تبليغاتX
سوزنک
اندیشه وانتخاب صحيح،درسیاست وجامعه وعلم

از همان اولش اشتباه بود.

 از همان اول ... اصلاً آمدنت اشتباه بود.

 نباید می آمدی آقای احمدی نژاد!

من باتو مخالفم اما نه از جنس دیگر مخالفانت وباتو موافقم اما باز هم  نه از جنس دیگر موافقانت.

 اینجا دنیای دیگری است.

خوب گفته اند جهان سوم. اینجا دنیای سوم است.

نگاه ها غیر از دیگر نگاه هاست.

حرف ها غیر از دیگر حرف هاست.

دردها غیر از دیگر دردهاست. 

اصلاً مردم غیر از دیگر مردم جهانند.

اینجا قوانین خودش را دارد.

تونباید به اینجا می آمدی اصلاً اشتباه زاییده شده ای تو اصلاً مال جهان ما نیستی.

 تو اصلاً سیاست بلد نیستی.

 اینجا همه سیاست بلدند.

 اینجا سیاست غیر از جاهای دیگر است.

اینجا باید دروغ بگوئی.

 اینجا مردم بودن غیر از دیگر دنیاست.

تو اینجا اشتباهی هستی.

تو اینجا اشتباه آمده ای.

 تو اصلاً زمان را اشتباه آمده ای.

 اینجا همه خوابند و خوش دارند بخوابند.

اگر شروع بکار کنی، سروصدا می کند و اینها بدخواب می شوند.

اگر پایت را روی دُمی بگذاری، فریاد صاحب دُم نیز باز دیگران را بیدار خواهد کرد.

و اینجا هر جا پا بگذاری دُمی است.

 اینجا مردم برای همه دست می زنند.

نمی دانند برای که باید دست بزنند برای که پا و برای که دل!

 اینجا اگر برایت دل بزنند مهم نیست،

مهم اینست که برایت دست بزنند.

 اینجا هیچ کس به تو مهل نخواهد گذاشت،

چون تو اینجا غریبه ای،

تو از اهل اینجا نیستی.

 اهل اینجا 8ساعت می خوابند،

۸ساعت سرکار چرت می زنند، 

۸ساعت هم غیبت می کنند و تفریح.

اینجا جای تو نیست که اصلاً نمی خوابی.

اینجا جای تو نیست که ۳ساعت استراحت می کنی.

اینجا جای کسانی که بخواهند کار کنند نیست.

اینجا اگر کاری هم بکنی باید بخاطر پول باشد و مقام.

اما تو اینها مد نظرت نیست.

پس اشتباهی آمده ای آقای رئیس جمهور!

 اینجا رئیس جمهور که این شکلی نیست.

اینجا رئیس جمهور که نباید دیسیپلینش را اینجوری به هم بزند.

اینجا رئیس جمهور که نباید برود پیش مردم، باید مردم بیایند پیش او.

آن هم با کلی عذاب کشیدن و آخرش هم نشود، ببینندش.

 باید حرف های قلمبه و سولمبه بزند.

نه مثل تو ساده که همه بفهمند.

اینجا رئیس جمهورهای خاص خود را دارد.

اینجا باید سر مردم را کلاه بگذاری و گرنه کلاهت پس معرکه است.

اینجا حرف نیچه اصالت دارد "خدا مرده است!" امَا نه، خدا اگر مرده بود که تو نمی آمدی.

نمی دانم گاهی اینجوری گیج می شوم.

 اصلاً ما هرچه می کشیم از دست همین خداست و همین دین و علی!

اما هر چه باشد این را مطمئنم که تو اشتباه آمده ای.

تو باید در زمان علی می بودی.

علی تنها بود، دنبال کسی می گشت که اهل کار باشد و اهل درد و اهل مردم.

تو باید آن زمان می آمده ای.

با همین کاپشنت، با همین لباس ساده و حرف زدن ساده و کار کردن سخت.

تو اشتباهی آمده ای اینجا.

هم تو، هم آن سیّد. همان تنها کسی که حمایتت می کند.

 می دانی! تو بد وقتی هم آمده ای.

 آمده ای و چرت بعد از ظهر ما را پاره کرده ای.

آخر این چه کار است. مگر نمی دانی 1400سال است دوره این طور کار کردن ها، این طور زحمت کشیدن ها، این طور حق گفتن ها گذشته.

 مگر نمی دانی ما اگر خود علی هم بیاید، پشت سرش حرف خواهیم زد.

 ما اگر حسین هم بیاید بجای کربلا، به سینه زنی هیئتمان می رویم.

دوره، دوره این حرفها نیست.

دوره، دوره ذوالفقار نیست.

دوره آتش در دست برادر نهادن نیست.

دوره طلحه و زبیرها را نا امید کردن ها نیست.

دوره، دوره نهج البلاغه نیست.

دوره، دوره آیه های جهاد و قرآن نیست.

باید با ائمه کفر کنار آمد. دوره، دوره "هل من ناصر ینصرونی" نیست.

دوره بی سیاست بودن و تشنگی کشیدن و قتل عام شدن نیست.

دوره، دوره حق نیست.

 باید با معاویه ساخت.

باید هم مالک را داشت هم عمروعاص را.

باید با معاویه متحد شد و کشورهای دیگر را گرفت.

باید عایشه را هر سال تجلیل کرد.

 باید زرنگ بود، باید سیاست داشت، باید کیاست داشت.

 "المومنُ کیّس"، حفظ خویش از اهمّ واجبات است، حتّی به قیمت کشته شدن حق.

دوره "و لو تلهو ایدیکم الی التهلکه" است. چرا با دست خودت به مهلکه بروی.

 خود خدا گفته وقتی می توان با کمی سیاست هم خود را حفظ کرد، هم رأی خود را.

هم حمایت مردم را، هم حمایت ثروتمندان را هم حمایت زورمندان را،

هم حمایت مذهبیون را هم حمایت همه دنیا را.

وقتی می توان با کمی سیاست، هم دنیا را داشت، هم آخرت را،

چرا پس این کار را نکرد.

وقتی می توان حق را گفت طوری که به هیچ ناحقی بر خورد، حق را عمل کرد طوری که هیچ ناحقّی ناراحت حتی نشود، حق را پیروی کرد طوری که هیچ خطری تهدیدت نکند، حتّی حقّ را کشت، طوری که هم خدا راضی باشد هم خلق، پس چرا این کار را نکرد.

 آقای احمدی نژاد!

بگویمت، اگر می خواهی اینجا بمانی، اگر می خواهی باز هم رئیس جمهور شوی، باید فامیلت را هم عوض کنی. هم فامیلت را هم فامیل ات را. دیگر این نژاد، حق مسوولیت گرفتن ندارند. نژاد احمد یعنی آل محمد. اینها و هرکه معتقد به اینهاست باید بروند. باید بروند جای دیگر، اینجا قوانین خودش را دارد.

 اگر هر سال قرآن بر نیزه شود، هر سال حکمیت اجرا خواهد شد. ما هیچگاه از گذشته ها درس نمی گیریم.

 آقای رئیس جمهور! ما دنبال دردسر نیستیم. برای همین پشت سرت نخواهیم آمد.

 ما دنبال آسایش هستیم.

ما دوست داریم امنیت داشته باشیم.

پول داشته باشیم،

تفریح داشته باشیم،

خوش بگذارنیم.

 اگر میزی هم باشد، که بشود پشتش چند تا جدول حل کنیم، بد نیست.

 اگراینهاراکسی به ما بدهد،حتّی اگرحسین درکربلا باشد،ماقول میدهیم ازپشت میزمان تکان نخوریم.

 ما آیه های جهاد را چه کار داریم. ما حرف های علی را چکار داریم. ما حقّ را چکار داریم. دوره، دوره این حرف ها نیست.

 به ما چه که بچه های یتیم گرسنه می خوابند!

به ما چه که فلان جانباز ریه هایش سیاه شده و نفسش بیرون نمی آید!

 به ما چه که در جنوب شهر بر مردم چه می گذرد!

یا به ما چه که فلان پدر کلیه اش را به مفت فروخت تا چند روز دیگر خانواده اش بتوانند زندگی کنند!

 یا فلان دانش آموز کفش ندارد به مدرسه برود یا 1000تا کارگر را از کارخانه آقای فلان اخراج کرده اند یا... یا.. . اینها به ما چه ربطی دارد؟!

 بگذار چرتمان را بزنیم. 

 برو دیگر همین حرف ها را هم که زده ام خواب دارد از سرم می پرد.

منبع:http://usof156.persianblog.ir/post/22/

+ نوشته شده در  87/12/20ساعت 5  توسط خبرنگار  | 

ابراز امیدواری روزنامه صهیونیستی به پیروزی خاتمی درانتخابات:
شانسی برای تغییر درایران!!!

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در مقاله‌ای با تأکید بر اینکه پیروزی خاتمی در انتخابات تاثیر زیادی بر اسرائیل خواهد گذاشت، افزود: پیروزی خاتمی باعث رقیق‌تر شدن جوهره انقلاب ایران خواهد شد.رقابت اصلی در انتخابات ریاست جمهوری ایران که قرار است 12 ژوئن 2009 برگزار شود، میان 2 کاندیدا یعنی خاتمی که تمایل زیادی برای نزدیکی به غرب دارد و احمدی نژاد که سیاستی رادیکال را انتخاب کرده و باعث منزوی شدن ایران در سطح بین المللی شده، انجام خواهد شد.اگر خاتمی بتواند مجدداً رئیس جمهور ایران شود، شاهد تغییرات تدریجی در سیاست خارجی ایران خواهیم بود و اسرائیل اولین کشوری است که این تغییرات را احساس خواهد کرد. البته این به‌معنای پایان انقلاب اسلامی نیست ولی جوهره آن را رقیق‌تر خواهد کرد.خاتمی، اظهارات و موضع‌گیری‌های احمدی‌نژاد را در قبال امریکا، اسرائیل و یهودیان نمی‌پذیرد. وی ادعا می‌کند که اظهارات اینچنینی احمدی‌نژاد، به حرکت روبه جلوی اقتصاد و دیپلماتیک ایران ضربه خواهد زد.رویکرد خاتمی این است که اسرائیل و فلسطین باید به توافق برسند و ایران هم به آن احترام بگذارد. یعنی دقیقاً مقابل آنچه که امروزه در ایران در جریان است. این رویکرد حتی باعث می‌شود که از تحریک غرب جلوگیری به‌عمل آید.اگر خاتمی به‌عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، ایران حمایت خود را از رزمندگان حزب‌الله و حماس کاهش خواهد داد.البته نوع برخورد اوباما، که تعیین مدل رفتار خود با ایران را تا انتخاب رئیس‌جمهور جدید در این کشور به تأخیر انداخته است نیز منوط به این انتخاب است.متن كامل خبر از روزنامه اسرائيلي: http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3674651,00.html

Chance for change in Iran

Khatami victory in upcoming Iranian elections could greatly affect Israel

Iran is holding its breath ahead of the presidential elections, expected to be held on June 12th of this year. At that time, the two divergent inclinations within its leadership shall clash: Former President Mohammad Khatami, who represents the desire to reach out to the West, and incumbent President Mahmoud Ahmadinejad, who pushed Iran to adopt a radical policy and face international isolation.   The popular Khatami already served as president for eight years, in 1997-2005, and could not return for a consecutive third term in office before taken a break, in line with Iran’s constitution. This is how Ahmadinejad rose to power. However, this month Khatami announced that he will compete for the presidency with “all his strength” against his nemesis, after he was granted the approval of Iran’s spiritual leader, Ali Khamenei.

Should Khatami regain the presidency, we shall see a gradual change in Iran’s policy, and we shall be the first ones to feel it. This will not mark the end of the Islamic revolution, but its substance will be softer. Khatami rejects out of hand Ahmadinejad’s statements against the United States, Israel, and the Jews. He claims that these declarations caused great damage to Iran on the diplomatic and economic fronts.       Khatami’s approach stipulates that should Israel and the Palestinians reach an agreement, Iran will honor it. This policy is the direct opposite of the current one, which is meant to sabotage the prospects of an Israeli-Palestinian deal. This approach also includes an end to provocations of the West, although it does not necessarily mean an end to the nuclear project (a decision on that will only be taken by spiritual leader Khamenei.)

 Under Khatami’s leadership, Iran will reduce its support for Hizbullah and Hamas. The support will be maintained, yet the sums of money involved (which have been criticized in Iran as it faces an economic crisis) will become smaller. Iran’s involvement in terrorism will also be revised.  The key element here is Barack Obama, who is expected to wait for the upcoming elections before unveiling his new Iran policy. Should Khatami be elected, a historic meeting is expected between the two.     In order to understand the strategy utilized by Khatami in an effort to regain power, one must become familiar with Iran. This country does not have a ruling ethnic majority, but rather, a coalition of minorities, with the Persian one being the largest; yet it is still a minority.  

In recent months, Khatami has started to form alliances with the non-Persian minorities, which constitute 55%-60% of Iranians, including the Azeris, the Kurds, the Turks, the Sunni Arabs, etc. Should he win their support, on top of his great popularity among Persians, young Iranians, and women, he will win.    Khatami is using Iran’s secret genetic code, the minority problem, in order to take power. This is the point that the Iranians will always hide, because it’s as sensitive at the issue of ethnic groups in Iran or in Lebanon. This is Iran’s weak point, which Khatami seeks to turn into his own strong point. By utilizing the weak members of society, he intends to become the man in power.   Ahmadinejad has not yet announced his candidacy, and there are rumors that he is ill, yet it appears he will run in the elections. It will not be easy for both sides: Khatami will accuse Ahmadinejad of ruining the economic, the high inflation (25%-30%), skyrocketing prices, and the huge unemployment rate, while Ahmadinejad will charge that Khatami admires America.      The elections in Iran will be among the most important in its history and in the history of the Middle East, which is being dramatically and painfully changed by the Iranian shadow. Will the joint miracle of Presidents Obama and Khatami materialize? If so, this could have a significant effect on the map of threats faced by Israel.

+ نوشته شده در  87/12/08ساعت 1  توسط خبرنگار  | 

یکی از مبلغین ستادتبلیغاتی آقای خاتمی سوالاتی را منتقدانه و منطقی پرسیده اند که بنده وظیفه خود می دان به رسم ادب، سوال ها و پاسخ اجمالی آنها را در فضای وبلاگم منتشر کنم و البته از تمام دوستان هم انتظار دارم در صورت توان بحث را جدی تر و علمی تر ادامه دهند. امیدم این است که تمام موافقان و مخالفان خاتمی وهاشمی واحمدی نژاد و... به صورت منطقی و عاقلانه وبه دور از احساسات غیرمنطقی مباحث خود را به پیش برند تا بتوانیم اینده بهتری داشته باشیم...

1) اوضاع اقتصادی ومعیشتی مردم دردوران اصلاحات بهتر بود یادر دوران دولت نهم بافروش نفت بشكه ای147 دلار؟ 

جواب:1) اوضاع اقتصادی مردم را باید درست تحلیل کرد: ازنظر دادن حق وحقوق بازنشستگان و پرستاران و معلمان وزیاد کردن حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی قطعا دولت نهم بهتر بود. بله برخی اجناس به دلایلی گران تر شد که عبارتند از: خشکسالی بی سابقه در پنجاه سال اخیر، گرانی عجیب جهانی، بحران بزرگ اقتصاد جهانی که با بحران بزرگ سال 1930 مقایسه می شود، بالا رفتن دستمزدها، گرانی مواد خام وارداتی که در اثر بحران جهانی گران تر شده بود، سیاست وام دهی دولت نهم که زیاد بود ولی دولت در یکسال اخیر جلویش را گرفته است، همکاری مافیای قدرتمند اقتصادی احزاب کارگزاران و مشارکت و کرباسچی و هاشمی و بهزاد نبوی و...
البته می دانیم که با رفع برخی از این موانع و سیاست های حساب شده دولت نهم ارزانی چند ماهه اخیر هم امد. خصوصا در مسکن که در برخی جاها تا یک سوم زمین ارزان تر شده است واین اولین بار است که در چند دهه اخیر در این دولت به سه دلیل علمی و فنی زمین اینقدر ارزان شده است: زمین های 99ساله، حمایت از انبوه سازان، تعطیل وام خرید مسکن و شروع جدی وام تولید مسکن و مشوق های دولت برای انبوه سازان.
این دلایل نشان از هوشمندی فوق العاده تیم اقتصادی دولت نهم دارد. نرخ تورم هم در حال کم شدن هست.

2) تورم 14% در دوران اصلاحات بهتر بود یا تورم 35% دوران دولت نهم؟

جواب2) تورم دولت هشتم حدود18% بود ودولت نهم حدود 24% لطفا دروغ ننویسید. این را هم در بند قبلی توضیح دادم.

3) درآمد دولت بابت نفت 9 دلاری دوران اصلاحات و نبود منابع باد آورده صندوق ذخیره ارزی بیشتر بود یا بابت فروش نفت 147 دلاری دوران دولت نهم به اضافه مبلغ هنگفت 160000 میلیارد تومانی صندوق ذخیره ارزی ایجاد شده در دولت اصلاحات؟

جواب3) در دولت هشتم نفت بالا و پایین شد در دولت نهم هم همینطور. فقط چند روز نفت 148 دلار بود و متوسطش نصف این هم نبود. می دانید که این روزها حدود 40 دلار است. در دولت هشتم هم همینطور است. نفت بالا و پایین می شد. بین 10 تا 50-60 دلار بود. بودجه نفت هم دست دولت نیست ومجلس هفتم وهشتم هم موانع زیادی برای دولت درست کردند که از صندوق ذخیره ارزی استفاده کند و مجمع تشخیص هم بار اضافی به بودجه سال 1387 بست ولی دولت با مدیریت بودجه امسال را کنترل کرد و تورم را نگه داشت وحتی در ماه اخیر تورم را کم کرد که دستاورد مثبتی است. ضمن اینکه فروش نفت و اقتصاد نفتی کلا چیز خوبی نیست. فقط شایان ذکر است که دولت نهم وابستگی بودجه به نفت را کمتر کرد وبا سیاست های مناسب صادرات غیر نفتی را امسال در مرزبیست میلیلارد دلار بالا برد که دستاورد بزرگی است.

4)وجهه وآبروی بین المللی ایران دردوران اصلاحات بهتربودیادر دوران دولت نهم؟

جواب4) قطعا وجهه بین المللی ایران خصوصا بین مردم ازاده جهان در دولت نهم بهتر شد. عزت و مصلحت وبحث هسته ای و موشکی و جنگ 33 روزه وجنگ 22 روزه غزه نیز از موفقیت های ممتاز دیپلماسی دولت نهم بود که قطعا دولت خاتمی نمی توانست اینقدر موفق عمل کند. تعلیق هستهای دولت خاتمی شرم ایرانیان بود وهیچگاه از کارنامه خاتمی و حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی پاک نخواهد شد. چرا اگر منظورتان زورگویان جهان است، قطعا خاتمی رابیشتر می پسندیدند. الان هم همینطور است.

5) میزان صداقت مسئولین و شخص رئیس جمهور در ارائه آمار و ارقام و گزارش عملكرد دولت به مردم در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم؟

جواب5) صداقت احمدی نژاد را در کار وتلاش و نجابت او وآزادی خبرنگاران و دانشگاه امیرکبیر دیدیم که حتی وقتی عکس او را اتش زدند، کاری به ان احمق های اصلاح طلب نداشت، ولی خاتمی در همان دانشگاه برخورد بدی با افراطی های تحکیم که مخالفش بودن داشت. عدم صداقت خاتمی را در داستان گریه اش برای رای گیری و نفی ولایت حضرت امیر در حدیث ولایت برای گرفتن رای سنی ها و دروغگویی اش در جریان دست دادن گنه کارانه با زنان ودختران ایتالیایی را یادمان نمیرود.

6)میزان آزادی مردم و دانشجویان و رسانه ها و مطبوعات در انتقاد به دولت و شخص رئیس جمهور و همچنین دیگر آزادیهای مدنی در دوران اصلاحات بشتر بود یا در دولت نهم (كه تعداد زیادی از دانشجویان ستاره دار و دستگیر شدند و بسیاری از اساتید منتقد از دانشگاهها اخراج گردیدند و...)؟

جواب6) مطمئنا آزادی که دکتر احمدی نژاد به مخالفانش داده بسیار زیاد است و می بینید که هر روز حجم دروغ ها علیه احمدی نژاد اینقدر زیاد است که مردم دیگر به این مطبوعات و سایه نامه های کارگزارانی و مشارکتی و دوم خردادی کاملا بی اعتنا شدها ند و در یزد دیدیم که صدها هزار نفر به استقبال دکتر رفتند و یک صدا مخالفتشان را با دروغ گویی اصلاح طلبان و برخی اصولگرایان مدعی اعلام کردند. همین حزبی نبودن دکتر احمدی نژاد باعث شده که مدافع چندانی نداشته باشد ولی مردم مسائل را خوب می فهمند و دستان پشت صحنه را خوب می بینند.

7) بستر و زمینه سرمایه گذاری. كار و فعالیت در شروع دولت اصلاحات با اون مشكلات كشور در سال 76 مناسبتر بود یا در شروع دولت نهم كه در بسیاری از بخشها كشور به توسعه كامل یا نسبی رسیده بود و یا مگر دولت اصلاحات كمبودها و تهدیدهای سال 76 را به فرصت و در مقابل آن دولت نهم فرصت ها را به تهدید و بحران تبدیل و یا به عبارتی فرصت سوزی نكرد؟

جواب7) مشکلات کار وتولید وتحریم ها در دولت نهم کمتر از دولت هشتم نبود، شرایط واقعی را بحث کنید نه شرایط ذهنی خودتان را. خصوصا که برادران مافیای وابسته به احزاب و قلدرهای رئیس مجمع... و بنیاد بارن و ... را هم در نظر بگیرید . حقیقتا صبر و کار وتلاش دولت احمدی نژاد جلوی مخالفینش برای من هم تعجب برانگیز بود و می دانید که رشد اقتصاد ما حدود 7درصد است که در دولت خاتمی حدود5درصد بود.

8) تحریمها و قطعنامه های بین المللی در شورای امنیت علیه ایران در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم كه در طول3سال 4قطعنامه سنكین كه منجربه قطع ارتباط اكثركشورهای درجه1 و2 و پیشرفته جهان باما شد؟

جواب8) تحریم قلدران اتفاقا نشانه حقانیت وظلم ستیزی و استکبارستیزی دولت نهم بود و ملاک قضاوت نیست، البته اگر احساسی حرف نزنید و از ساختار شورای امنیت و مجامع جهانی صهیونیتسی خبر داشته باشید که در جنگ غزه همه رسوا شدند ودیگر حتی اطفال هم می دانند که اینها طرفدار زورگویان هستند نه راستگویان و مستقل هایی چون دکتر احمدی نژاد.

9) بیشترین آبروریزی در سطح مدیران ارشد دولت از فساد اخلاقی تا فساد مالی و غیره در دولت اصلاحات بیشتر بود یا دولت مدعی انقلابی گری و مكتب گرایی نهم كه چند وزیر آن جاعل و دارای مدارك تقلبی (پروفسور كردان. دكتر متكی و دكتر رحیمی) . رئیس سازمان میراث فرهنگی آن مدعی ارتباط با اسرائیل و صهیونیست (جناب مشایی). وزیر میلیاردی كشور آن دارای شائبه فساد مالی (سردار محصولی). معاون یك دانشگاه آن و مسئول حراست دیگر دانشگاه ان تجاوز كننده به دختران دانشجو و فرمانده نیروی انتظامی آن هم...

جواب9) فساد جنسی مدعیان اصلاخات را هیچ گاه یادم نمی رود. یادت هست مهاجرانی و دختران گفتگوی تمدن ها را! فراموش نمی کنی که مهاجرانی با شکایت زن ششمش به انگلیس فرار کرد تا به زندان نیفتد؟ فراموش نمی کنی که خاتمی با دخترای ایتالیایی چه کرد؟ بعد تکذیب کرد ودید رسوا شده تایید و توجیه کرد؟ یادت نمی رود که برخی اصلاح طلب ها که مخالف فیلتر سایت های سکسی بودند را و می گفتند که ما خودمان هر روز به این سایت ها سر می زنیم. من که کاملا یادم هست! فراموش نمی کنی ماشین های سیصدمیلیونی بیت المال را که احمدی نژاد به زور از زیر پای خاتمی و کروبی بعد از چند ماه توانست بیرون بکشد؟ فراموش نمی کنی که موبایل های دولتی که دست اطرافیان خاتمی بود و دکتر احمدی نژاد چند ماه تلاش کرد که چهارصد موبایل دولتنی را به خزانه بیت المال برگرداند؟ بگذریم...
کردان هم تحمیلی مجلسی ها به دکتر احمدی نژاد بود که کاندیدای دکتر، آقای مهدی هاشمی بود که مجلسی های طرفدار هاشمی و خاتمی گفتند الا ولله که کردان باید وزیر شود والا به او رای نمی دهیم و مثل وزارت نفت که به چهار وزیرش رای ندادیم... درباره محصولی هم صرف اتهام هیچ چیز را ثابت نمی کند منطق داشته باشید. درباره مشایی هم دکتر احمدی نژاد مقابلش موض گیری کرد ولی رسانه های برادران مافیا که اکثریت را در رسانه هادر دست دارند، انتقاد دکتر را پوشش نداند و فقط حرف های مشایی را منعکس کردند و با دخالت مستقیم آقا بود که به اینان اخطار دادند که این بازی های رسانه ای را تمام کنند. هنوز هم شماها... درباره تجاوز به ان دخترک هم چه ربطی دارد استاد یک دانشگاه با رئیس دولت؟؟!! ضمن اینکه دولت برخورد لازم را کرد و شخص خاطی دستگیر شد. پیشنهاد می کنم در مسائل سیاسی اسیر بازی های رسانه ای نشوید.

***پ.ن:بنده وظیفه داشتم که آدرس اینترنتی ایشان را بدهم ولی چون ایشان در وبلاگ خود کاریکاتورهای نامناسب و گمراه کننده و اخساساتی علیه دکتر احمدی نژاد گذاشته بودند، از این کار صرف نظر کردم. اگر ایشان کاریکاتورهای موهن و ناجوانردانه را بردارند، حتما به وبلاگ ایشان در همین مطلب لینک خواهم داد.

+ نوشته شده در  87/12/04ساعت 2  توسط خبرنگار  | 

پل بلوار 17 شهریور کجا، میدان امیر چقماق(1) کجا؟

پل بلوار 17 شهریور یزد

صبح چهارشنبه، پسر خاله ام که در یزد دانشجو است، با برادرم تماس می گیرد. از ازدحام جمعیتی که به استقبال رئیس جمهوری آمده اند بهت زده است و به شوخی می گوید بابا پارسال که آقا به یزد آمد هم اینقدر جمعیت به استقبال نیامده بود!
چند سالی در یزد زندگی کرده ام و وقتی تلویزیون، فیلم استقبال یزدیها از احمدی نژاد را نشان می دهد، می توانم حدس بزنم که هر قسمتی از فیلم، مربوط به کدام خیابان و منطقه در یزد است. در آن سالها، ساکن محله امامشهر بودیم. پلی را که نزدیک خانه مان بود در فیلم می بینم. پل بلوار ۱۷ شهریور را که مملو از جمعیت است. پیش خودم می گویم پل بلوار ۱۷ شهریور کجا، میدان امیر چقماق (محل سخنرانی رئیس جمهوری) کجا؟ تازه می فهمم که پسر خاله ام چرا اینقدر تعجب کرده بود.
شماره تلفن همراه علیرضا، یکی از دوستان یزدی ام را می گیرم. می گوید از هر تیپ و قشری به استقبال آمده بودند. تیپهایی که اصلا باور نمی کردی احمدی نژادی باشند. می گفت از آنجا که مسئولان استانداری، اصلا پیش بینی نکرده بودند چنین جمعیتی به استقبال بیایند، انتظامات طول مسیر برنامه، خیلی ضعیف و مختل بود.
در نظر داشته باشید که جمعیت کل استان یزد، کمتر از نهصد هزار نفر است. یعنی جمعیت کل استان، کسر کوچکی از جمعیت شهرهایی همچون تهران، مشهد، شیراز، اصفهان و تبریز است. بنابراین اگر حتی در میان استقبال کنندگان، آنطور که بهانه گیران می گویند افرادی از شهرهای دیگر استان هم وجود داشته اند (که البته امری کاملا طبیعی است)، استقبال از احمدی نژاد نسبت به جمعیت استان، بسیار پرشور بوده است.
تجربه زندگی ام در میان یزدیها، می گوید یزدیها آدمهای یزدی گرایی هستند و به یزد و یزدی بودن خیلی اهمیت می دهند. خودشان هم به این خصلت واقفند و می گویند که یزدی جماعت، ناسیونالیست است. شاید به همین خاطر بود که درصد آرای سیدمحمد خاتمی، هم در انتخابات سال ۱۳۷۶ و هم در انتخابات سال ۱۳۸۰، در یزد از همه استانهای کشور بیشتر شد.
آقای خاتمی، ۱۰ روز پیش اعلام کرد که کاندیدای انتخابات سال ۱۳۸۸ است. وقتی، «هم استانی»های یزدی گرای آقای خاتمی، با وجود اعلام کاندیداتوری ایشان، اینگونه به استقبال رقیبش می روند، امیدوارم که ایشان پیام این استقبال را درک کند.
امثال بنده هم، باید بفهمیم آنچه در جامعه ایران می گذرد، با آنچه در فضای اینترنت (و برخی مجامع خود نخبه پندار) می گذرد یکی نیست و نباید مقهور فضای اینترنت شد. اگر فضای غالب در اینترنت فارسی زبان، با آنچه در جامعه ایران می گذرد یکی بود، امروز باید مصطفی معین، رئیس جمهور ایران می بود. به یاد داریم که در سال ۱۳۸۴، فضای اینترنت به گونه ای بود که معین، پیروز انتخابات به نظر می آمد. اما دیدیم که در عالم واقع، رتبه او در تعداد آرا، پنجم شد!
---
پی نوشت:
۱- «امیر چقماق» درست است نه «امیر چخماق». خبرنگاران محترمی که از این سفر گزارش تهیه کرده اند، اگر نگاهی به تابلوهای این میدان می انداختند، متوجه می شدند که نباید نام این میدان را امیرچخماق گزارش کنند. منبع مطلب: وبلاگ حامد فتاحی/www.sobh.blogfa.com/post-109.aspx

+ نوشته شده در  87/12/03ساعت 0  توسط خبرنگار  |