|
«تیموتی فرنیش» در ایران چه کرد؟ و برای چه آمد؟ |
«تیموتی فرنیش» Timothy Furnish با لباس مبدل و به عنوان بازرگان به این دیار سفر نکرده بود بلکه او، با دعوت یکی از مؤسسات مهدوی و برگزار کنندة همایشهای بزرگ سالانه و با گذر از اتاق تشريفات استقبال فرودگاه امام خمینی وارد شد، در تمامی مدّت اقامت از مترجم مخصوص ایرانی بهره جست، در سالنی که بزرگترین و مهمترین شخصیتهای سیاسی، مذهبی و نظامی ایران (جناب آقای احمدینژاد، حضرت آیتالله امامی کاشانی، حضرت آیتالله جنتی و...) در آن گرد آمده و به ایراد سخنرانی پرداختند حضور یافت.موضوع واقعی بودن واهمة «غرب و صهیونیسم» از شکلگیری کانون قدرت مستضعفان در شرق اسلامی دیگر برای همة کسانی که از کمترین اطلاعات و قدرت تحلیل دربارة «مواضع غرب و آمریکا در برابر ساکنان شرق اسلامی و به ویژه ایران اسلامی برخوردارند آشکار شده است. واقعیتی که قریب به سی سال وضعگیری غرب در عرصههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، رسانهای و امنیتی پشتیبان و مؤید آن است. این واهمه در مرتبة اوّل و با عنوان «ترس از واقعهای قریبالوقوع» متوجه احتمال شکلگیری قدرتی بزرگ با مرکزیت شیعهخانة امام زمان(ع) است؛ امری که پس از واقعة شریف انقلاب اسلامی و با عنایت آسمانی در وجوه مختلف علمی، اقتصادی، نظامی و سیاسی همة عناصر جاذب قدرت در خود فراهم آورده است. در حالی که، رویکرد اصول گرایانه و ضدّ استکباری و ضدّ صهیونیستی آن در کنار حمایت از مستضعفان از آن نمونه و سرمشقی برای سایر اقوام طالب آزادی و رهایی از استکبار و استعمار الحادی ساخته است. این واهمه در جعل فرضیة «برخورد تمدنها» که توسط ساموئل هانتینگتون ارائه شده به خوبی قابل شناسایی است. امّا، در مرتبة ثانی، این ترس خود را با عنوان «ترس از واقعة شریف ظهور منجی موعود در شرق اسلامی» بارز میسازد. بیش از سه دهه از تمرکز بنیادگرایان انجیلی، که هماکنون بزرگترین کانون قدرت را در آمریکا از آن خود ساختهاند، بر موضوع جنگ آرمگدون و رویارویی نیروهای خیر و شر در فلسطین اشغالی میگذرد؛ جریانی که با عنوان «مسیحیان صهیونیست»، همواره نوک تیز حملات خود را متوجه جریان فکری مهدوی و موعودگرا ساخته و با ارائة تصویری غیرواقعی، ترسناک، ضدّ غرب، ضدّ بشر و تروریستی سعی در بسیج همة قوای سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا و انگلستان علیه ایران اسلامی (به دلیل باور مهدوی جاری و ساری در آن) کرده است. به موازات این جریان واقعی، بیش از پنجاه سال از ساخت و پرداخت صدها اثر سینمایی با موضوع و محتوای آخرالزّمان، ظهور منجی و... میگذرد در حالی که عموم این آثار به ظاهر سینمایی و هنری، همة ساکنان نیمکرة غربی را از ظهور پادشاه وحشت از شرق اسلامی (به روایت فیلم: مردی که آینده را میدانست) و انهدام تمدن تکنولوژیک غربی توسط او و یارانش باخبر ساخته و از ضرورت مقابلة تمام عیار با زمینهسازان ظهورش سخن به میان آوردهاند. بیگمان از همین روست که در زمان حاکمیت آقای جورج دبلیو بوش کمیسیونی با ریاست وی برای شناسایی حضرت صاحبالزمان(ع) و فرهنگ مهدوی جاری میان شیعیان تأسیس و راهاندازی شد. آثار تصویری فراوانی که از مصاحبهها و گزارشهای پخش شده توسط شبکههای تلویزیونی آمریکایی ضبط شده پرده از میزان آگاهی، حساسیت و ترس غرب از ظهور منجی موعود و مقدس از شرق اسلامی برمیدارد. شاید تنها پیشگوییهای «نوسترآداموس» که به زبانهای مختلف ترجمه شده و بارها دستمایة ساخت و پرداخت آثار سینمایی هالیوودی شده کافی باشد تا گردانندگان پشت پردة حکومت غرب برای اقدامی بازدارنده در پی شناسایی و ردیابی این منجی موعود یا به قول خودشان «پادشاه وحشت» باشند. در جای جای این پیشگوییها از ظهور مردی از نسل آخرین پیامبر در آخرالزمان از سرزمین عربی خوشبخت سخن به میان آمده است. مستندات زیادی وجود دارد که اثبات میکند مأموران امنیتی و نظامی آمریکایی و انگلیسی در پوششهای مختلف، طی یکی دو دهة اخیر در پی شناسایی جریان فرهنگ مهدوی، فعالان این حوزه و کسب اخبار احتمالی از محل استقرار، زندگی و آمد و شد حضرت صاحبالزمان(ع) بودهاند. دستگیری برخی چوپانان بینوای عراقی از میان صحاری، بازجویی ویژه از برخی دستگیرشدگان مانند بازجویی از مرحوم شیخ راغب حرب، گزارشهای مستند تهیه شده توسط برخی خبرنگاران از مسجد مقدس جمکران و برخی مؤسسات فرهنگی مهدوی تنها نمونههایی از این ماجرای دور و دراز است. در بحبوحة جشن میلاد حضرت صاحبالزمان(ع)، نیمة شعبان، به ناگهان سر و کلّة یکی از مشاوران و بازجویان ارتش آمریکا که به دلیل تسلطش به زبان عربی و تخصصش در حوزة فرهنگ مهدوی و موعودگرایانه مشهور است در ایران پیدا شد. بیآنکه کسی از او بپرسد در ایران چه میکند و به دنبال چیست؟ ![]() آقای «تیموتی فرنیش» Timothy Furnish با لباس مبدل و به عنوان بازرگان به این دیار سفر نکرده بود بلکه او، با دعوت یکی از مؤسسات مهدوی و برگزار کنندة همایشهای بزرگ سالانه و با گذر از اتاق تشريفات استقبال فرودگاه امام خمینی وارد شد، در تمامی مدّت اقامت از مترجم مخصوص ایرانی بهره جست، در سالنی که بزرگترین و مهمترین شخصیتهای سیاسی، مذهبی و نظامی ایران (جناب آقای احمدینژاد، حضرت آیتالله امامی کاشانی، حضرت آیتالله جنتی و...) در آن گرد آمده و به ایراد سخنرانی پرداختند حضور یافت، مقالة ارسالی خود را که به اقرار خودش پوششی برای حضور آزاد و رسمیاش بود قرائت کرد، به مسجد مقدس جمکران رفت، عکس و گزارش تهیه کرد و با بستههای کادویی از طریق به طرف آمریکا پرواز کرد.
آقای تیموتی فرینش، زبانشناس و بازجوی مسلط به زبان عربی، عضو Army Intelligence است. بخشی از ارتش ایالات متحده که مسئول جمعآوری اطلاعات تاکتیکی و عملیاتی استراتژیک دقیق و مرتبط در سطح فرماندهان ارتش آمریکا است. پست دوم او در ارتش کشيش يا chaplain candidate است. وی پیش از این کتابی با عنوان «مقدسترین جنگها» نوشت و در آن از مهدیهای اسلامی، جهاد و اسامه بن لادن سخن به میان آورد. مصاحبههای او را در برخی سایتهای اینترنتی میتوان مطالعه کرد. با این مقدمه جای آن است تا پرسیده شود: ـ «تیموتی فرنیش» در ایران چه کرد؟ به کجا رفت و با خود چه برد؟ ـ آیا در هنگام ارسال دعوتنامه و بلیط رفت و برگشت دربارة او مطالعة لازم صورت پذیرفته بود؟ ـ آیا شایسته بود او، علیرغم سمت و وظیفهاش، در جمع مهمترین شخصیتهای سیاسی، مذهبی و نظامی ایران اسلامی قرار گرفته و به آزادی تمام انبوهی از عکسهای گرفته شده از اماکن و اشخاص را تهیه و با خودش ببرد؟ او خود را یک «یانکی محافظهکار در بارگاه خمینی» معرفی میکند. ـ چرا او، عليرغم موقعيتش در ارتش آمريكا، براي ورود به ايران هيچگونه احساس خوف و خطر نداشت؟ ـ آیا ارتباط او با مردان و زنان ساکن در تهران، قم یا سایر بلاد (و احتمالاً اشخاص نسبتاً مهم) قطع شده یا همچنان به رایزنی و کسب اطلاعات و القای تمایلات مشغول است؟ ـ و بالاخره آیا ما به بیماری توهم توطئه یا بدبینی و سوءظن افراطی گرفتار آمده و از آن بیخبریم؟ بارها اشاره کردهام که هرگونه احساس امنیت تام در هنگامی که «یهودیت صهیونیستی» چون دملی چرکین در سرزمینهای اسلامی حاضر است و غرب استکباری با انگیزة تأسیس حکومت جهانی یهود از هیچ جنایتی علیه انسانیت، شرافت اخلاقی و مستضعفان جهان و به ویژه مسلمانان کوتاه نمیآید برای ما و مردم ما و نظام اسلامی ما نوعی خامی تام است. وظیفة پرسش از چند و چون ماجرا در عهدة نگارنده و موعود نیست چنانکه جای هیچ سرزنشی نیست چه، ایران شیعهخانة امام زمان(ع) است و حفاظت و حراست همهجانبه از آن در تکلیف ماست. چنانکه هشدار و تنبیه در وقت احساس خطر در تکلیف ماست. ![]() «فرهنگ مهدوی» موضوع سادهای نیست که بتوان به راحتی کرانههای آن را درنوردید و یا از آن پلی برای مقاصد فرعی و بیارزش ساخت. چنانکه این فرهنگ سوژهای رها مانده برای اطفاء هوسهای صرفاً ادبی و ذوقی و حتی سیاسی ـ اجتماعی نیست. حسن نیت برگزارکنندة آن همایش سالانة مهدوی را پاس میداریم و از دقت و ظرافت عملکرد دستگاههای سياسي ـ اجتماعی کشور اطمینان داریم امّا، به عنوان عضوی از خانوادة بزرگ مهدوی و فعّال در حوزة رسانهها ناگزیر به ابراز همة دلمشغولیها و دلواپسیها هستیم و از همین رو همة عزیزان را به مراقبت مضاعف دعوت میکنیم. ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ اسماعیل شفیعی سروستانی ماهنامه موعود شماره ۹۶ سایت موعود |