حضرت آيت الله خامنه اي، با يادآوري اينکه بنده نسبت به اشخاص هيچگونه نظري ابراز نمي کنم به تبيين شاخص هاي مهم انتخاب صالح ترين رئيس جمهور پرداختند و خطاب به ملت افزودند: کسي را برگزينيد که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم يگانه و صميمي باشد، ساده زيست باشد و خود و خانواده و نزديکانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند چرا که گرايش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگي است.
ايشان در بحث ضرورت دوري مسئولان از تجمل و اسراف به نامگذاري سالجاري به سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف اشاره کردند و افزودند: مبارزه با اسراف و تبديل آن به فرهنگ، به سالها تلاش مستمر نياز دارد اما طبعاً مسئولاني که خود و يا نزديکانشان اهل اسراف باشند نمي توانند در اين زمينه به ملت کمک کنند. رهبر انقلاب اسلامي در جمعبندي اين بخش از سخنانشان به مردم تأکيد کردند: با اين شاخص ها در ميان نامزدها جستجو کنيد تا آگاهانه به صالح ترين فرد برسيد سپس با قصد قربت، به آنچه رسيديد رأي دهيد تا خداوند نيز به شما اجر دهد.
متن کامل این سخنرانی را درادامه مطلب ببینید

اگر تصویر باز نشد لطفا به این آدرس مراجعه بفرمائید:
حضور ميرحسين موسوي ، کانديداي انتخابات رياست جمهوري و عضو هيأت امناي دانشگاه آزاد در واحد تهران مرکز با اعتراض شديد برخي از دانشجويان اين دانشگاه مواجه شد. به گزارش برنا، جمعي از دانشجويان تندوري اصلاح طلب با طرح اين سئوال که بعد از 20 سال سکوت، براي چه آمدي؟ نسبت به حضور ميرحسين موسوي در دانشگاه آزاد اعتراض کردند که توسط حاميان ميرحسين مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بعد از اعتراض اين دسته از دانشجويان، حاميان ميرحسين آنها را به بيرون از سالن هدايت کردند و فرصت پرسش و اعتراض را به آنها ندادند. منبع:رجا
تئوريسين جريان اصلاحطلب كه لحن تند و غرضآلود وي عليه منتقدانش مشهور است، در جديدترين اظهارات انتخاباتي خود ضمن حمايت از كروبي، حمايت خاتمي و برخي اصلاحطلبان از موسوي را سیال برانگيز خواند و در عين حال تأكيد كرد كه از ته دل آرزومند است احمدينژاد دوباره بر سر كار نيايد.
به گزارش رجانيوز، عبدالكريم سروش كه با سايت ضدانقلاب روزآنلاين گفتوگو ميكرد، اظهار داشت: من از ته دل آرزومندم که آقاي احمدينژاد بر سر کار نيايد. يک سال و نيم پيش من در دانشگاه جرج واشنگتن، در سميناري در پاسخ به سؤالي گفتم که آقاي احمدينژاد ديگر نمي تواند و نبايد رئيسجمهور بشود. خيليهاي ديگر هم به اين نتيجه رسيده اند و اميدوارم که در عمل هم چنين چيزي تحقق پيدا کند.
وي در ادامه با حمله به رئيسجمهور و بدون ذكر مصداق ادعا كرد: کم نبود آن آبرويي که ايشان از ايران برد، کم نبود آن همه دروغي که به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافهپروري و سفاهتگستري که کرد؛ کم نبود آن همه پولي که از چاههاي نفت بر داشت و در چاه هاي جمکران ريخت. کافي است آن همه خوني که به جگرها کرد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه "از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟"، با اشاره به اعلام حمايت 4 سال پيش خود از كروبي و تأكيد بر حمايت مجدد از وي درخصوص علت عدم گرايشش به موسوي افزود: من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشيناش وداع نکرده است و عليرغم اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد. در عمل هم 20 سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن"
سروش در خصوص حمايت خاتمي از ميرحسين گفت: اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سؤال انگيز کرده است. من رفتن پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلاً درک نمي کنم. يعني از ديد سياسي که نگاه مي کنم، کاملاً برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دوباره بيايد و در کسوت سياسي، ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد، نمي پسندم. بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بعضي مي گويند کروبي هم بيايد، فرقي نمي کند، اظهار داشت: بستگي دارد که توقع شما از رياست جمهوري در ايران چه باشد. من توقعم از رياست جمهوري اين است که فضا اندکي باز بشود که اهل انديشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدني، کاري بکنند. مطبوعات قدري آزادتر باشند؛ مردم کمي آزادتر باشند و سايه ترس، از روي سر مردم کنار برود. قوه قضاييه قدري پاکيزه تر بشود. مثلاً من در شعارهاي آقاي موسوي کمترين چيزي نديدم که نسبت به قوه قضاييه حساسيتي نشان بدهند؛ در حالي که قلب طپنده دموکراسي و عدالت -حالا نام دموکراسي را هم نبريم، بگوييم عدالت- در قوه قضاييه است؛
سروش همچنين ادعا كرد: قوه قضاييه اي که همه ما مي دانيم آلوده به انواع مفاسد است. اگر چنين شجاعتي و چنين اراده اي وجود نداشته باشد، بقيه دستگاه ها نمي توانند کاري بکنند.
تئوريسين اصلاحطلبان در بخش ديگري از اين گفتوگو اظهارنظر عجيبي در خصوص حرمت شراب كرد و گفت: حقيقت اين است که بالاخره در بهشت هم شراب هست، يعني شراب در فضاي واقعي خود، نقش خوبي اجرا مي کند. يک بار در يک توضيحي اين را آوردم. کسي از من پرسيد چرا در بهشت شراب هست ولي در اينجا شراب حرام است؟ گفتم اتفاقا نکته اش در همين است. براي اينکه در بهشت فقط خوبان هستند (بنا بر تعريف) لذا شراب، خوبي هايشان را آشکارتر مي کند ولي چون در اين دنيا خوب و بد مخلوط اند، خداوند آن را منع کرده است.
وي بدون توضيح در خصوص اينكه شراب دنيايي كه از نظر شرع مقدس نجس بوده و خوردن آن حرام است، چه ربطي به شراب طهور بهشتي دارد، در پاسخ به اين سؤال مصاحبه كننده كه "يعني به خاطر يک مشت بد، خوب ها هم بايد بسوزند!"، گفت: بله، هميشه خوب ها به پاي بدها سوخته اند! کدام آدم خوبي، ديگران را شکنجه کرده؛ بدها هميشه خوب ها را شکنجه کرده اند. سروش در اين مصاحبه همچنين فقهاي عاليقدر شيعه را به طالبان تشبيه كرد و با اشاره به موضعگيريهاي صريح مرحوم آيتالله مشكيني در قبال اظهارات ضدديني هاشم آقاجري در سال 81، ادعا كرد: اين اگر طالباني نيست، پس چيست؟ رجانیوز
بايزيد مردوخي دبير وقت هيئت امناي حساب ذخيره با تأكيد بر مسابقه در دولت اصلاحات براي برداشت غيرقانوني از حساب ذخيره ارزي تصريح كرد: درخواستهاي كاملاً برخلاف روح و نص قانون و با اعمال فشار بر مقامات كه براي استفاده از تسهيلات حساب ذخيره انجام ميشد، هرگز به رسانهها راه نيافت.
ادعاي برداشت قانوني دولت اصلاحات از حساب ذخيره ارزي كه طي روزهاي اخير توسط كانديداهاي اصلاح طلب مطرح مي شود و انتقادهاي تند آنها عليه عملكرد دولت نهم در استفاده از درآمدهاي نفتي و حساب ذخيره ارزي در حالی است که بايزيد مردوخي دبير هيئت امناي حساب ذخيره ارزي در دولت گذشته در فصلنامه جامعه و اقتصاد وابسته به موسسه مطالعات دين و اقتصاد در یادداشتی با عنوان "مديريت ثروت نفتي و حساب ذخيره ارزي در برنامه سوم توسعه" به رقابت در دولت قبل برای برداشتهای غیرقانونی از حساب ذخیره ارزی پرداخته است:
* تاسيس شركتهاي خلقالساعه براي دور زدن قانون در دولت اصلاحات
مديريت حساب ذخيره ارزي در طول پنج سال برنامه سوم توسعه، همواره در معرض 3 فشار عمده قرار گرفته بود: اول، فشار دستگاهها و سازماهاي دولتي براي استفاده از منابع حساب ذخيره ارزي -چه به صورت تسهيلات و وام و چه به صورت اعتبار دولتي بلاعوض- در حالي كه قانون برنامه سوم توسعه به صراحت اين نوع استفاده را ممنوع كرده است. بعضي از اين دستگاهها به مننظور دور زدن قانون و با استفاده از موج خصوصيسازي، به سرعت اقدام به ايجاد شركتهاي خلقالساعه خصوصي و يا خصوصي كردن شركتهاي دولتي كردند. دوم، فشار سازمانهاي عمومي غيردولتي براي تامين اعتبارات طرحها و برنامههاي خود در بخشهاي توليدي و زيربنايي كه ضرورت و اولويت ملي يا منطقهاي آنها به جاي صلاحيت و توجيه فني و مالي مورد تاكيد قرار ميگرفت و از همين عامل به عنوان ابزار اعمال فشار استفاده ميكردند.
* درخواستهاي غير قانوني كه هرگز به رسانه ها راه نيافت
سوم، فشار مستقيم پارهاي از محافل خصوصي وابسته به اشخاص و گروههاي صاحب اقتدار و فشار غيرمستقيم تبليغاتي افراد و يا تشكلهاي خصوصي تحت عنوانهاي موجهنمايي مانند كندي فرآيند رسيدگي و تصويب طرحها در بانكهاي عامل، بالا بودن نرخ سود تسهيلات، كوتاه بودن دوران تامين مالي، بالا بودن سهم آورده متقاضي و امثال اينها.اين تبليغات و اتهامات غالباً در پوشش دفاع از بخش صنعت و توسعه صنعتي صورت ميگرفت. لازم به توضيح نيست كه درخواستهايي كه كاملاً برخلاف روح و نص قانون و از طريق مكاتبات مكرر و اعمال فشار بر مقامات و مراجع براي استفاده از تسهيلات حساب ذخيره ارزي انجام ميشد، هرگز به رسانهها راه نيافت.
نتيجه اين فشارها و تبليغات يا بزرگنمايي اين اتهامات كه منابع حساب ذخيره ارزي راكد مانده و در اختيار بخش خصوصي قرار نميگيرد، شتاب و مسابقهاي را در هر دو بخش دولتي و خصوصي به وجود آورد كه از اين موجودي راكد مانده (كذا) هرچه سريعتر استفاده شود كه حاصل آن برداشتهاي دولت براي اموري مغاير با هدف قانون برنامه سوم توسعه در ماده 60 و استفاده بخشهاي دولتي از طريق تاسيس شركتهاي كاغذي به ظاهر خصوصي بود.
* ساز و كارهاي قانوني حساب ذخيره ارزي در دولت گذشته همواره دچار آسيب شد
بخشي نگري پارهاي از دستگاههاي دولتي و اعمال فشار بر حساب ذخيره ارزي براي تامين ارز مورد نياز بخشهايي كه تا پيش از ايجاد حساب ذخيره ارزي، دولتي محسوب ميشدند و نيازهاي ارزي آنها از محل اعتبارات جاري يا عمراني در بودجه كل كشور تامين ميشد و يا تامين نيازهاي ارزي طرحهاي سرمايهگذاري خصوصي موردنظر آن دستگاهها كه تا پيش از برنامه سوم توسعه، نوعا از طريق اعتبارات بانكي يا فاينانس خارجي تامين ميشد از محل حساب ذخيره ارزي، همواره به انسجام اين نظام و ساز و كارهاي قانوني آن آسيب وارد ميكرد و همواره نيروي قابل توجهي براي خنثي و يا كم اثر كردن آن لازم بود. در تحليل نهايي، اين پرسش همواره مطرح بوده كه علت و انگيزه اين همه فشار و تلاش براي به انحراف كشيدن يك ساز و كار قانوني و منطقي چيست؟
*استمرار قدرت حاكميتي بوروكراتهاي جديد، علت اعمال فشارها در دولت اصلاحات
آيا جز ارضای ميل به تشكيل هرچه بيشتر سرمايه بوروكراتيك دولتي به منظور كسب يا استمرار قدرت حاكميتي بوروكراتهاي جديد، علت و انگيزه ديگري در كار بوده است؟بخشي نگري با هر انگيزهاي كه شكل بگيرد و به اعمال فشارهايي منجر شود كه در نظامها و ساز و كارهاي قانوني اختلال ايجاد كند، هرچند به نتايج درخشاني در بخش بينجامد، قابل قبول نيست. انتقاد از «حساب» بودن ذخيره ارزي و پيشنهاد تبديل آن به «صندوق» ذخيره ارزي يا «صندوق توسعه» يا «صندوق نفتي» از آغاز فعاليت حساب ذخيره ارزي تا پايان برنامه سوم توسعه مطرح مي شد. تبديل حساب ذخيره ارزي به يك «صندوق» مستلزم تصويب اساسنامه آن به صورت قانون و ايجاد يك نهاد جديد دولتي بود كه در جاي ديگري از قانون برنامه سوم توسه به دليل جلوگيري از گسترش دولت، اين كار ممنوع شده بود.
در صورت تاسيس صندوق، موجودي حساب ذخيره ارزي به سرمايه صندوق تبديل ميشد و از دسترس بانك مركزي براي تنظيم سياستهاي پولي و ارزي و جوابگويي به نيازهاي اضطراري خارج ميشد. در صورتي كه صندوق راسا مباشرت به مديريت سرمايه و منابع خود ميكرد احتياج به ديوان سالاري عظيمي داشت كه جايگزين 17 هزار شعبه نظام بانكي كشور گردد تا در تهران و مراكز استانهاي كشور پاسخگوي نيازهاي پذيرش طرح و درخواست تسهيلات، بررسي و ارزيابي طرحها و بالاخره نظارت بر مصارف وجوه باشد. هرگاه به صورت غيرمباشر و از طريق بانكهاي عامل استفاده ميكرد، با نظام حساب ذخيره ارزي كه از طريق هيئت امنا تنها به اموري از قبيل تعيين اولويتها و سياستگذاريها ميپردازد، تفاوت چنداني نداشت.
*هزينه مديريت حساب ذخيره ارزي ، صفر
نكته قابل توجه اين است كه در طول برنامه سوم توسعه و در نظام حساب ذخيره ارزي هيچگونه هزينهاي براي مديريت حساب و امور دبيرخانه آن انجام نشده و تنها هزينه اين نظام، پرداخت 60 درصد از سود تسهيلات اعطايي به بانكهاي عامل براي قبول ريسك بازپرداخت تسهيلات به حساب ذخيره و اداره امور وام و تسهيلات طرحهاي متقاضيان از مرحله پذيرش تا بررسي و ارزيابي، انعقاد قرارداد، گشايش اعتبار پرداخت تسهيلات و نظارت بر مصارف وجوه بوده است. منبع:رجا
مدیر عامل شرکت سایپا دیزل خبر داد:
كسب بالاترين نمره كيفي ولوو در جهان توسط شركت سايپا ديزل

میزان خصوصی سازی در دولت نهم 18 برابر سالهای 70 تا 82 بوده است.به گزارش رجانیوز، جمع کل خصوصی سازی از سال 70 تا پایان سال 82 برابر با 20 هزار و 672 میلیارد ریال بوده است.این در حالی است که در دولت نهم تا پایان سال 1387 چیزی حدود 374 هزار و 335 میلیارد ریال سهام به بخش خصوصی واگذار شده است.به عبارت دیگر، در طول فعالیت دولت نهم با احتساب سهام عدالت 18 برابر سال های 70 تا 82 خصوصی سازی شده است.
با این حال، برخی منتقدان، سهام عدالت را عامل اصلی این رشد میدانند، در حالی که حتی بدون در نظر گرفتن سهام عدالت نیز این نسبت 7.5 برابر خواهد بود. یعنی بدون احتساب سهام عدالت، دولت نهم به طور متوسط سالیانه بیش از 7 برابر دولت های قبلی خصوصی سازی کرده است. برخی اعداد و ارقام در جدول ذیل که توسط سازمان خصوصی سازی تهیه شده، آمده است.

پیش از این غلامرضا کرد زنگنه رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به روند سابق خصوصی سازی در کشور گفته بود: «فقط در سال 82 چيزي در حدود 10هزار ميليارد ريال سهام به بخشخصوصي واگذار شد، اما از طرف ديگر دولت آمد در بخشهاي مختلف اقتصادي، بهخصوص شركتهاي دولتي، سرمايهگذاريهايي انجام داد كه روند خصوصيسازي را در آن زمان زير سوال می برد.» او همچنین افزوده بود: «به ازاي هر يك ريالي كه دولت خصوصيسازي كرده بود، 39 ريال سرمايهگذاري جديد انجام داده بود كه اين عمل در اصل نه تنها دولت را كوچك نكرد، بلكه بزرگتر و فربهتر نيز شد... در واقع در این مدت حجم دولت به 39 برابر افزایش یافته است. در مقابل 3 هزار و 141 ميليارد تومان طي اين 15 سال با لحاظ كردن سهام عدالت خصوصيسازي انجام شده است و بدون سهام عدالت 2 هزار و 800 ميليارد تومان خصوصيسازي داشتهايم. در واقع طي سالهاي 70 تا هشتاد و پنج بيش از 39 برابر رقمي كه خصوصيسازي شده سرمايهگذاري دولتي صورت گرفته است.» منبع:رجا
|
آيتالله حائري شيرازي پيش از ظهر امروز در همايش شوراهاي اسلامي شهر و روستاي استان قم كه در تالار معصوميه برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: غرب 300 سال است كه حكام خود را قانونمند كرده است و براي انتقال قدرت به وسيله احزاب مسير قانوني را مشخص كرده است. وي با بيان اينكه قانون در كشورهاي اسلامي سابقه طولاني ندارد، بيان داشت: بسياري از كشورهاي اسلامي هنوز مزه قانون را نچشيدهاند و كشور ما نيز قبل از پيروزي انقلاب اسلامي چنين شرايطي را داشت.
استاد حوزه علميه قم با اشاره به وضعيت كشور قبل از پيروزي انقلاب تصريح كرد: قبل از پيروزي انقلاب در كشور ما مجلس وجود داشت و انتخابات نيز برگزار ميشد، ولي مردم در اين انتخابات نقش نداشتند و راي دادن به معناي واقعي اصلا وجود نداشت. وي با اشاره به خصوصيات حاكم در اسلام بيان داشت: ارتباط حاكم با مردم بايد بر مبناي احترام باشند و در اين شرايط مردم نيز احترام متقابلي خواهد داشت و حريم دولت را حفظ خواهند كرد. آيتالله حائري شيرازي با اشاره به سخنراني رئيس جمهور در ژنو گفت: رئيس جمهور ما در ژنو مانند يك معلم گفت كه راه صحيح اين است كه در مقابل قدرتها نبايد عقبنشيني كنيم و يك كلمه از حرفهاي احمدينژاد درس دانشگاه نبوده، بلكه آموزههاي حوزوي است و بايد گفت كه احمدينژاد فرزند حوزه است و او در ژنو حرفهاي حوزه را ارائه كرد. وي با اشاره به نحو انتخاب احمدينژاد به عنوان شهردار تهران و پس از آن انتخاب شدن از سوي مردم به عنوان رئيس جمهور گفت: عملكرد رئيس جمهور در دوره شهرداري و سخنرانيهاي وي باعث اقبال عمومي به احمدينژاد شد و ستادهاي انتخاباتي احمدينژاد از وي كسب عزت كردند و منت ستادهاي انتخاباتي گردنش نيست.
استاد حوزه علميه قم گفت: در اين دوره از انتخابات نيز ستادهاي انتخاباتي از او عزت كسب ميكنند. وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اهميت تشكيل شوراهاي اسلامي شهر و روستا اظهار داشت: شوراي اسلامي شهر و روستا در مرحلهاي بعد از قانون قرار دارند و مسائل محلي را ارزيابي كرده و در چارچوب قانون آن را اجرايي ميكنند. آيتالله حائري شيرازي در ادامه تشكيل مجلس كارشناسان در كشور را ضروري دانست و افزود: اين مجلس را اصناف تشكيل ميدهند و اين مجلس ميتواند توجه لازم را كارهاي كارشناسي را در كشور داشته باشد. وي ادامه داد: اگر اين مهم محقق شود، هماهنگي بهتري بين قوه مجريه و مقننه شكل ميگيرد. استاد حوزه علميه قم با اشاره به نقش برجسته مقام معظم رهبري در پيشبرد اهداف كشور و تصميمگيري در مسائل كلان گفت: ما در اين 30 سال پيشرفت خوبي در تمام عرصهها داشتهايم و مردم هم تاكنون سوار قطار دولت بودهاند و آزادي نداشتند، ما به تازگي ماشين آزادي را زير پاي آنها گذاشتهايم و تصادف بين آنها اجتناب ناپذير است. وي با اشاره به بيتوجهي به مسئله جرايم در كشور ما خاطرنشان كرد: بايد در كشور جرايم حالت بازدارندگي لازم را داشته باشد كه ما شاهد بروز تخلف در بخشهاي مختلف نباشيم منبع:قلم پرس
کاهش نرخ بیکاری از جمله توفیقات دولت نهم به شمار می رود. به گزارش رجانیوز، با اقدامات انجام شده نرخ بیکاری از حدود 12 درصد در سال 1384 به زیر 10 درصد در بهار سال 87 کاهش پیداکرد. نرخ بیکاری در 9 ماهه سال 87 برابر 9.5 بوده است.

با توجه به سیاست گذاری های آغاز انقلاب در یک بازه زمانی با رشد شدید جمعیتی مواجه بودیم. این پیک جمعیتی در بازه های زمانی مختلف با تغییر نوع نیازها در برخی حوزه ها ایجاد مشکل کرد. طی سال های اخیر متولدین این سال ها وارد فضای کسب و کار شدند. در واقع در حالی که با 3 میلیون بیکار در کشور مواجه بودیم، به طور متوسط یک میلیون و 200 هزار نفر از متولدین سال های 60 تا 65 وارد بازار اشتغال شدند. از سوی دیگر، با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای فرهنگی، زنان نیز با یک شیب افزایشی طی سال های گذشته برای کار در خارج منزل داوطلب شدند. این همه نشان از ورود یکباره قشر جویای کار به بازار کار بود. در واقع دولت نهم در حالی نرخ بیکاری را به حدود 10 درصد کاهش داد که با یک تقاضای بی سابقه در حوزه کار مواجه بود. میزان تحقق هدف برنامه در خصوص ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری در جدول زیر آمده است.

اگر چه در ماه های پایانی سال 87 نرخ تورم مقداری افزایش یافت اما به نظر می رسد با بهره برداری از طرح های زود بازده در صورت فراهم آمدن تسهیلات لازم نرخ بیکاری به کاهش خود بازگردد یا حداقل از افزایش این نرخ با توجه به درخواست تصاعدی اشتغال جلوگیری شود.منبع:رجا
خبرگزاري فارس: ارزش صادرات غيرنفتي 57 ميليارد دلاري دولت نهم بدون احتساب ميعانات گازي طي چهار سال اول اين دولت در حالي است كه مجموع صادرات غير نفتي كشور طي سه برنامه توسعه يعني سالهاي 68 تا 83 ( چهار دولت سازندگي و اصلاحات) 53 ميليارد دلار بوده است.

پروژه ستاد جنگ روانی اصلاحطلبان علیه فضلینژاد ناکام ماند
چرا اصلاحطلبان به لرزه افتادند؟!
تلاش سازمان یافته گروهکهای دانشجویی رادیکال و اصلاحطلبان افراطی برای برهم زدن سخنرانی پیام فضلینژاد در دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان و سپس پروژه ترور شخصیت وی در رسانههای اصلاحطلبان ناکام ماند.
به گزاش قلم پرس گزارش تحلیلی فضلینژاد از فروپاشی ایدئولوژیک آمریکا و مرگ فلسفه مدرنیته که وی در همایش «مرگ گفتمان اصلاحات در ایران» (9 اردیبهشت) ارائه کرد، چنان برای افراطیون غافلگیرانه بود که آنان هم در این دو سخنرانی و هم در روزهای پس از آن، پروژه ترور شخصیت پژوهشگر موسسه کیهان را در رسانههای اینترنتی پی گرفتند، اما روز گذشته برخی از این سایتها مانند «یاری نیوز» در یک عقبنشینی آشکار و با انتشار توضیحی مسئولیت این گزارش دروغ را به گردن برادر دوقلوی خود (سایت «یاران باران») انداختند!
در سه روز گذشته، بیش از 15 سایت اینترنتی اصلاحطلبان در یک اقدام هماهنگ، پس از سخنرانیهای فضلینژاد «گزارش واحدی» را منتشر کردند که حاوی اخبار کذب و تهمت به پژوهشگر موسسه کیهان بود. سایتهای «یاری نیوز»، «یاران باران»، «امروز»، خبرگزاری «آفتاب»، «ایران اکونومیست»، سایت رسمی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان (اصفهان)، «تابناک»، «بازنویس»، «بالاترین»، روزنامه «سرمایه» و... با انتشار این گزارش کذب و جعلی، جملات کذب و دروغی (مانند حمله وی به رییس مجلس خبرگان، منافق نامیدن خاتمی و موسوی و...) را به فضلینژاد نسبت دادند.
همچنین، در حالی که عناصر افراطیون در این دو جلسه با کشیدن فریادهای پیاپی و ایراد فحشهای رکیک به فضلینژاد، وی را به سبب نقد فلسفه و سیاست دنیای غرب، «فاشیست» و «یاوهگو» خطاب میکردند، بارها قصد هجوم به جایگاه سخنران را داشتند، اما فضلینژاد آنان را دعوت به آرامش میکرد. اگرچه تمامی این صحنهها و کل جلسه سخنرانی توسط روابط عمومی دانشگاه، بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان و جامعه دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان فیلمبرداری شده و در اختیار دانشجویان نیز قرار میگیرد، اما این رسانهها در «گزارش واحدی» که انتشار دادند، نوشتند که سخنران از عصبانیت، تکبیر میفرستاد! در حالی که برابر فیلمهای این دو جلسه، هر بار پس از پایان فرازهایی از سخنان فضلینژاد، خصوصا هنگامی که وی بیاناتی از حضرت امام خمینی(ره) را قرائت میکرد، دانشجویان شعارهای «الله اکبر»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «خونی که درگ ماست، هدیه به رهبر ماست» سرمیدادند.
رسوایی گزارش واحد و کذبی که برای ترور شخصیت فضلینژاد تهیه شده، چنان بود که سایت «یاری نیوز» در مطلب «پاسخ قاطع دانشجویان اصفهانی به هتاکی پژوهشگر موسسه کیهان» و در بین کامنتهای کاربران با انتشار توضیحی نوشت:
"یاری: دوستان عزیز یادآور می شود که این خبر از پایگاه خبری یاران باران که نام منبع هم در خبر آمده است عینا نقل شده و یاری تنها در مورد خبرهای تولیدی توسط خود پاسخگو است و درستی یا کذب بودن خبر نقل شده به منبع تولید کننده و نه یاری بر می گردد."
در 2 روز گذشته، پس از انتشار این گزارش واحد از سوی «ستاد جنگ روانی اصلاحطلبان» در رسانهها، بسیاری از دانشجویان و کاربران اینترنتی در تماسها، کامنتها و پیامهای اینترنتی خود، به انتشار این گزارش دروغ و کذب در این سایتها اعتراض کردند. علیرغم آنکه این سایتها سانسور گستردهای بر نظرات کاربران خود اعمال میکنند، اما شدت این اعتراضها چنان بود که سایت «یاری نیوز» با سلب مسئولیت درباره این گزارش دروغ از سخنرانی نویسنده کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» در دانشگاههای اصفهان، هرگونه مسئولیت این دروغپراکنی را متوجه برادر دوقلوی خود (سایت یاران باران) کرد!!!
به گزارش قلم پرس پیش از حضور فضلینژاد در این دو دانشگاه نیز، افراطیون همراه با پخش شبنامه، در چند نشریه دانشجویی نیز مقالات توهینآمیز سایتهای ضدانقلاب خارج از کشور مانند پیک نت، پیک ایران، صدای آمریکا و... را علیه فضلینژاد چاپ و میان دانشجویان توزیع کرده بودند. برای نمونه، نشریه دانشجویی «روزنه امید» در اولین ویژهنامه خود برای انتخابات ریاست جمهوری (9 اردیبهشت 88)، مقالهای از یک نویسنده ضدانقلاب به نام «سینا مطلبی» (روزنامهنگار فراری و کارمند رادیو بی.بی.سی) را چاپ کرد. در پشت این مقاله که حاوی ناسزاها و تهمتهای بسیاری به فضلینژاد بود، عکس یک کاندیدای اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری نیز چاپ شده بود!
بر اساس برنامه اعلام شده از سوی برگزارکنندگان دو «همایش مرگ گفتمان اصلاحات در ایران»، بنا بود تا اولین سخنرانی فضلینژاد از ساعت 30/10 صبح در تالار شهید آوینی دانشگاه اصفهان آغاز شود، اما اخبار موثق از توطئه افراطیون برای ضرب و شتم پژوهشگر موسسه کیهان حکایت داشت. بر اساس اخبار دریافتی، عدهای از حاضران که خود را از اعضاء ستاد اصلاحطلبان اصفهان معرفی میکردند، اشیایی را برای پرتاب به سمت فضلینژاد آماده کرده بودند، اما با هوشیاری و تلاش دانشجویان حاضر در جلسه برای حفظ سلامت و آرامش همایش، برنامه ضرب و شتم سخنران در چند نوبت ناکام ماند.
در نهایت، ساعت 15/11 فضلینژاد در جمع 400 دانشجوی منتظر در تالار شهید آوینی دانشگاه اصفهان حضور یافت و طی یک ساعت سخنرانی به ارائه دلایل فلسفی و نظری مرگ گفتمان اصلاحات پرداخت و سپس به پرسشهای شفاهی دانشجویان پاسخ داد. در طول این جلسه، چند تن از افراطیون قصد برهم زدن مراسم را داشتند که دیگر دانشجویان مانع تحرکات و آشوبآفرینی آنان شدند. این جلسه در ساعت 45/12 ظهر پایان یافت.
به گزارش خبرنگار قلم پرس پژوهشگر موسسه کیهان پس از اتمام این جلسه، از ساعت 14 عصر همان روز با حضور در تالار شهید فتوحی دانشگاه صنعتی اصفهان، سخنرانی دیگری ایراد کرد و بیش از 2 ساعت به شرح زیربنای آکادمیک و ارائه مستندات و استدلالهای خود پیرامون «نظریه مرگ گفتمان اصلاحات در ایران» پرداخت. در این جلسه، نزدیک 10 نفر از دانشجویان افراطی که پلاکاردهایی در حمایت از یک کاندیدای اصلاحطلب در دست داشتند، کوشش کردند تا با اخلال در جلسه و ایراد فحش به سخنران مانع از سخنرانی فضلی نژاد شوند، اما بیش از 300 دانشجوی حاضر در تالار شهید فتوحی، اخلاگران را مجبور به سکوت کردند.
افشاگری نویسنده پرفروشترین کتاب سیاسی سال از ماهیت نظام لیبرال دموکراسی به عنوان ایدئولوژی نظام سرمایهداری و نسبت این ایدئولوژی با زیربنای فکری اصلاحطلبان چنان بود که رسانههای این جناح تا سه روز پس از ایراد این سخنرانیها، گزارشهای مجعول و اخبار کذبی را انتشار میدهند تا از تاثیر آن بکاهند. این سخنرانی چه بود که اصلاحطلبان را این چنین به لرزه انداخت؟!
پیام فضلینژاد در اصفهان چه گفت؟
اگرچه بنا بود تا اولین سخنرانی فضلینژاد از ساعت 30/10 صبح در تالار شهید آوینی دانشگاه اصفهان آغاز شود، اما اخبار موثق از توطئه افراطیون برای ضرب و شتم پژوهشگر موسسه کیهان سبب شد تا برنامه با یک ساعت تاخیر آغاز گردد.
در حالی که بیش از 400 دانشجو در این دانشگاه آماده شنیدن سخنان فضلینژاد در دانشگاه اصفهان بودند، وی با حضور در جایگاه سخنرانی ابتدا از همه دانشجویانی که به علت کمبود فضا و صندلی، به طور ایستاده جلسه را دنبال میکردند، عذرخواهی کرد. پس از سخنان مجری جلسه که به شرح بیوگرافی فضلینژاد اختصاص داشت، پژوهشگر موسسه کیهان اظهار داشت که آغاز جلسه را به نام مقام معظم رهبری متبرک میکنیم. وی سخنان خود را با بیانات مقام معظم رهبری پیرامون ضرورت تولید علم و انقلاب علمی آغاز کرد و گفت: من 20 سخنرانی رهبری معظم انقلاب را از سال 1379 تاکنون پیرامون ضرورت برپایی یک انقلاب علمی در جهان را خلاصه کردهام و چکیده آن را خدمت شما عرض میکنم. ایشان میفرمایند، ما طی 30 سال در یک انقلاب علمی، باید معرفت نوینی را عرضه کنیم و هسته علمی و فلسفی جهان را از نو بازتعریف و بازسازی کنیم.
در ابتدای سخنرانی، عدهای از افراطیون فریاد زنان خود را به ردیف جلوی آمفی تئاتر رساندند و گفتند که این سخنان ربطی به موضوع جلسه ندارد و به فضلینژاد گفتند که درباره مرگ گفتمان اصلاحات سخن بگوید. پژوهشگر موسسه کیهان که در طول جلسه در برابر فحاشی چند تن از افراطیون ساکت بود، ضمن دعوت آنان به آرامش گفت: نتیجه گفتمان ارتجاعی اصلاحات است که ضرورت یک انقلاب علمی را پدیدآورده است. روش بحث من، پرداختن به مبانی تئوریک و فلسفی این گفتمان است. به گزارش قلم پرس نویسنده پرفروشترین کتاب سیاسی سال گفت: من امروز از تاریخی سخن میگویم که سانسور شده است. تاریخی که با آن گزیده برخورد کردهاند و روایتی مخدوش از آن را طرح میکنند. بنابراین، برشهایی از تاریخ آمریکا را که به تثبیت ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری کمک کرد، طرح میکنم. تمام این بحث مستند به آراء بزرگترین مورخان و فیلسوفان جهان است و اگر یکی سند از این مستندات مجعول بود، من حاضرم که کلاه خود را در برابر نقد منصفانه و مستدل منتقدان بردارم و حرفهایم را پس بگیرم.
فضلینژاد در ادامه سخنان خود، به مدت 20 دقیقه «سه برش فراموش شده از تاریخ مدرنیته در غرب» را مطرح کرد و در بخش اول سخنانش به تحلیل پیدایش انقلابهای فرانسه و آمریکا از منظر مورخانی چون ویل دورانت و بروک مازلیش در کتابهای «تاریخ تمدن» و «سنت روشنفکری در غرب» پرداخت و از خاستگاه ماسونی مدرنیته گفت. سپس با ذکر ماخذ ارجاعات خود، به تحلیل روند «همبستگی علم و سلطه در غرب» پرداخت و به 2 کتاب «آخرین روزهای بشریت» و «سگهای پاسبان» از دو متفکر آلمانی و فرانسوی به نامهای کارل کروز و پل نیزان اشاره کرد که در دهههای 1920 و 1930 نوشته شده است.
پژوهشگر موسسه کیهان با اشاره به برش دوم تاریخ سانسور شده مدرنیته گفت: در میانه جنگ جهانی اول و دوم، نظام لیبرال سرمایهداری برای تثبت ایدئولوژی خود با شعار دموکراسی و آزادی کوشید تا فیلسوفان را به خدمت بگیرد. فیلسوفان تبدیل به نیروهایی شدند که ایدئولوژیهای فاشیستی را بزک میکردند. مثلا، جان دیویی که بزرگترین فیلسوف معاصر آمریکا بود، گفت که ما باید سوالات محوری فلسفه را به نفع دموکراسی تغییر دهیم! بر اساس نظریه دیویی دیگر نباید از ماهیت و بنیانهای نظری دموکراسی سوال میشد. بزرگترین فلاسفه آمریکا معتقد بودند فلسفه باید دربست و دست به سینه، در خدمتِ ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری انجام وظیفه کند.
فضلینژاد با اشاره به اینکه این روند «منطقی کردن سلطه با فریب فلسفی» نام گرفت، به کتاب «سگهای پاسبان» اشاره کرد که نویسنده آن از تلاش فیلسوفان آمریکایی برای نابود کردن قوه درک آدمیان میگوید. پژوهشگر موسسه کیهان گفت: روشنفکران فرانسوی مانند پل نیزان در آن سالیان معتقد بودند که فیلسوفان برای به کمک فرهنگ سرمایهداری میآیند تا با «جنگ فلسفی»، «فریب فرهنگی» و «مانورهای بزرگ» مردم را تحمیق کنند و توانایی آنان برای «درک واقعیت» را از بین ببرند.
نویسنده کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» سپس به برش سوم این تاریخ پرداخت و به مداخلات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در عرصه فرهنگ و فلسفه در عصر جنگ سرد اشاره کرد. فضلینژاد اظهار داشت: تاریخ جنگ سرد، تاریخ نانوشتهای است. من با استناد به 10 منبع و ماخد به شما خواهم گفت آنچه که به نام معرفت تجربی و فلسفه علم در دانشگاههای ما تدریس میکنند، آنچه که زیربنای فلسفی فکر اصلاحات را در ایران است، ریشه در مدخلاتی دارد که سازمان سیا در عرصه علم انجام داده است. سال 1988 کتاب پیتر کولمن با نام «توطئه لیبرال» در لندن منتشر شد و سال 1999 کتاب «جنگ سرد فرهنگی» اثر فرانسیس ساندرز توسط انتشارات نیوپرس در لندن روانه بازار کتاب گشت. از سال 1977 نیز نشریاتی چون رولین ستون، واشنگتن پست، نیویورک تایمز، لسآنجلس تایمز، فاينانشال تايمز، لوموند دیپلماتیک، و... پژوهشها و گزارشهایی را منتشر کردهاند. حتی فیلمی در سال 2006 از شبکه فرانسوی- آلمانی آرته پخش شد. هر یک از این محصولات، تصویر واقعی معاملات آکادمیک پشتپرده در بازار سرمایهداری را وضوح بیشتری میبخشند. اکثر این گزارشها مستند به اسنادی است که سازمان سیا بر اساس قانون انتشار اطلاعات از بایگانی امنیتی خود خارج کرده است.
فضلینژاد با شرح این اسناد و ارجاع به ماخذ آنان گفت: سازمان سیا از سال 1950 در دولت هری ترومن رقمی معادل 34 میلیون دلار خرج کرد تا فیلسوفان و آکادمیسینهایی نظیر توماس کوهن، آیزایا برلین، کارل پوپر، ریمون آرون، هانا آرنت، ریچارد رورتی و... در دو طیف برای اثبات حقانیت ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری به ساخت و ساز بنیانهای معرفتشناختی، فلسفی، جامعهشناختی و فرهنگی بپردازند. به گزارش قلم پرس وی با اشاره به اینکه متون درسی دانشگاهها امروز برگرفته از آراء فیلسوفان و تئوریسینهایی است که در عصر جنگ سرد به سفارش سازمان سیا تولید علم کردند، افزود: اگر در دانشگاه ما، دانشجویی بخواهد ردیه بر مارکسیسم بخواند و بنیانهای جامعه باز را بشناسد، باید به کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» از کارل پوپر مراجعه کند. اگر دانشجویی بخواهد مغز فلسفی جهان مدرن و لیبرال را بشناسد، باید کتاب «چهار مقاله درباره آزادی» از آیزایا برلین را بخواند. اگر دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد رشتههای جامعهشناسی بخواهد پایاننامه بنویسد باید به نظریههای ریمون آرون ارجاع دهد. اگر کسی بخواهد تئوری خشونت و انقلاب را بفهمد، باید کتابهای هانا آرنت را بخواند. اگر کسی بخواهد فلسفه علم بداند، باید به کتاب «ساختار انقلابهای علمی» از توماس کوهن مراجعه کند. این در حالی است که اگر شما به کتابهای «جنگ سرد فرهنگی» و «توطئه لیبرال» از کولمن و ساندرس مراجعه کنید، بخشی از اسناد منتشر شده سازمان سیا را میبینید. آن اسناد میگویند که این آکادمیسینها زیر چتر سازمان سیا برای تثبیت ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری تولید علم میکردند.
هنگامی که فضلینژاد به شرح این اسناد و استنادات و معرفی منابع فارسی برای دسترسی به آنها میپرداخت، جمع کوچکی از دانشجویان با فریادهای پیاپی خواهان اتمام سخنرانی او شدند. پنج نفر از افراطیون که با فحاشی علیه فضلینژاد، تلاش داشتند که خود را به جایگاه سخنران برسانند، با ممانعت نیروهای حراست جلسه مواجه شدند. عده دیگری هم با شعار دادن مانع از ادامه سخنرانی شدند. در این هنگام، مجری جلسه از فضلینژاد درخواست کرد که سخنان خود را از سر گیرد. پژوهشگر موسسه کیهان گفت: آمریکاییها میگویند اولین پدیده جامعه مدرن، گفتگو و شنیدن حرف مخالف است. سالها، شعار اصلاحطلبان، زنده باد منتقد، زنده باد مخالف و حتی حق ارتداد بود. میگفتند ارتداد درخت آلبالوست که برای جامعه مفید است. نتیجه این شعارها این است که هنوز یک ربع از بحث نگذشته هیاهو کنید. من البته شما را علت نمیدانم. علت کسانی هستند که هشت سال شعار پوچ آزادی دادند، اما پایبند به آن نبودند. این هیاهوها، معلول است، نه علت.
پژوهشگر موسسه کیهان در میان همهمه افراطیون، آنها را دعوت به شنیدن استدلالها و مستندات خود میکرد، گفت: آنچه عرض میکنم، زیربنای فکر اصلاحطلبی است. شما اگر به مقالات بالینی اصلاحطلبان مانند عبدالکریم سروش، محمد خاتمی، عطالله مهاجرانی، اکبر گنجی نگاه کنید، میبینید که آراء آنان متکی به تئوریهای همین فلاسفهای است که کارشان منطقی کردن سلطه بود. کارشان ساختن یک مخزن معرفتی برای ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری بود. اگر این زیربنای فلسفی و تاریخ پیدایش آن را نشناسیم، اگر پشت صحنه آن را نبینیم، موفق به شناخت فکر موسوم به اصلاحات نمیشویم.
وی با بیان اینکه امروز اروپاییها و خصوصا آلمانیها و فرانسویها میگویند آنچه که آمریکا در جنگ سرد به نام دموکراسی، آزادی سیاسی و جامعه باز ترویج میکرد یک فریب بزرگ بود، ادامه داد: نه تنها اروپاییها، بلکه بزرگترین فلاسفه آمریکا چون جان رالز و ریچارد رورتی در کتابهایشان نوشتند که مدرنیته یک خودفریبی بزرگ بود که بذر ویرانی را در دل خودش داشت. شما به کتاب «اولویت دموکراسی بر فلسفه» اثر ریچارد رورتی نگاه کنید که سال 1382 توسط انتشارات طرح نو در ایران ترجمه و چاپ شد. آخرین گزارش فلسفی از پروژه مدرنیته را آنجا بخوانید. سیاستهای جدید لیبرال دموکراسی که امروز در آمریکا به اقتدار سیاسی رسیده است، در این کتاب بخوانید. رورتی در این اثر که ابتدا سال 1991 توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد، گفت که از این پس، باید همه باورهای رایج در جهان غرب مانند سرمایهداری، رواداری و... را یکجا و بدون چون و چرای فلسفی پذیرفت. البته اشکالی ندارد که اگر انسانی به این باورها ایمان آورد، در توجیه آنان فلسفه ببافد. او تاکید کرد که لیبرال دموکراسی باید هرگونه پرسش از «حقیقت» امور را از صحنه بحثهای سیاست عمومی خارج کند. رورتی با دیوانه خواندن کسانی که به توانایی عقل باور دارند، توصیه میکند که اگر پرسشهای فلسفی درباره نهادهای دموکراتیک، موجودیت لیبرال دموکراسی را تهدید کند، باید از زور علیه کسانی که این پرسشها را طرح میکنند، استفاده کرد.
نویسنده پرفروشترین کتاب سیاسی سال با بیان اینکه «غرب امروز عقلانیت را زباله میداند» اظهار داشت: بزرگترین فلاسفه امروز غرب میگویند باید جامعه را عادت دهیم که گزارشهای فلسفی درباره خود و «عقلانیت» را دور بریزد، چون «عقلانیت» فلسفی زبالهای بیش نیست. جان رالز و رورتی به عنوان وارثان سنت روشنگری غرب معتقدند که آزادی مقدم بر کمال است و اگر انسان فدای آزادی شود، بهایی برای لیبرال سرمایه داری است. آنها میگویند کیفیت انسان زاده لیبرال دموکراسی، هر قدر هم که بدبو، زننده، نامطلوب، پست و حقیر باشد، این بهایی است که برای آزادی سیاسی باید پرداخت. نویسنده رساله اولویت دموکراسی بر فلسفه، در این رساله مینویسد که ما به راحتی میتوانیم مخالفین خود را دیوانه بخوانیم و کنار بگذاریم و حتی از حقوق شهروندی محرومشان کنیم.
فضلینژاد با تاکید بر اینکه «سیاست ممنوعیت پرسش از حقیقت و کشف واقعیت، سیاست امروز دموکراتهای آمریکایی است» ادامه داد: به زعم رورتی، لیبرال دموکراسی باید هرگونه پرسش از «حقیقت» امور را از صحنه بحثهای سیاست عمومی خارج کند. چون دیگر حقیقت و طبیعتی وجود ندارد. بنابراین، فلسفهای هم نیاز نیست که از رهگذر آن بخواهیم حقیقت و طبیعت را بشناسیم. امروز در آمریکا میگویند به جای احساس ضرورت به وجود مشروعیت فلسفی برای سیاست لیبرال دموکراسی، باید به «سنتها» و «عادتها» در جامعه تکیه کرد.
نویسنده پرفروشترین کتاب سیاسی سال گفت: استراتژیستهای پراگماتیست ایالات متحده معتقدند که باید تشویق به سطحی بودن و دستانداختن مردم جدی به مثابه یک اصل اجتماعی ترویج شود. بزرگترین نماینده سنت فکری آمریکا و بزرگترین فیلسوف آنالیک این کشور گفته است که این سطحی بودن و سبکسری فلسفی به افسون زدایی از جهان کمک میکند. باید با شوخی و سبکسری عادت این همه جدی گرفتن مسایلی مانند طبیعت بشر، اخلاق، هویت، حقیقت و... را از سر انسانها بیندازیم تا دیگر به این مسایل فکر نکنند و البته برای این کار «دلایل جدی زیادی» وجود دارد.
فضلینژاد با طرح این سوال که «این دلایل جدی چیست؟» افزود: چرا بزرگترین فیلسوف آمریکا این همه از کوشش آدمیان برای کشف حقیقت میترسد؟ چرا هنگامی که عقلانیت مدرن در برابر عقلانیت اسلامی در حال زانو زدن است، از سبکسری فلسفی سخن میگویید؟ در آخرین مقالات رورتی پیش از مرگ، این دلایل آمده است. یکی از مهمترین آنان فلسفه اسلامی و اسلام سیاسی، یعنی اسلام ناب محمدی(ص) است.
وی اظهار کرد: امروز مرگ فلسفه مدرنیته در غرب رقم خورده است. مرگ مدرنیته، مرگ مبنای مشروعیت گفتمان اصلاحطلبی است که در همه سطوح تابع عقلانیت مدرن بود.
در هنگامی که پیام فضلینژاد کوشش داشت تا پرده از ماهیت دموکراسی به مثابه ایدئولوژی لیبرال سرمایهداری برای دانشجویان بردارد، عدهای از افراطیون اصلاحطلب با فحاشی به وی مانع از ادامه این سخنرانی شدند. برخی از این دانشجویان با هجوم به جایگاه سخنران قصد ضرب و شتم وی را داشتند که دانشجویان حاضر در جلسه، مانع بالا رفتن آنان از پلههای جایگاه شدند.
پس از این، مجری جلسه از فضلینژاد درخواست کرد که به سوالات حاضران پاسخ گوید و وی نیز آمادگی خود را برای پاسخ به پرسشهای شفاهی اعلام کرد. دانشجویان اصلاحطلب و افراطیون طی 20 دقیقه سه سوال پیاپی را طرح کردند که همگی حاوی اهانت به پژوهشگر موسسه کیهان بود. سپس فضلینژاد با استفاده از سخنان امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به سخنان آنان پاسخ گفت.
در طول 10 دقیقهای که فضلینژاد با بهره از پیامهای حج حضرت امام(ره) در سالیان 1366 و 1367 به افراطیون پاسخ میگفت، پس از پایان هر فراز از سخنان وی، دانشجویان تکبیر میگفتند.
در ساعت 40/12 ظهر، فضلینژاد با تاکید بر اینکه این عده اندک از مخالفان، 3 تن نمایندگان خود را به پشت تریبون فرستادند و با توجه به اینکه آقایان فحشهای خود را از پشت تریبون نیز دادند، به جلسه سخنرانی خود در دانشگاه صنعتی اصفهان اشاره کرد و گفت: از ساعت 14 باید در آن دانشگاه نیز سخنرانی کنم که برنامه تا ساعت 30/16 ادامه خواهد یافت. فاصله میان دو دانشگاه نیز زیاد است. از وقت این جلسه نیز بیش از 20 دقیقه گذشته.»بدین ترتیب جلسه پایان یافت. پس از خاتمه این جلسه، دانشجویان بسیجی از فضلی نژاد تقدیر کردند و وی عازم دانشگاه صنعتی اصفهان شد. منبع:قلم پرس
مىخواست برود دیدن مادرش. در مسیر منزل مادر، وانت بارى که هندوانه نوبرانه مىفروخت، دیدند. دکتر از راننده خواست ماشین را نگه دارد. پیاده شد و به سمت وانتبار رفت. اما راننده دید که دکتر دست خالى برگشت.
عصرایران - ارگان رسانه ای حزب الله، انصار نیوز، از انتشار کتابی جدید درباره زندگی شخصی احمدی نژاد خبر داد و با "منحصر به فرد" خواندن این کتاب که فرزند ملت نام دارد، فرازهایی از آن را منتشر کرد. در بخشی از این کتاب، پدید آورندگان آن که "دانشجویان مستقل" معرفی شده اند، نوشته اند که در تدوین این کتاب، علاوه بر مصاحبه با تنی چند از اطرافیان احمدی نژاد، از صحبتهاى خصوصى پسراحمدی نژاد -که توسط دوستانش ضبط شده بود- نیز بهره گرفته اند. بخش هایی از کتاب فرزند ملت را به انتخاب انصار، بخوانید: (درادامه همین مطلب:)
همسر شهید آیتالله مرتضی مطهری روز گذشته هنگامی که وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به دیدار وی رفت تا یاد و خاطره استاد شهید را گرامی بدارد، نکاتی گفت که شاید سالهای قبل نیز که رئیسجمهور به دیدارش رفته بود، مشابه آنها را بیان کرده باشد.به گزارش رجانیوز به نقل از یکی از اعضاء بیت شهید، سرکار خانم اعظم عالیه در این دیدار ضمن تأکید بر ویژگیهای مثبت دولت نهم و شخص رئیسجمهور اضافه کرده است: از روزی که آقای احمدینژاد رئیسجمهور ایران شده است، هر روز برای سلامتیاش سورهی حشر میخوانم.
بنا بر این گزارش، وی نکات قابل توجه دیگری نیز در این دیدار بیان کرده اما از خبرنگارانی که در جلسه حاضر بودند، خواسته است، این موارد را خبری نکنند.در ادامه همسر استاد شهيد گفت: استاد براي ما مراد بود و ما مريد استاد بوديم هيچ گاه فکر نکرديم که مرد خانه را از دست داديم بلکه مراد و مطلوبمان بود که از دست رفت.وي با ذکر خاطراتي از استاد مطهري به سرودن چند بيت از اشعار خود پرداخت و گفت گفتهام اشعارم را بعد از مرگم چاپ کنند تا دچار حب دنيا نشوم.در این دیدار زاهدی نیز تأکید کرد: استاد شهيد به عنوان يک معلم و الگوي نسل جوان و اعضاي هيات علمي دانشگاه ها است.
محمد مهدی تهرانی: تازه زیارت عاشورا تمام شده بود که وارد حسینیه شد. جمعیت را شکافت و در جمع
صمیمانه بچه های فعال انتخابات بر صندلی ساده جلوی حسینیه که اسمش حسینیه شهید همت ستاد انتخاباتی دکتر احمدینژاد گذاشته شده، نشست. بچه ها دور صندلی حلقه زدند و او سخن آغاز کرد. آیه ابتدای سخن به خودی خود یک منبر بود: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه... اقرار به ربوبیت پروردگار کافی نبود. مسلمانان بدر باید استقامت می کردند. استقامت یک نفر هم کافی نبود. "و من تاب معک" از ضرورت ایستادگی اهل ایمان می گفت و این همان آیه بود که رسول خدا را پیر کرد که فرمود: «شَیبتنی سورة هود»
سخن آغاز شد تا حجتالاسلام والمسلمین صدیقی با کنایه و اشاره از ناگفته ها بگوید و رهروان را شیوه طی طریق بیاموزد. گفت کارهایتان از سر شکر باشد و برای خدا؛ نه برای این و آن. از کلمبیا گفت و از ژنو. می گفت برخی تنگ نظرند. سخن به ضربه علی(ع) در روز خندق هم کشید تا برق شمشیر علی را بشناسیم و در عین حال لطف او به دشمنانش را هم دریابیم. تنین کلامش و یادی که از امام زمان(عج) می کرد، در ذهن ها ماند و قطرات اشکی که از روضه فاطمیه بر جبین ها نقش بست تا درس آن روز را برای همیشه در خاطرمان قاب کند...
«همیشه کارهایتان از سر شکر باشد. اعملوا آل داوود شکراً. خدا با ما رفاقت می کند. خدا دائماً ما را کمک می کند. خدا ما را تنها نمی گذارد. نمازتان را شکراً به جای بیارید. کارهایتان شکراً باشد. وقتی شکراً باشد، آدم شاد است. اگر این گونه نباشد، آدم همیشه دغدغه دارد. مدام با خودش می گوید می شود یا نمی شود. بریم فلان جا خودی نشان بدهیم؛ بعدها آقا یک کاره ای می شود ما را هم یه کاره ای می کند. اگه نشد خیلی به خودت نفرین می کنی. اما اگر شکراً بود، همیشه شادی. اعملوا آل داوود شکراً.
یکی از علما می فرمودند من به آقای طباطبایی گفتم شما که با قرآن زندگی کردید، مؤثرترین آیه ای که در زندگی دیدید کدام است؟ ایشان به این آیه اشاره کردند: «فاذکرونی اذکرکم و اشکروا لی اشکرکم.» ذکر و شکر. کار خدا هر چه هست، نعمت است. "هو معکم اینما کنتم." کجا خدا با شما نبوده؟ کجا تنها بودید؟ کجا خدا شما را واگذاشت...؟
حضرت امیر در منشور حکومتیاشان به مالک اشتر دستور میدهند که 3 گروه را در گروه مشورتی خود راه نده. اول آدمهای بخیل. شخصی محضر امیرالمومنین اظهار نیاز کرد. حضرت به او عنایتی کردند. کسی که کنار امیرالمومنین بود گفت یاعلی! اگر کمتر هم میدادید، او را کفایت میکرد. حضرت فرمودند الهی مثل تو در جامعه زیاد نباشد. آدم های بخیل به درد هیچ کاری نمی خورند. الحمد الله هنوز برای شما پول مزه نکرده است. الهی که هیچ وقت مزه نکند. آدم های پول پرست، بخیل هم می شوند. حضرت به مالک فرمودند تو که نماینده من هستی، وکیل هستی، مراقب باش اطرافت آدم بخیل نباشد.
دوم آدم های ترسو. ترس ننگ است. الجبنُ عارٌ. این جمله مال امام حسین(ع) است. آدم ترسو به هیچ دردی نمی خورد. این محبوبیتی که نصیب رئیس جمهور ما آقای احمدی نژاد شده است را ببینید. هر کس می خواهد، تنگ نظر باشد. این واقعیتی است که شده است. خدا عزیز کرد. علتش را من در چند چیز می دانم. ائمه یک قولی به ما دادند. فرمودند هرکسی خودش را به ما بچسباند، دامان علی را بگیرد، گوشه چادر حضرت زهرا را بگیرد، دم از ما اهل بیت بزند، هر کسی ورد زبانش مهدی باشد، قیام و قعودش مطرح کردن وجود نازنین حضرت باشد، فرمودند زَیَنّاهُم. اگر شما ما را رونق بدهید، ما پر رونقتان می کنیم. هر کسی رونق ما باشد ما رونقش می دهیم.
و بیُمنِه رُزِقَ الوَری و بوُجودِهِ ثَبَتَتِ الارضُ و السماء. وجودِهِ لَطفٌ و تَصرُّفِه لطفٌ آخَر. یکی اصل وجود امام زمان است که آقای ما جان عالم است. لو لا الحجة لساخت الارض باهلها. اگر امام زمان نباشد، زمین قرارش را از دست می دهد. اگر آقای ما نباشد زمین اهلش را فرو می برد. آقای ما آقای عالم است. حضرت ابراهیم جاعلٌ للناس بود ولی امام زمان ما امام همه خلایق است. امام ملائکه است. امام زمین است. امام خورشید است. امام کائنات است. در دعای ندبه می خوانید: اَینَ صدرُ الخَلایق؟ رئیس کل عالم است. وجود نازنینش همه را جمع کرده است. ضرورت وجود امام، ضرورت ادامه فیض خداست. اگر این نباشد، فیض خدا جاری نمی شود.
نکته دوم تصرفه لطف آخر. وجود مبارک امام زمان تصرف می کند در اراده دشمن. آنچه دشمن می خواهد عکسش می شود. آن صحنه های خطرناک را برای ناکامی نظام ما و برای به هم خوردن اوضاع ما در آمریکا راه انداختند. آن همه هزینه کردند که یک جوری رو کم کنند. خدا هم روی خودشان را کم کرد. یریدون لِیُطفِئوا نورَ الله بِاَفواهِهِم. این دست خداست. یدالله فوق ایدیهم. تمام نقشه هاشان را با مبانی دقیق علمی، روان شناختی و... تنظیم می کنند اما جواب نمی دهد. چرا؟ برای اینکه دست بالای دست بسیار است. یک دستی خدا بالای این دست ها قرار داده است. تمام نقشه ها با یک نگاه امام زمان به هم می خورد.
خود آقای رئیس جمهور برای من می گفتند برای رفتن به آن دانشگاه خیلی ها مخالف بودند. گفتم نه. اینکه می گوید گفتم نه، دست خودش نیست. یک تصرفی هست. آن کسی که میزبان ما بود، رئیس دانشگاه، آمد از اول هر چه خواست گفت. ببین چه قشنگ در آمد. و تصرفه لطف آخر. در این جریان ژنو هم همین بود. آنها همه نقشه ها را طرح کرده بودند که به نفع خودشان باشد. چرا؟ چون آقای احمدی نژاد مروج امام زمان است. تهاجمی دارد پیش می رود. هر جا می رود سخن از امام زمان است. آقاجانمان را دارد مطرح می کند.
در میان فضائل امیرالمومنین یک چیز علی را برجسته کرد، عبادت امیرالمومنین که نظیر نداشت اما مدالی که خدا پیغمبرش را مامور کرد تا به علی بدهد این بود: ضَربَتُ علیٍّ یومَ الخَندَق اَفضَل مِن عِبادَتِ الثَّقَلین. جنگ احزاب بود دیگر. مشرکین، اهل کتاب، تمام دنیا هم دست شده بودند. مدینه که پایگاه مسلمان ها بود محاصره شده بود. زمینه از نظر علمی و سیاسی و تحلیل های اجتماعی به نفع مسلمانان نبود. در این شرایط امیرالمومنین کاری کرد که کارستان شد. یک ضربتی زد که با این ضربت پایه های کفر لرزید.
رهبر انقلاب را ببینید. هیچ جا نشده حتی در بزرگترین جلسات، در بحران ها ایشان کمترین تزلزلی در وجودشان دیده شود. در قضیه کوی دانشگاه خواص هم ناامید شده بودند. من گریه بعضی از افراد خیلی قوی را در جریان کوی دانشگاه دیدم. اما آمد دو سه جمله خطاب به امام زمان گفت، تمام شد. حرکت باید تهاجمی باشد. این شجاعت است. ضربت علی یوم الخندق.
امیرالمومنین فرمودند که مالک! سه گروه را دور خودت راه نده. یکی آدم بخیل است. دیگری آدم ترسو است. دیگر آدم حریص است که مملکت فروشی می کند. خود فروشی می کند. این سه تا ریشه اش یکی است. و ریشه اش سوء ظن به خداست. آدم فکر می کند خدا او را فراموش کرده است.
برای آقای احمدی نژاد کار نکنیدها! پشیمان می شوید. اگر برای شخص کار کردید والله ضرر می کنید. اگر تشخیص دادید که ایشان برای خدا کار می کند، ایشان مفیدتر است، اگر تشخیص دادید، برای خدا کار کنید. اگر هم اطرافیان ایشان از شما خوششان هم نیامد، آن وقت پشیمان نمی شوید. کار برای خدا. قل اِنَّما اَعِظُکم بواحِدَه اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی.
اگر برای خدا بود هیچ وقت شما شکست نمی خورید. امام برای چه همیشه پیروز بود؟ برای اینکه شعارش این بود که ما مامور به تکلیفیم. ما پیروز بشویم یا شکست بخوریم پیروزیم. کار برای خدا همیشه پیروزی است. کار برای غیر خدا همیشه شکست است. بیهوده خودتان را خراب نکنید. کار برای خدا. کار برای خدا. کار برای خدا.
نکته بعدی؛ ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه. اگر شما کارتان برای خدا بود و بعد هم مقطعی نبود. علی گفتید و ادامه داشت، اگر این گونه بود، خدا وعده داده که تتنزل علیهم الملائکه. اینها می آیند و کمک می کنند. چیزهایی که بلد نیستید در ذهنتان می آید. نکته بعدی این است که حرکتتان حرکت تخریبی نباشد. حرکت تخریبی همواره حاکی از ضعف است. ظلم به کسی نکنید. تهمت به کسی نزنید. غیبت کسی را نکنید. فحش به کسی ندهید. قداست کار و راهتان را تا آخر حفظ کنید. وجود مبارک حضرت امیر فرمودند که المُرُوَّتُ اَربَع. مروت چهارتاست. اول تواضع. شما باید خادم مردم باشید. به این خدمتگذاریتان افتخار کنید. هم در مقابل کسی که برایش کار می کنید هم وقتی مردم را دعوت می کنید متواضع باشید.
نکته دیگر اینکه اگر موقعیتی دارید، رقیبی مزاحمتان شد، مقابله به مثل نکنید. خُذِ العَفو وَأمُر بِالعُرف و اَعرِض عَنِ الجاهِلین. ما مسلمان می خواهیم زندگی کنیم. شیوه شما، روش شما، منش شما بزرگی باشد. کینه توز نباشید. این کار مال کفار است. مال تربیت نشده های در مکتب اسلام است. حتی اگر رقیبتان فحش داد و ایجاد مزاحمت کرد برخورد نکنید.
سوم، اَلعَطاءُ بِلا مِنَّه. اگر کار می کنید منت نگذارید. خدمت باشد؛ اما خدمت بدون منت. اگر خدمت با توقع بود، دیر یا زود ضایع می شود. مرید حضرت زهرا باشید. گدای بی بی باشید. اِنَّما نُطعِمُکُم لِوُجهِ الله لانُریدُ مِنکُم جَزاءً و لا شَکورا. نکته آخر، النَّصیحَتُ مَعَ العَداوَه. کسی با شما دشمن است؛ شما هم می دانید؛ از عداوتش خبر دارید؛ ولی نسبت به او هم دلسوز باشید. خُردش نکنید. دستش را بگیرید بلندش کنید.خب! چه کار بکنیم؟ دعا. از دعا غفلت نکنید که دعا مرده زنده می کند. دعا معجزه می کند. ولی دعا شرایط دارد. شرطش این است که وَابتَغوا اِلیهِ الوَسیله. با واسطه پیشش بروید. با حضرت زهرا بروید. این ایام، ایام نقاهت جانباز امیرالمومنین است...از رجانیوز
در میان احزاب موجود در ایران، نام حزب «کارگزاران سازندگی» را منطبق ترین نام با منش اعضای رده بالای این حزب می دانم. لفظ «کارگزاران» را بگذارید کنار چهره و ژست امثال حسین مرعشی، محمدعلی نجفی و محمد هاشمی رفسنجانی! انطباق جالب توجهی است، نه؟ تبختر و تکبر است که از عنوان «کارگزاران» می بارد، همینطور از منش این حضرات.
حالا میرحسین موسوی، با آن چهره مظلوم، دوست داشتنی و نوستالژیک، شده است کاندیدای مورد نظر حضراتی که کارگزاری مادام العمر را حق مسلم خود می دانند. جز «سقوط یک اسطوره»، چه نامی روی این رویداد می توان گذاشت؟ جز دریغ چه می توان گفت؟
سال ۱۳۷۴ که حزب کارگزاران سازندگی تشکیل شد، اگر می گفتی زمانی خواهد رسید که میرحسین موسوی، کاندیدای مورد نظر حزب کارگزاران می شود، این گفته را یا به حساب شوخ طبعی ات می گذاشتند یا به حساب بی سوادی سیاسی ات. اما امروز این شوخی یا پیش بینی ناشی از بی سوادی، محقق شده است. در حالت خوشبینانه می توانی بگویی، ببین احمدی نژاد چگونه دست حضرات را از منابع این کشور قطع کرده است که برای بازیابی سلطه سابقشان حاضر شده اند حتی با میرحسین هم بسازند. در حالت بدبینانه می توانی بگویی آمدن احمدی نژاد، مردی که در سال ۱۳۸۴، کاندیدای اصلی هیچ یک از جریانهای قدرت نبود، نشان داد که رقابت چپ و راست یک بازی بیشتر نبوده است. وگرنه چطور می توانی این واقعیت را که مثلا واعظ طبسی، کاندیدای حزب مهدی کروبی در مجلس خبرگان شد هضم کنی؟ (حالا هم که واعظ از کاندیداتوری جناب میرحسین استقبال کرده است!)
آقای مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، کتابی نوشته است به نام «با هاشمی رفسنجانی تا خانه خدا». اگر رویش می شد اسم کتابش را می گذاشت «با هاشمی رفسنجانی تا خدا». جمهوری اسلامی، همان روزنامه ای است که هم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ و هم در ۳ تیر ۱۳۸۴، طرفدار هاشمی رفسنجانی بود. در سه چهار سال گذشته هم تریبون هاشمی رفسنجانی در برابر دولت احمدی نژاد بوده است. این روزها، تیترهای اول این روزنامه را در حمایت از میرحسین موسوی دیده اید؟ از اینکه میرحسین موسوی، آدم هاشمی رفسنجانی است چه احساسی دارید؟ وبلاگ صبح
پی نوشت:
مجموعه یادداشتهایم در مورد میرحسین موسوی را در اینجا بخوانید.
نگرانی کروبی از توافقات پشت پرده میرحسین با اهل تسنن
در اين ديدار مولوي عبدالحميد(از تندروترین های متمایل به وهابیت) رسما همه توافقات و حمايتهاي خود از مهدي كروبي دبير كل حزب اتحاد ملي را پس گرفت و اعلام کرد از ميرحسين موسوی حمایت می کند. مولوي عبدالحميد از چهرههاي شاخص اهل سنت شرق كشور و امام جمعه مسجد مكي زاهدان با تني چند از همراهان خود که اواخر فروردين ماه به تهران آمده بود، با ميرحسين موسوي ديدار كرد. به گزارش خبرنگار "جهان" اين ديدار صبح روز يكشنبه اول ارديبهشت ماه جاري با هماهنگي مصطفي تاجزاده عضو سازمان مجاهدين انقلاب و حسيني استاندار سابق سيستان در خيابان زرتشت و در دفتر موسوی برگزار شد.
در اين ديدار مولوي عبدالحميد رسما همه توافقات و حمايتهاي خود از مهدي كروبي دبير كل حزب اتحاد ملي را پس گرفت و اعلام کرد از ميرحسين موسوی حمایت می کند.مولوی عبدالحمید هر گونه اظهار نظري كه پيش از اين از سوي مسجد مكي زاهدان صورت گرفته را فاقد ارزش دانست و به موسوی اطمینان داد، از آنجا كه احساس ميكند با وجود میرحسین در صحنه انتخابات نيازي به حضور كروبي نيست با جان و دل از او حمایت خواهد کرد.
ميرحسين موسوي هم در اين ديدار از حمايت اهل سنت استقبال كرده و به مولوي عبدالحميد امام جمعه مسجد مكي زاهدان قول داد در صورت پيروزي در انتخابات و كسب كرسي رياست جمهوري مسجدي براي نماز جمعه اهل تسنن در تهران احداث نماید.گفتنی است مصطفی تاج زاده که میرحسین موسوی را همراهی می کرد نيز در سخنان كوتاهي وجود رابطه ميان موسوي و چهرههاي شاخص اهل سنت را لازم و مناسب ارزيابي كرد و تاكيد كرد بايد اين رابطه در روزهاي منتهي به انتخابات بهتر و تنگاتنگ شود. بر اساس برخي شنيدهها اين چهره شاخص اهل سنت شرق كشور پس از ديدار با كانديداي اصلاح طلبان به خارج از كشور سفر كرده است . لازم به ذکر است توافقات ميرحسين موسوي با امام جمعه مسجد مکی زاهدان در آستانه سفر اين هفته او به سيستان و بلوچستان نگرانی مهدی کروبی دیگر کاندیدای اصلاح طلبان را به همراه داشته است، چرا که وی حساب ویژه ای برای کسب رای قومیتها و اقلیتهای مذهبی باز کرده بود. نهال نیوز
الشرقالوسط نوشت:احمدینژاد و طلوع قدرت ایران
یک روزنامه فرامنطقهای در مقالهای با عنوان "احمدينژاد و طلوع قدرت ايران"، به بیان تفاوتهای میان احمدینژاد و موسوی پرداخت و تأکید کرد: به گزارش رجانیوز به نقل از الشرقالاوسط، انتخابات پيش رو تا حدودي با انتخابات قبل از آن تفاوت هايي دارد و قابل توجهتر است. هر دو كانديداي اصلي يعني احمدينژاد و موسوي، غير روحاني هستند، نکته قابل توجه دیگر، شخصيت احمدينژاد است كه از يك طبقه متوسط و كسي است كه به عنوان "مردي از جنس مردم" شناخته ميشود و اقبال توده مردم را دارد که اين در پايان دهه سوم انقلاب قابل توجه است. از سوی دیگر، احمدينژاد به آنچه كه مي گويد عميقاً معتقد است.
مخالفان احمدينژاد درصدد هستند كه طبقه مرفه را خشنود كنند و دوباره اطمينان غربيها را بهدست آوردند و همزمان از طرد شدگان اصلي نیز حمايت كنند اما در مقابل احمدينژاد باكي از اینکه مرفهان را از خود ناراضی کند، ندارد. همچنین از افشا و مفتضح كردن غربيها نیز ترسي ندارد. احمدينژاد آنچه را كه رقبايش در محافل خصوصي و تنها در جمعهاي خودماني ميگويند، مانند اینکه "اسرائيل بايد از نقشه جهان حذف شود" و "نابودي شيطان بزرگ" را در مقابل همگان با صداي بلند و شفاف فرياد ميزند.
احمدينژاد دقيقاً بر خلاف خاتمي كه دعوت به اجلاس" داووس" و تمجيد "گروه بيلدربرگ"(از گروه های صهیونیست) برايش بسيار اهميت داشت، چنین مواردی برای وی اهميت و ارزشي ندارد. احمدينژاد اين لياقت را دارد كه آن را به عنوان رئيسجمهوري بدانيم كه نخواسته است به "تقيه" و مصلحتانديشيهاي سياسي دست بزند.
دو نمونه:
در اولين اظهار نظر در مورد هولوكاست، مير حسين موسوي گفت: «هنگامي كه يك قتل عام رخ ميدهد، چرا بايد آن را انكار كرد؟» اين دقيقاً همان پيغام و كدي است كه موسوي به غرب القاء ميكند كه وي مثل احمدينژاد نيست. در عوض احمدينژاد ميگويد: «من قانع نشده ام كه هولوكاست واقعاً اتفاق افتاده است و بر سر اين موضع خود پافشاري مي كند كه اين "افسانه" توجيهي است براي بيرون راندن فلسطينيان از سرزمينشان.»
مثال ديگر در مورد برنامه هستهاي ايران است:
موسوي با سخن سربسته و فرمول مبهمی ميگويد: جنبههاي علمي بايد از جنبههاي نظامي جدا شود. وی با این حرف، نظر خود را درمورد برنامه هستهاي درپرده اي از ابهام نگه مي دارد. ولي احمدينژاد بسيار قاطع و شفاف بر سر موضع هستهاي ايران پافشاري كرده، اعلام ميكند كه برنامه هستهاي را با قدرت تمام ادامه خواهد داد و به هيچ كس اجازه نميدهد كه در مورد برنامه هستهاي ايران دخالت كند.
احمدينژاد با ثبت ركوردي بزرگ به صحنه رقابت هاي رياست جمهوري وارد شده است. وی در طول 4 چهار سال در تمامي مسائل بدون اينكه فشارهاي بين المللي در تصميم وي خللي وارد كند، با تمام نيرو در مقابل همهی فشارهاي غرب ايستادگي كرده است. احمدينژاد توانست با مطرح كردن "افول امریکا"، آن را وادار كند كه از خاورميانه عقب نشيني نماید. احمدينژاد با ايجاد روحيه مقاومت در همه جا از افغانستان تا شمال آفريقا و لبنان توانست "طلوع قدرت" ايران را به همگان نشان داده و آن را به سراسر جهان توسعه دهد. انتخاب شعار "ما ميتوانيم" احمدينژاد با كمي تغيير به "بله، ما مي توانيم" از طرف اوباما، رئيسجمهور امریکا تبدیل شد و اوباما براي پيروزي از شعار احمدينژاد بهره برد. احمدينژاد دولت بوش را وادار كرد كه طرح پيششرط درگفتگوها با ايران را تغيير دهد. با اين عمل، گفتگوهاي 1+5 نيز براي متوقف كردن برنامه هستهاي ايران به نتيجه نرسيد.
موسوي و ديگران اميدوارند كه بتوانند موانع اقتصادي جاري ايران را بهعنوان اهرمي عليه احمدينژاد بهكار برند ولي اين تكنيك با شكست مواجه شده زيرا ايران بيشترين بهره و سود را با آمدن احمدينژاد از آن خود كرده و اکثریت جامعه ايراني مطمئن نيستند كسي بهتر از وي بتواند عمل كند. شكي وجود ندارد كه احمدينژاد همچنان در ميان توده مردم پرطرفدار باقي خواهد ماند. امروز احمدينژاد بهعنوان رئيسجمهوري مورد اعتماد كه ادامه دهنده انقلاب بنیانگذار آن است، شناخته مي شود و كساني مثل موسوي و خاتمي يا ديگراني كه به رهبر فقید انقلاب نزديك بودند نيز چنين نیستند. www.nahalnews.com/f_display_news.php?id=903
دروغ پردازی ها درباره پرتقال وارداتی: دسیسه های انتخاباتی به چه قیمتی؟
چند روزی است که شایعاتی پیرامون واردات پرتقال های اسرائیلی رواج پیدا کرده است که در ابتدا موجب حیرت مردم گردید، چرا که دیده شد در بازار میوه، پرتقال هایی با مارک شرکت صهیونیستی به فروش گذارده شده است. این مسأله عکس العمل سریع و به حق بسیاری از مردم، رسانه ها ومسؤولین را به همراه داشت که با پی گیری های انجام شده معلوم گردید که ماجرا چیز دیگری است.
دیروز كيومرث جليليان مديرعامل سازمان حمايت مصرفكنندگان و توليدكنندگان در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «با توجه به ممنوعيت قانوني مبني بر واردات هر نوع كالا از رژيم صهيونيستي و نيز حرمت معامله با صهيونيستها و در پي شايعه توزيع پرتقالهاي منسوب به رژيم صهيونيستي در صدد دادن اطلاعات شفاف به مردم شديم.

از بين 5 هزار تن پرتقال وارد شده از كشورهاي مختلف مانند چين، مصر و آفريقاي جنوبي حدود 80 كارتن، داراي ميوههاي ماركدار تقلبي، با آرم يك شركت صهيونيستي يافا بوده است كه خوشبختانه جعلكنندگان اين ماركها آنقدر ناشي بودند كه حتي رنگ اصلي آرم شركت ياد شده را رعايت نكرده و با بيسليقگي كامل رنگ مشكي در آرم مشاهده ميشود، در حالي كه رنگ اصلي آن آرم آبي ميباشد! پرتقالهاي مشكوك در برخي از ميدان ميوه و ترهبار تهران كه در اجاره بخش خصوصي است توزيع شده و احتمالاًَ در مسير بين انبار و سردخانه تا ميدان، ليبلهاي جعلي نصب شده است».
همچنین همايون دارابي رئيس سازمان حفظ نباتات گفت: «محمولهايي كه تعدادي ليبل بر روي ميوه و نه كارتن آن با آرم جعلي يك شركت صهيونيستي توزيع شده در حدود 48 تن بوده است».
وی در توضیح چگونگی واردات میوه بیان داشت:« تنها محصولاتي وارد ميشود، كه داراي گواهي بهداشت نباتي بوده باشند. تمام علائم نشان ميدهد كه پرتقالها چيني بوده اما با اين وجود در يك مركز تحقيقات كشور نمونههايي از آن براي آزمايش ارسال شده و بزودي نتيجه آن اعلام ميشود».
این حرکت عجیب و جعل آرم شرکت صهیونیستی مدتی تمام کارشناسان سیاسی را در بهت فرو برده بود تا اندک اندک زوایای پنهان آن آشکار گردید. اما این رویداد و حواشی آن چندین نکته را در پی داشت:
ابتدا حساسیت و عکس العمل به موقع و سریع مردم، مسؤولین و رسانه ها این پیام را به سران صهیونیستی رساند که تنفر جامعه اسلامی ما از اشغالگری و کشتار مسلمانان توسط اسرائیل یک حس اجتماعی و فراگیر است که با هیچ ترفند و روشی نمی توان حساسیت های جامعه نسبت به آن را کاست و در این راستا باید قدردان فهم و درک عمومی مردم بود و باید این نگاه عمیق را به عنوان یک افتخار اجتماعی در تاریخ کشورمان ثبت نماییم.
اما از طرف دیگر اهداف گردانندگان این پروژه تبلیغاتی را نباید نادیده گرفت. معلوم نیست که چه افرادی دست به این اقدامات می زنند و دقیقا اهداف و مرکزیت آن ها به کجا برمی گردد. اما آنچه که همواره جوامع را با خطرهای داخلی و خارجی مواجه نموده است، رفتارهای یک سری از این گونه افراد است که بدون این که درک عمیقی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشند اقدام به طراحی پروژه هایی جهت کسب امتیازات خاص سیاسی در راستای منافع خویش می نمایند، غافل از این که این اقدامات بعضا می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.
به طور اجمال می توان حدس زد که این حربه تبلیغاتی در جهت تخریب دولت طراحی گردیده است تا با جریحه دار کردن احساسات و عواطف عمومی مردم در ایام نزدیک به انتخابات، بتوانند امتیازات خاصی را کسب نمایند. البته معلوم نیست که تفکرات و برنامه ریزی های این گروه ها توسط چه افرادی انجام می گیرد، اما می توان حدس زد که این افراد هر که هستند از بینش و عمق سطحی در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی برخوردارند، چرا که دکتر احمدی نژاد نه تنها در نزد افکار عمومی مردم ایران بلکه در نزد عموم مردم جهان به هنوان چهره شاخص مبارزه با ظلم و جور سران صهیونیستی شناخته شده است و چنین اقداماتی جز رسوایی طرح ریزان این پروژه ناصواب تبلیغاتی، ثمره ای به همراه نخواهد داشت.
البته شاید بتوان گفت که این بد اخلاقی انتخاباتی با مواضع و سخنان شجاعانه رییس جمهور در اجلاس دوربان 2، که با استقبال عموم مردم، مسؤولین، روحانیون و مراجع تقلید مواجه شد، بی ارتباط نمی باشد. چرا که به تصور چنین افرادی، با طرح ریزی پروژه دروغین پرتقال های وارداتی اسرائیلی، می توان فضای عموم جامعه و محبوبیت بیش از پیش رئیس جمهور را کنترل و در جهت خنثی نمودن آن اقدام نمود. اما باید دانست که چنین روش های نخ نمایی دیگر اثر نداشته، و اگر این افراد به فهم و درک عموم مردم ایمان نیاورند و دست از اقدامات ناشایست خود برندارند بزودی باید خود را در مقابل موج خشمگین افکار عمومی و عکس العمل های بدون پیش بینی آنان بیابند. منیع:سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال
به گزارش رجانیوز، همواره در برنامههای توسعه، یک نرخ به عنوان هدف برای رشد سالیانه تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته می شود که عملکرد دولتها را می توان به نوعی با میزان تحقق برنامه سنجید. اعداد و ارقام مربوط به درصد رشد با احتساب نفت و بدون احتساب آن در جدول ذیل آمده است. همچنین اعداد مربوط به هدف برنامه و میزان تحقق آنها نیز مشخص شده است.

چنانکه مشاهده می شود در دولت نهم بالاترین درصد تحقق هدف برنامه را شاهد هستیم. این در حالی است که از یک سو رقم برنامه رقمی بالا در نظر گرفته شده است و از سوی دیگر، دولت همواره متهم به فاصله گرفتن از اسناد بالادستی نظیر برنامه توسعه بوده است. در جدول زیر همچنین میزان تولید ناخالص داخلی به رقم در سال های مختلف قابل مشاهده است.

با توجه به اینکه کشور همواره نرخی از تورم را تجربه می کند، برای قابل مقایسه بودن اعداد، محاسبات برحسب قیمت های ثابت سال 76 صورت پذیرفته است. رشد سال 83 نسبت به سال 58 یعنی در عرض حدود 25 سال، 90 درصد بوده است. این رقم برای بازه زمانی محدود 4 ساله 83 تا 86 برابر 20 درصد است. با توجه به طول بازه های زمانی فوق می توان شیب تولید ناخالص کشور را نتیجه گرفت.
گزارش های اقتصادی سازمان سیا نیز ارقامی مشابه را ارائه می کنند. به عنوان مثال در ranking سازمان سیا، رشد GDP ایران در سال 2008، 6،5 (ششونیم) برآورد شده است. اکونومیست نیز همین برآورد را از رشد تولید ناخالص داخلی در ایران داشته است. با توجه به آمارهای منتشر شده، رشد متوسط تولید ناخالص داخلی طی این سال ها واقعیتی انکار ناپذیر است. لینک اصلی دررجانیوز
يک مقام آگاه، نصب بر چسب بر روي برخي پرتقال هاي وارداتي به نام اسرائيل را "دسيسه مخالفان دولت در آستانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري" عنوان کرد.وي که از افشاي نامش خودداري کرد، روز شنبه به
مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور از وزارت اطلاعات خواست با جديت و فوريت به ادعاهاي مربوط به توزيع پرتقالهايي با علائم مربوط به رژيم غاصب صهيونيستي در برخي از ميوهفروشيهاي تهران رسيدگي كند.علي اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور در گفتگو با فارس، در خصوص برخي شايعات مبني بر توزيع پرتقال از سوي دولت گفت: وزارت اطلاعات موظف است با جديت و فوريت به ادعاهاي مربوط به توزيع پرتقالهايي با علائم مربوط به رژيم غاصب صهيونيستي در برخي از ميوهفروشيهاي تهران رسيدگي كند.جوانفكر افزود: در شرايطي كه رژيم اشغالگر قدس تحت تاثير مواضع حقطلبانه ملت ايران در دفاع از ملت مظلوم فلسطين و به انفعال كشيده شدن حاميان اين رژيم در افكار عمومي جهان و در مجامع بين المللي قرار گرفته است، طرح اينگونه شبهات در اذهان مردم ايران و جهان، كاملا هدفمند است.مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور از وزارت اطلاعات خواست تا صحت و سقم اينگونه اخبار و گزارشها را به فوريت مورد رسيدگي قرار داده و نتيجه آن را به اطلاع عموم برساند.وي تاكيد كرد كه در صورت بياساس بودن اين ادعا، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد با نشردهندگان آن كه موجب وهن چهره ايران اسلامي ميشوند، برخورد قانوني كند.جوانفكر رژيم اشغالگر قدس را دشمن شماره يك ملت ايران دانست و گفت: هيچگونه سهل انگاري از سوي مسوولان گمرك در اين زمينه پذيرفتني نيست و با آن مماشات نخواهد شد. منبع
حزبالله لبنان: احمدينژاد اميد همه مستضعفان جهان است
به نقل از پايگاه لبناني "النشره "، حزبالله لبنان سخنرانى رئيس جمهوري اسلامي ايران را در كنفرانس مبارزه با نژاد پرستى "دوربان 2 "در ژنو ، موضعگيرى شجاعانه و مسئولانه دانست. حزبالله لبنان در بيانيه خود اعلام كرد، موضعگيري شجاعانه و مسئولانه احمدى نژاد در كنفرانس دوربان 2، پشتوانه اساسى براى آرمان فلسطين و مايه اميدي براي همه مستضعفان جهان است كه توانايي رويارويي با گردنكشي، ظلم، تبعيض و اشغالگري را دارند. در اين بيانيه آمده است كه حزب الله لبنان به جايگاه محورى ايران در رويارويى با دشمن اشغالگر صهيونيستى و مقابله با گردنكشي حاميان آنها و رسوا كردن سياستها و معيارهاي دوگانه آنها ارج مىنهد و موضع غرب را كه تنها از دشمن صهيونيستى حمايت مىكند و به جناياتش سرپوش مى گذارد، محكوم مىنمايد. حزبالله در ادامه بيانيه خود اين سوال را مطرح كرد كه حقوق بشر و ادعاهاي مورد نظر غرب در خصوص انسانها و حق آنها در برخورداري از زندگي در فضايي آزاد، امن و صلح كجاست كه هر روز شاهد جنايتهاي وحشيانه در فلسطين اشغالي هستيم؟ حزب الله لبنان موضع ايران را الگويي براي پيروي تمامي حكومتها، روسا و ملتهاي جهان دانست و از ملتهاي جهان خواست به فعال كردن نقش خود در رويارويي با تجاوزات و توطئهها ادامه بدهند و در ايجاد تحولاتي كه عدالت، امنيت و شكوفايي را در آينده توام با آزادي و استقلال براي تمامي انسانهاي شرافتمندان جهان به ارمغان آورد، سهيم باشند. منبع
برنده جايزه صلح نوبل در سال 2008 و دادستان کل اسبق امریکا خطاب به دکتر احمدينژاد اظهار داشت: مهمترين و بهترين حرفهايي كه مي شد زد از سوي شما در اين اجلاس گفته شد و من مطمئنم كه امریکاييهاي زيادي وجود دارند كه علاقهمندند سخنان شما را بشنوند و به شما كمك كنند.
به گزارش رجانیوز به نقل از میدلایست آنلاین، رمزی كلارك با تمجيد از سخنان دکتر احمدي نژاد در اجلاس ضد تبعيض نژادي بسيار منطقي و با تسلط سخنراني كرد و گفت: افراد بسياري در امریکا اگر در مورد خودشان منصفانه و عادلانه تأمل كنند، با سخنان احمدي نژاد موافقت و همراهي خواهند كرد.رمزي كلارك دادستان كل اسبق امریکا كه همراه يك سازمان مردمي ضد صهيونيستي براي شركت در اجلاس دوربان2 به ژنو سفر كرده بود با احمدي نژاد درخلال اجلاس 2 ديدار و گفتگو كرد بود.وی اضافه كرد: 50 سال است كه ما به حقوق فلسطينيان اهانت كرده ايم، من فكر مي كنم كه فلسطينيان بيشترين كساني هستند كه از حملات تروريست هاي صدمه ديده اند... و بايد آنها را مظلوم ترين كساني دانست كه در كره زمين بيشترين صدمه و ناراحتي را از حمله هاي تروريست ها كشيده اند.
همه فلسطينيان در شرايط دشوار و تحت آزار و اذيت هاي فراواني قرار دارند و دائماً در تهديد، وحشت و سركوب بهسر مي برند. اين شرايطي است كه سال ها بر آنها تحميل شده است. اين مسئله مهم نيست كه چه كسي و از كدام كشور باشد، فلسطيني يا امریکايي و يا ايراني؛ هر انسان صلحطلب و عدالتخواهي در هر كجاي جهان كه باشد، بايد به جبهه عدالت خواهي بپيوندد. برنده جايزه صلح نوبل خطاب به احمدينژاد اظهار داشت: مهمترين و بهترين حرفهايي كه مي شد زد از سوي شما در اين اجلاس گفته شد و من مطمئنم كه امریکاييهاي زيادي وجود دارند كه علاقهمندند سخنان شما را بشنوند و به شما كمك كنند.در ايران روزنامه ها بشدت از احمدي نژاد تمجيد كرده و با تيترهاي "فرياد عدالت در قلب اروپا "، "احمدي نژاد، نژاد پرستان غربي را خشمگين كرد" "مرد اول ژنو" خود از رئيس جمهور خود حمايت كردند.منبع:رجا
در این آدرس می توانید متن انگلیسی این مطلب را بیابید: http://www.middle-east-online.com/english/Default.pl?id=31614
Ahmadinejad denounces pro-Israel critics
"فهمي هويدي" نويسنده مصري با انتشار مقاله اي باعنوان " عرب سکوت کرد، غيرعرب فرياد زد "،شجاعت "محمود احمدي نژاد " رييس جمهوري اسلامي ايران در اجلاس دوربان 2را ستود.به گزارش رجانيوز به نقل از العالم ،" اين نويسنده در مقاله مذکور نوشت: " زماني که رييس جمهوري اسلامي ايران به لانه زنبورها نزديک شد، از هر طرف در آماج حملات و نيش آنها قرار گرفت، اما عقب نشيني نکرد."وي در اجلاس ضد نژادپرستي دوربان 2 ژنو، با جرئتي تمام ، رژيم صهيونيستي را بي رحم ترين و نژادپرستانه ترين رژيم خواند و همگان را براي جلوگيري از تجاوزات اين رژيم که به زور اسلحه خاک فلسطين را اشغال کرده، فراخواند. هويدي در ادامه مقاله نوشت: زماني که احمدي نژاد چهره زشت نژادپرستي اسراييل را فرياد زد، برخي کشورهاي غربي براي نشان دادن حمايت خود از اسراييل عليه وي شوريدند ، برخي عضويت خود را در اين اجلاس لغو کردند و آمريکا هم اصلا در اين اجلاس شرکت نکرد.هويدي افزود : اسرائيل با حمله به رئيس جمهوري سوييس ، اقدام وي در استقبال از احمدي نژاد و همچنين ديدار دبيرکل سازمان ملل متحد با رييس جمهوري اسلامي ايران را محکوم کرد و سفير خود را در اعتراض به استقبال از احمدي نژاد در مقر اين سازمان در ژنو فراخواند.اين در حالي است که مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سي امين نشست خود در تاريخ دهم نوامبر 1975قطعنامه شماره 3379 خود را به تصويب رساندکه در آن اعلام شده: " صهيونيسم نوعي از نژادپرستي و تبعيض است."
سازمان ملل پيش از آن نيز در روز11دسامبر 1973 قطعنامه شماره 3151 را تصويب کرده و در آن "ائتلاف گناه آلود نژادپرستي در آفريقاي جنوبي با صهيونيسم جهاني" را محکوم کرده بود.اينها يعني اينکه نژادپرست بودن اسرائيل از سوي بيشتر اعضاي سازمان ملل متحد مسلم است.اين نويسنده افزود : زماني موضع کشورهاي عربي بسيار شفاف و قاطع بود، اما متاسفانه اين موضع عربي پس از امضاي توافقنامه اسلو درسال 1994 تغيير کرد و سپس، مجمع عمومي سازمان ملل متحد قطعنامه نژادپرست بودن اسرائيل را لغو کرد و نماينده فلسطين در اين سازمان با دستور "ياسر عرفات" رييس وقت تشکيلات خودگردان، از لغو قطعنامه حمايت کرد.به نوشته هويدي ، اقدام احمدي نژاد در ژنو يادآور اقدام " رجب طيب اردوغان " نخست وزير ترکيه در کنفرانس داووس بود . اردوغان در حمايت از فلسطيني ها بر شيمون پرز رييس رژيم صهيونيستي خشمگين شد و در اعتراض به وي جلسه را ترک کرد، اما دبيرکل اتحاديه عرب با دستپاچگي بر جاي خود نشست و تنها نظاره گر و تماشاچي بود. اين نويسنده مصري تصريح کرد : آيا براي ما تامل برانگيز نيست که چرا در هر دو عرصه فردي غيرعرب براي فلسطيني ها فرياد زده و بار دفاع از آنان را برعهده گرفته است، اما سران عرب غيرتي از خود نشان ندادند.هويدي در پايان مقاله نوشت: روزي اعراب براي " فرياد زدن و اعتراض کردن" سرزنش مي شدند، اما امروز آن فريادها و صداها هم شنيده نمي شود، واي بر ما عرب ها! منبع