شد دولت نهم ماهها وقت صرف اصلاح این لوایح نماید.منبع: اینجا را ببینید.... |
|
رجايي، احمدينژاد و تقابلهاي از جنس بنيصدر |
|
یکی از مولفه های عمده توفیق شهید رجایی استقامت بر حق بود، او زمانی که به رغم تمایل بنی صدر و بر اثر اصرار مجلس نخست وزیری و ریاست دولت را بدست گرفت، آنچنان رفتار مکتبی از خود نشان داد و بر آن استقامت ورزید که خود موجب پالایش کسانی بود که با تزویر در خط انقلاب قرار گرفته بودند. در حقیقت باید گفت پایداری او در اطاعت از امام و رفتار مکتبی او بدون توجه به غوغاسالاران سیاسی سبب شد سرانجام بنی صدر ناگزیر به افشای چهره حقیقی خود شود و با صدور دستور آتش به سوی مردم از کشور بگریزد. کشمکش میان رجایی و بنی صدر از معرفی اعضای دولت آشکار شد، زمانی که بنی صدر برخی از وزیران پیشنهادی رجایی برای وزارتخانه های کلیدی مانند خارجه، بازرگانی و... را برای معرفی به مجلس تأیید نمی کرد و کار تا آنجا پیش رفت که تا عزل بنی صدر وزارت خارجه فاقد وزیر بود. جالب آنکه به رغم تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان درباره امکان سرپرستی نخست وزیر در وزارتخانه های بدون وزیر، باز هم بنی صدر مخالفت کرد و کار اختلافات میان آن دو تا آنجا پیش رفت که مکاتبات مفصلی ردوبدل شد؛ مکاتباتی که امروز به عنوان سندی تاریخی در دستان ماست و نشان می دهد بنی صدر هرگز حاضر به گردن نهادن به پیشنهاد منطقی رجایی در استفسار از شورای نگهبان در خصوص حدود اختیارات رییس جمهور و نخست وزیر بر اساس قانون اساسی نشد. مواجهه بنی صدر با رجایی تنها در مصادیق خلاصه نمی شد و برخاسته از اختلاف در عمق باورهای آنان بود؛ از این رو در موارد گوناگون بروز می یافت تا جایی که بنی صدر در فروردین 60 اعلام کرد به عنوان رییس جمهور حاضر به شرکت در کابینه رجایی نیست. عمده این تمایز ها به دلدادگی شدید رجایی به خط امام و آرمان های انقلاب مربوط می شد. به عنوان نمونه پس از سفر او به سازمان ملل و آن سخنرانی موفقیت آمیز که پرده از چهره استکبار افکند، همفکران بنی صدر با فضاسازی رسانه ای سخنان او را بدور از اصول دیپلماتیک ارزیابی کردند. شهید آیت الله دکتر بهشتی در روایت این موضوع با اشاره به وجود مخالفین و موافقین رجایی درباره سخنانش در سازمان ملل می گوید: "برادرمان رجایی وقتی از سفر بازگشت به حضور امام رسیده بود و خواسته بود نظر امام را بداند... امام گفته بود: بله گوش کردم و بسیار خوب بود. خوب چرا سخنرانی برادرمان رجایی در آن مجمع از نظر امام و شما مردم خوب بود؟ برای اینکه نمونه ای از رفتار سفرای پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در دربار کسری و قیصر بود." اما این رفتارهای انقلابی چندان به مذاق بنی صدر و یارانش خوش نمی آمد. لکن استقامت او بر مسیر انقلابیش، اطاعت از امام و تشکیل کابینه 36 میلیونی توانست یکی از عوامل رسوایی و شناخته شدن خطوط انحرافی و منافقین باشد. *** بسیاری شعار "رییس جمهور رجایی گونه" را تنها منحصر در شیوه ساده زیستی دکتر احمدی نژاد دنبال می نمایند و حداکثر با تشابه سفرهای استانی رییس جمهور به سفرهای متعدد شهید رجایی به شهرستان ها و مناطق محروم و برخورد گرم او با مردم این قیاس را تأیید می کنند اما در واقع شباهت های این دو بیش از این موارد است. یکی از این شباهت های عمده در رفتارهای انقلابی شهید رجایی در دوران 10 ماهه نخست وزیری و کمتر از یکماه ریاست جمهوریش همچون سخنرانی در سازمان ملل و نامه شدید اللحن او به رییس جمهور فرانسه منعکس است؛ مواردی که در سه سال گذشته نمونه های فراوانی همچون آنها را در دولت نهم دیده ایم. برخی از مواضع شهید رجایی را اگر امروز بدون نام گوینده آن نقل کنیم، بسیاری گمان خواهند کرد این سخنان را احمدی نژاد بر زبان رانده است، سخنانی همچون استفاده از سلاح نفت برای مقابله با آمریکا و محو اسراییل.اما بیشترین شباهت را شاید بتوان در نوع مقابله هایی که با دولت او انجام می گردید، دنبال نمود؛ مخالفت هایی که بیشتر به بهانه جویی برای کارشکنی می مانست. مخالفت بنی صدر با لایحه "حذف عنوان فرمان همایونی" یکی از مشهور ترین این اختلافات است که همزمان با فضا سازی رسانه هایی همچون انقلاب اسلامی و میزان در جامعه مطرح می شد. ستون "کارنامه رییس جمهور" بنی صدر در روزنامه انقلاب اسلامی که به بهانه روایت تاریخ حتی حرمت امام را نیز نگاه نمی داشت و به همه مسئولین سخنان ناصوابی نثار می کرد، یکی از اصلی ترین حربه های رسانه ای آنها بود. او در عمل تا آنجا که در توان داشت، مقابل سیاست خارجی عزت مدارانه رجایی ایستاد؛ به عنوان نمونه در زمانی که نخست وزیر به دلیل انتظارات خلاف عرف دیپلماتیک رییس جمهور بنگلادش -که ادعای میانجی گری میان ایران و عراق را داشت-، برای انجام ملاقات در سفارتخانه این کشور، به او وقت دیدار نداده بودند، دکتر تقی زاده به نمایندگی از بنی صدر به سفارت خود عراق در لندن رفته و مدتی در آن مانده بود. رویکردی غیر انقلابی که امروز نیز در برخورد با دیپلماسی دولت نهم دنبال می شود. بنی صدر برجسته ترین سمبل یک تفکر بود. مقابله هایی که بنی صدر با رجایی داشت، ناشی از تعبیر او از قانون اساسی آن زمان بود که خود را هماهنگ کننده قوا می دید و حتی با این برداشت، قوانین رسمی کشور را زیر پا می نهاد. او که از "کیش شخصیت" و توهم دارا بودن قدرتی بالاتر از انقلابیون رنج می برد، بارها به رغم هماهنگی رییس دولت و مجلس، در انجام اقدامات انقلابی دولت رجایی کارشکنی نمود و تحقق آن را تا زمان عزل خود به تأخیر انداخت؛ اما تاریخ اثبات کرد که آنچه ماندنی شد، اندیشه و عملکرد رجایی و رجایی ها بود؛ به رغم تمام آن کارشکنی ها! منبع:رجا/محمد مهدي اسلامي |
|
گناه مصباح بودن |
|
«ذنب لايغفر» مصباح بيان بي پرده و پيرايه الگوي حكومت طراز معارف قرآن و عترت بود. بيان مسلمات فقهي مورد قبول شيعه و سني از سوي آيت الله مصباح و تكيه او بر فتاوي امام (ره) در تحرير الوسيله با ناميده شدنش از سوي روزنامه هاي دوم خردادي به عنوان تئوريسين خشونت همراه شده بود. نقش علامه مصباح يزدي در نماياندن جلوه هاي تفكر ناب اسلامي و برملا ساختن زاويه تند انديشه ها و رفتارهاي فاصله گرفته از مباني، او را در كانون هدف گيري توپخانه تخريبي دوم خردادي ها قرار داده بود.متاسفانه شليك كنندگان اين خط آتش از داعيه داران بعدي اعتدالگرايي تا خروج كنندگان «بر» و «از» حاكميت را شامل مي شدند. «ذنب لايغفر» مصباح بيان بي پرده و پيرايه الگوي حكومت طراز معارف قرآن و عترت بود. او در خلال سلسله مباحث خود درباره نظريه سياسي اسلام تاسيسي و نه امضايي بودن نظريه سياسي اسلام و تفاوت آن با ديگر الگوها در نگرش به مقوله هاي آزادي، نقش مردم، مقبوليت و مشروعيت، حقوق بشر، تفكيك قوا، قانون، تسامح، تكثر و مقوله هاي متعدد ديگري را محققانه و در عين حال شفاف مورد بررسي قرار داد. زمان طرح اين مباحث دوره بدمستي و نفس كش طلبي كساني بود كه سرخوش از پيروزي سياسي، الگوي دموكراسي غربي را پايان تاريخ مي انگاشتند و به زعم آنان سخن مخالف خصوصا كه مستدل و مجاب كننده باشد بايستي به شديدترين وجه سركوب مي شد! آنها با انديشمندي مواجه بودند كه با داشتن سابقه اي مثل برعهده گرفتن دبيري «گروه ولايت» متشكل از بزرگاني مثل رهبر معظم انقلاب، شهدا بهشتي، باهنر، قدوسي، رباني شيرازي، رباني املشي و مرحوم آيت الله مشكيني و ... در اولين روزهاي آغاز نهضت امام (سال 1341) كه شكل گيري حكومت اسلامي يك آرزوي دست نيافتني تصور مي شد تحقيق در اين موضوع را آغاز كرده و در واقع از سابقون در اين جهاد بزرگ در شرايط اختناق پليسي رژيم ستمشاهي بود. اكنون او خويش را رسالتمند حفظ ثمره به بلوغ رسيده و ارجمند آن مجاهدات مي ديد. او بايستي خود را براي پذيرش تبعات اين پايداري آماده مي ساخت. چرا كه خصلت نابردباري روشنفكري بيمار نسبت به نظر مخالف خصوصا از جنس تاكيد شرع و قواعد آن، از ابتداي شكل گيري اين روشنفكري در حوادثي مثل بر دار كردن شيخ فضل الله نوري به خاطر اصرار بر لزوم مشروعه بودن مشروطه، خود را نشان داده بود. همان گونه كه پيش از اين بيان شد آنها با ايجاد گفتمان مصنوعي «نفي خشونت» از عملكرد پيامبر در برخورد با كفار تا اجراي حدود مصرح الهي را هدف لجن پراكني قرار داده بودند. كمترين مخالفت ولو علمي و محققانه در برابر اين فضا، سوژه اي براي شبكه پروپاگاندايي مي شد كه يك سر آن در راديوهاي بيگانه و رسانه هاي ضدانقلاب خارج كشور و سر ديگر آن در روزنامه هاي زنجيره اي و حتي بخشي از بدنه قوه مجريه بود. خصلت ديرينه شجاعت آيت الله مصباح در برخورد با انحرافات فكري او را در خط مقدم جبهه مدافعان مباني اعتقادي اسلام و نظام قرار مي داد. او معتقد بود: «وظيفه ديني و غيرت ديني به ما اجازه نمي دهد كه شاهد اهانت به مقدسات باشيم و ساكت بمانيم. اسلام براي دفاع از مقدسات ديني خشونت را تجويز كرده است. وقتي اسلام و مقدسات از جان و مال خود و فرزندانمان عزيزتر است، مي توانيم براي دفاع از آنها حتي جان خود را به خطر افكنيم. از اين جهت اگر كسي به مقدسات ديني توهين كرد انسان مي تواند او را مجازات كند مگر اين كه اقدام او موجب فساد بيشتري باشد.» آيت الله مصباح با ياد آوري فتواي امام درباره مهدورالدم بودن سلمان رشدي كه در هيچ دادگاهي صادر نشده و در عين حال مورد اتفاق نظر همه فقهاي شيعه و سني است انگيزه خود را از طرح اين بحث اين گونه بيان كرده بود: بنده در جهت انجام وظيفه خويش تصميم گرفتم بت نفي مطلق خشونت را بشكنم و اين تصور را كه هر خشونتي بد است و هر نرمشي مطلوب است نفي كنم... بلكه هر كدام از آنها با قيودي و در چارچوبه اي مطلوب است. با اين طلسم شكني، باراني از اتهام «خودسري» آيت الله مصباح در بيان نظرات فقهي خود بر سر او باريدن گرفت. حال آن كه يك ماه پيش از آن كه رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه مهرماه 1378 بر حرمت شرعي اعمال غيرقانوني حتي براي مقلدان مراجع تقليد ديگر تاكيد كنند آيت الله مصباح از كساني كه برخلاف دستورات مقام معظم رهبري عمل مي كنند تبري جسته بودند. بيان مسلمات فقهي مورد قبول شيعه و سني از سوي آيت الله مصباح و تكيه او بر فتاوي امام (ره) در تحرير الوسيله با ناميده شدنش از سوي روزنامه هاي دوم خردادي به عنوان تئوريسين خشونت همراه شده بود. اين جوسازي ها چنان براي شبكه انگليسي بي بي سي جذاب بود كه براي مقابله با آيت الله مصباح، مصاحبه اي را با آيت الله صانعي ترتيب داد. اما آيت الله صانعي گريزي از اين نداشت كه اذعان كند: «در مورد كسي كه به پيغمبر و معصومين ناسزا بگويد روايت داريم كه كشتن او براي هر كس كه شنيد جايز است.» او در عين حال با به ميان كشيدن استثنا در موارد بيم ضرر براي قاتل فرد ناسزاگو و يا مسلمان ديگر، سعي كرد تفاوت ديدگاه خود را با آيت الله مصباح بيان كند. اگر مباني ديني و مستندات فقهي ملاك قضاوت درباره نظرات استاد مصباح واقع مي شد حتي با تمسك به اختلاف سلايق فقها، يافتن نكته غيرقابل دفاع در اين نظرات تقريبا ناممكن بود. اما از كساني كه «تفكر شيعه گري را موجب انحطاط حكومت و مانعي براي دموكراسي و فرهنگ شهادت را خشونت آفرين» مي دانستند برمي آمد كه زشت ترين نسبت ها را به آيت الله مصباح بدهند. در فهرستي كه نويسندگان كتاب بازي ترور با بررسي روزنامه هاي دوم خردادي فقط در مدت يك سال بيان اين توهين ها جمع آوري كرده اند اين تعابير درباره آن شخصيت علمي و ديني ديده مي شود: «تئوريسين خشونت، فيلسوف خشونت، عامل وحشت، خطيبي چون وليد و معاويه، آدمكش، پرخاشگر، تحريك كننده به قتل، خائن به اسلام و انقلاب، صاحب تفكر خوارج، مخالف انقلاب اسلامي، مبلغ آنارشيسم و فاشيسم همسو با انجمن حجتيه و همسو با دشمنان، جاهل و ابله» اما ميزان و كيفيت حمايت رهبر معظم انقلاب از آيت الله مصباح در آن سالها در مورد هيچ يك از شخصيت ها سابقه نداشت. پس از بيان اين نكته در شهريورماه 1378 از سوي رهبر معظم انقلاب كه اين «شخصيت عزيز و عظيم القدر خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را در زمان ما پر مي كند، معظم له در آبان ماه 1379 نيز كه آيت الله مصباح به تهمت جديد مخالفت با دستورات رهبري متهم شده بود، اين حمايت محكم را از او ابراز نمودند: «اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند اينها همه اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرد! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مي دهد چون حسابگر است. دشمن آنجا را مي شناسد و به مقابله اش مي آيد، با مرحوم مطهري هم همين جور برخورد كردند.» در آن روزها آنچه بيش از همه چيز اهل درد را مي آزرد (و متاسفانه تاكنون نيز ادامه يافته است) ورود افرادي به صحنه بود كه به عمده شدن اختلاف سلايق سياسي گذشته با اين موج همراه مي شدند. گاهي اين همراهي به انكار واقعيت هاي تاريخي هم منجر مي شد. اتهام مخالفت آيت الله مصباح با مبارزه پس از تبعيد امام (ره) در شرايطي با حرارت فراوان از سوي اين دسته از مخالفان او مطرح مي شد كه روند امام زدايي در جبهه دوم خرداد شدت گرفته بود. اما افرادي مثل آقاي سيدعلي اكبر محتشمي پور كه از همان زمان مبارزه با آيت الله مصباح برايشان در اولويت قرار داشت، ادعا مي كردند آيت الله مصباح مبارزه با رژيم شاه و همراهي نهضت امام را پس از 15 خرداد 42 كنار نهاده است. حال آن كه حتي مخالفان فكري آيت الله مصباح مثل آقايان دعايي، حجتي كرماني و ... اعتراف داشتند كه او نه تنها پس از خرداد 42 بلكه حتي در روزهاي پر از وحشت و خفقان پس از تبعيد امام در پاييز 1343 نويسنده، تهيه كننده و توزيع كننده شديداللحن ترين نشريه حوزه علميه قم برضد شخص شاه (نشريه انتقام) بوده است. نشريه اي كه به قول آيت الله مسعودي خميني «اگر آن زمان معلوم مي شد كه چه كسي اين نشريه را تهيه مي كند و اين مطالب را مي نويسد، قطعا آقاي مصباح به بهشت رفته بود.» و فقط يافتن قرائني درباره ارتباط بين اين نشريه و هيئت هاي موتلفه پس از قتل حسنعلي منصور و خطرناك تلقي شدن آيت الله مصباح و متواري شدن وي از ادامه انتشار آن جلوگيري كرد. تعجب آور است كه آقاي محتشمي به رغم سالها معاشرت با آقاي دعايي در نجف اشرف از او نشنيده باشد كه ترتيب فرار دعايي از قم به نجف را آيت الله مصباح داده بود و آقاي دعايي در اين فرار از كشور حامل نامه اي از فضلاي قم به امام بوده كه نويسنده آن كسي جز استاد مصباح يزدي نبوده است، نامه اي كه به گفته دعايي ابراز رضايت وخوشحالي امام را به دنبال داشت. مصباح يزدي دانشمندي است كه پس از هجرت شهيد بهشتي به هامبورگ به عنوان ملجأ فكري گروههاي اسلامي و حامي نهضت امام عمل مي كند و نام او تا سال 1349 در كنار بقيه بزرگان حوزه هاي علميه در اعلاميه ها و نامه ها ديده مي شود. اما صراحت مصباح در برابر انحرافات فكري گروه هاي مبارز و اعوجاج برخي از ارباب انديشه پردازي - كه به عقيده وي زمينه ساز انحراف جوانان متدين به سوي مكاتب الحادي بودند : در دهه 50 انگ مخالفت با مبارزه را از سوي اين گروه ها بر پيشاني او مي نهاد. تلاش علمي او براي مقابله فكري با الحاد و التقاط و نيز نهي اكيد او نسبت به همكاري گروه هاي مسلمان با ماركسيست ها به همين تبليغات دامن مي زد. وقتي اين همكاري به غلبه الحاد بر مبارزات اسلامي و خسارات سنگين ناشي از آن منجر شد، مبارزان اصولگراي مسلمان براي مقابله با اين مشكل از افرادي مثل شهيد مطهري و مصباح يزدي و مراكزي مثل موسسه در راه حق مدد خواستند. در آن زمان مطهري و مصباح بر خلاف برخي كه مكاتبي مثل ماركسيسم را صرفا رقيب اسلام مي پنداشتند، معتقد بودند كه ماركسيسم «الدالخصام» اسلام است. اين نگاه نه تنها مصباح بلكه حتي شهيد مطهري را در ميان بسياري از مبارزان به اتهام مخالفت به مبارزه مي نواخت. يكي از ادعاهاي سست و بلكه حيرت آور افرادي مثل آقاي محتشمي و ... موضوع همسويي مصباح با انجمن حجتيه بوده است. واقعا فيلسوف و متكلمي مثل آيت الله مصباح چگونه مي توانست همسو با كساني باشد كه طرد فلسفه و عرفان از شاخصه هاي اصلي انديشه آنان بود؟ مستمسك اين ادعا از خود آن مضحك تر است. افرادي مثل سيدحسين موسوي تبريزي از برگزاري جشن نيمه شعبان در سال 57 برخلاف نظر امام در موسسه در راه حق : كه علاوه بر آيت الله مصباح افرادي مثل آيت الله سيدمحسن خرازي، شهيد حقاني، دكتر احمدي اداره آن را برعهده داشتند : براي اثبات همسويي با انجمن حجتيه ياد كرده اند. در حالي كه به گفته آيت الله استادي در آن مقطع فعاليت هاي اين موسسه به سبب عمليات ساختماني در ساختمان اصلي در يك خانه قديمي در كوچه اي تنگ انجام مي شد كه اصلا برگزاري جشن در آن امكان پذير نبود. عدم درج نام آيت الله مصباح در بيانيه هاي مدرسين قم در اوج مبارزات سال 57 نيز از ديگر موضوعات براي اثبات مبارز نبودن او بود! پس از درج نام آيت الله مصباح در ذيل بيانيه مدرسين قم به مناسبت اولين خيزش در دور نهايي مبارزه (يعني 19 دي 56) به سبب درخواست هاي مكرر دانشجويان مسلمان مقيم خارج كشور مصباح و يارانش براي غنابخشي فكر مبارزه اسلامي به تناوب در سفر به كشورهاي مختلف بودند. اسناد ساواك نيز از تعقيب سايه به سايه او : كه حتي در پخش اعلاميه ها فعال بوده است: حكايت دارد. با تاسف بايد پذيرفت جريان مخالف با مباني انقلاب توانست با تحريك حساسيت هاي مربوط به اختلاف سلايق سياسي دهه 60 نيروهاي حامي امام، برخي از آنان را در سنگر توپخانه پرحجم خود برضد نگهبانان ميراث انديشه ناب اسلامي قرار دهد. منبع: بصيرت/نوشته مرتضي صفار هرندی |
نقد وبررسی نقد های کارگزاران به دولت نهم
اخيرا روزنامه كارگزاران در مقاله اي با ناديده گرفتن خدمات دولت نهم ، اين دولت را « عوام گرا» ، «بي برنامه»، «بلاتكليف» و ... لقب داده است!
اين روزنامه در ادامه با اين ادعا كه «هيچگاه به اندازه و كيفيت كنوني، اداره امور كشور در همه زمينهها، دچار آشفتگي، فراز و نشيب و بلاتكليفي نبوده» افزوده است: «از آغاز پيشبيني ميشد كه در عرصههاي توسعه سياسي و رونق فرهنگي در اين دولت هيچ اتفاق خوشايند و اميدواركنندهاي نخواهد افتاد.»
البته اين گونه برخورد ها چندان شگفت آور نيست. مردم هنوز خاطره رفتارهاي مدعيان«تساهل و تسامح» در ايام تبليغات رياست جمهوري را فراموش نكرده اند و خوب به ياد دارند كه چگونه تريبون هاي نوشتاري و گفتاري اين طيف ، زمين و زمان را به خدمت گرفتند و رطب و يابس را به هم پيوند زدند تا مانع پيروزي دكتر احمدي نژاد شوند. با روي كارآمدن دولت احمدي نژاد، انتظار اين بود كه جناح مزبور و رسانه هاي آنان، پيام مردم را به خوبي درك كنند و از سنگ اندازي در مسير خادمان ملت بپرهيزند؛ اما گويا برخي افراد و جناح ها ، عزمشان را جزم كرده اند تا با سنگ اندازي در برابر برگزيده ملت، خود را همچنان از اقبال مردم محروم نگه دارند. به راستي روزنامه كارگزاران كه بدون ارائه هيچ مستندي دولت كنوني را بي برنامه ناميده است، موفقيت هاي كلان دولت در عرصه هاي داخلي و خارجي و به دنبال آن تحسين بزرگان نظام را چگونه توجیه مي كند؟! شايسته بود اين روزنامه به جاي كلي گويي، براي ادعاي خود مبني بر بي برنامگي دولت و اين كه «هيچگاه به اندازه و كيفيت كنوني، اداره امور كشور در همه زمينهها، دچار آشفتگي، فراز و نشيب و بلاتكليفي نبوده»! دست كم چند مصداق عيني ذكر مي كرد تا در برابر مخاطبان و اهالي انصاف شرمنده نشود. آيا موفقيت هاي كم نظير دولت خدمتگزار در دفاع از شرافت و حيثيت ملت ايران در صحنه بين المللي، حاصل بي برنامگي بوده است؟! آيا اذعان آژانس بين المللي انرژي اتمي بر حق هسته اي ملت ايران و دفاع قاطع بسياري از كشورها از جمله اعضاي جنبش عدم تعهد و ... به رغم باج خواهي هاي خارجي و كارشكني هاي داخلي جز در سايه برنامه ريزي و ديپلماسي هاي گسترده دولت خدمتگزار به دست آمده است؟! آيا جايگاه ارزشمند جمهوري اسلامي و رئيس جمهور آن در سطح بين الملل و به ويژه كشورهاي اسلامي درا ثر بي برنامگي و بلاتكليفي دولت به دست آمده است؟! و... . به نظر مي رسد «كارگزاران» و ديگر جرايد همسو باید منظور واقعي خود از بي برنامگي و آشفتگي در اداره امور كشور را شفاف تر بيان كنند و ترفند بازي با الفاظ را به كنارگذارند.
در پاسخ به ديگر ادعاي جريده مذكور مبني بر اين كه اتفاق خوشايند و اميدواركنندهاي در عرصههاي توسعه سياسي و رونق فرهنگي رخ نداده است! بايد گفت: اصولاً يكي از دلايل راي قاطع ملت در سوم تير 1384 به دكتر احمدي نژاد ، نارضايتي شديد از اوضاع نابسامان سياسي و فرهنگي آن دوران بود و انتظار اين كه در دولت جديد هم «در بر همان پاشنه بچرخد» نابهجا است. مردم ما خوب به ياد دارند كه سال هاي گذشته در پوشش توسعه سياسي و فضاي باز فرهنگي و اقتصادي چه جفاهايي در حق نظام و انقلاب شد و عده اي در پرتو بستر فراهم آمده به خود جرات دادند تمام بود و نبود دين را با قلم هاي مسموم خويش لگدكوب كنند!
نهضت جاودان كربلا را «جنگ عشيره اي» خواندند، ساحت قدسي پيامبر(ص) را خشونت طلب! ناميدند،عصمت ائمه(ع) را انكار كردند! امام زمان (عج) را- نعوذبا...- به استيضاح كشاندند، افكار بنيانگذار انقلاب را به موزه تاريخ سپردند! و ... . طبيعي است دولتي كه با دعاي خير صاحبدلان و همت سترگ دين باوران برسركار آمده هرگز بازگشت اين فضا و ميدان داري اصحاب تزوير و لااباليگري را برنتابد.
خوشبختانه هرگاه آتش توپخانه مدعيان شدت يافته است، مقام معظم رهبري خود وارد ميدان شده و با رساترين تعابير به حمايت از دولت خدمتگزار پرداخته اند؛ حمايتي كه در نوع خود بي نظير است و نادرستي بسياري از ادعاهاي امثال « كارگزاران» را نشان مي دهد. اشاره اي كوتاه به برخي فرمايشات معظم له در تمجيد از دولت نهم بسيار راهگشا است:
«امروز دولت ايران، يكي از محبوب ترين دولت ها بعد از مشروطه و در صد سال اخير است.»(1)
«با روي كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعي خود قرار گرفت.»(2)، «دوره كنوني به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) استثنايي است.»(3) «ارزش هاي ديني و انقلابي، مردمي بودن و رعايت خير و صلاح مردم از جهتگيري هاي اصلي دولت به شمار ميرود.» (4) «دولتي مردمي، پايبند به ارزش هاي ديني و كمربسته براي خدمت به مردم و در راس آن رئيس جمهوري با شيوه و منشي مردمي، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين المللي مشغول فعاليت است.»(5:) «مسؤولان دولت به معناي حقيقي كلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ريزي، اقدام و پيگيري، اهداف نظام و مردم را دنبال مي كنند كه بايد اين نعمت را شناخت و قدر دانست.» (6) «از اين دولت به طور خاص حمايت مي كنم.»(7) «اين جهتگيري هاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت ورزي مردمي، اين ها خيلي قيمت دارد و من قدر اين ها را مي دانم.» (8)
-«امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزي ها و حركت ها و سياست ها اعلام مي شود.» «امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.»
- بحمدا... هم عطش كار و انگيزه كار در اين دولت هست، هم عناصر و نيروي كارآمد و كاردان در اين دولت هست.»
به راستي با وجود تعابير رسا و بلند مقام معظم رهبري درباره دولت خدمتگزار،چگونه عده اي به خود اجازه مي دهند آن را بي برنامه ، مسووليت گريز، عوام گرا و... لقب دهند؟!
مراجع تقليد، علما و صاحبنظران جهاني نيز بارها بر مسيردرست دولت مردمي تاكيد كرده اند:
حضرت آيت ا... نوري همداني انگيزه حمايت هاي رهبري را «تلاش خستگي ناپذير آقاي احمدي نژاد براي برقراري امنيت، عدالت و فراهم كردن نيازهاي مردم» (9) مي دانند؛ حضرت آيت ا... مكارم شيرازي تصريح مي كنند:» ملت ايران بايد از داشتن چنين رئيس جمهوري به خود ببالد» حضرت آيت ا... جوادي آملي تاكيد مي كند: « مردم احمدي نژاد را مي خواهند» و علت محبوبيت دولت كنوني را تواضع و مردمداري دانسته و مي افزايد: «در دولت كنوني آن تفاخر و تظاهر به قدرت و ثروت كه در دولت هاي گذشته كمابيش به چشم مي خورد، وجود ندارد.»(10)
عملكرد دولت در عرصه هاي خارجي نيز شگفتي و تحسين صاحب نظران جهاني را برانگيخته است؛ چه اين كه برژينسكي - سياستمدار كهنه كار امريكايي- اذعان مي كند: «رئيس جمهور پيشين ايران با رفتار و شيوه ملايم و لبخند نتوانست امريكا را به عقبنشيني وادارد ولي آقاي احمدي نژاد با شدت عمل و تندي توانسته است امريكا را گام به گام در ديپلماسي جهاني و نبرد ايدئولوژيك به عقب براند. امروز احمدين ژاد يكي از رهبران اصلي دنيا است.» موارد از اين دست فراوان است و بيان همه آن ها در اين مختصر نمي گنجد.
بي گمان دولتي كه توانسته است با عملكرد مبتني بر آرمان هاي مكتبي خود، افتخار برخورداري از «حمايت خاص» مقام معظم رهبري و دعاي خير مراجع عظام تقليد و دلسوزان نظام را به دست آورد، از اوصافي چون عوام گرا، بي برنامه و ... مبرا است و اين گونه القاب برازنده همان كساني است كه به هر خس و خاشاكي دست مي يازند تا به گمان خام خود رئيس جمهور مردمي و دولت خدمتگزار را از پيگيري اهداف والاي خويش و قطع دستان فرصت طلبان داخلي وباج خواهان خارجي بازدارند.
پي نوشتها
1. سخنراني در مراسم سالگرد رحلت امام (ره)، خرداد 85
2. صبح صادق، شماره 254، ص3
3. ديدار با هيات دولت، شهريور85
4. ديدار با هيات دولت، مهر 85
5. در جمع مردم پرشور گرمسار، آبان 85
6. در ديدار منتخبان چهارمين دوره مجلس خبرگان، اسفند 85
7. در جمع زائران حرم رضوي، فروردين 86
8. همان
9. ديدار با فرماندهان سپاه، 1385
10. خرداد 85
منبع: مشق شب