تئوريسين جريان اصلاحطلب كه لحن تند و غرضآلود وي عليه منتقدانش مشهور است، در جديدترين اظهارات انتخاباتي خود ضمن حمايت از كروبي، حمايت خاتمي و برخي اصلاحطلبان از موسوي را سیال برانگيز خواند و در عين حال تأكيد كرد كه از ته دل آرزومند است احمدينژاد دوباره بر سر كار نيايد.
به گزارش رجانيوز، عبدالكريم سروش كه با سايت ضدانقلاب روزآنلاين گفتوگو ميكرد، اظهار داشت: من از ته دل آرزومندم که آقاي احمدينژاد بر سر کار نيايد. يک سال و نيم پيش من در دانشگاه جرج واشنگتن، در سميناري در پاسخ به سؤالي گفتم که آقاي احمدينژاد ديگر نمي تواند و نبايد رئيسجمهور بشود. خيليهاي ديگر هم به اين نتيجه رسيده اند و اميدوارم که در عمل هم چنين چيزي تحقق پيدا کند.
وي در ادامه با حمله به رئيسجمهور و بدون ذكر مصداق ادعا كرد: کم نبود آن آبرويي که ايشان از ايران برد، کم نبود آن همه دروغي که به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافهپروري و سفاهتگستري که کرد؛ کم نبود آن همه پولي که از چاههاي نفت بر داشت و در چاه هاي جمکران ريخت. کافي است آن همه خوني که به جگرها کرد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه "از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟"، با اشاره به اعلام حمايت 4 سال پيش خود از كروبي و تأكيد بر حمايت مجدد از وي درخصوص علت عدم گرايشش به موسوي افزود: من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشيناش وداع نکرده است و عليرغم اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد. در عمل هم 20 سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن"
سروش در خصوص حمايت خاتمي از ميرحسين گفت: اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سؤال انگيز کرده است. من رفتن پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلاً درک نمي کنم. يعني از ديد سياسي که نگاه مي کنم، کاملاً برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دوباره بيايد و در کسوت سياسي، ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد، نمي پسندم. بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بعضي مي گويند کروبي هم بيايد، فرقي نمي کند، اظهار داشت: بستگي دارد که توقع شما از رياست جمهوري در ايران چه باشد. من توقعم از رياست جمهوري اين است که فضا اندکي باز بشود که اهل انديشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدني، کاري بکنند. مطبوعات قدري آزادتر باشند؛ مردم کمي آزادتر باشند و سايه ترس، از روي سر مردم کنار برود. قوه قضاييه قدري پاکيزه تر بشود. مثلاً من در شعارهاي آقاي موسوي کمترين چيزي نديدم که نسبت به قوه قضاييه حساسيتي نشان بدهند؛ در حالي که قلب طپنده دموکراسي و عدالت -حالا نام دموکراسي را هم نبريم، بگوييم عدالت- در قوه قضاييه است؛
سروش همچنين ادعا كرد: قوه قضاييه اي که همه ما مي دانيم آلوده به انواع مفاسد است. اگر چنين شجاعتي و چنين اراده اي وجود نداشته باشد، بقيه دستگاه ها نمي توانند کاري بکنند.
تئوريسين اصلاحطلبان در بخش ديگري از اين گفتوگو اظهارنظر عجيبي در خصوص حرمت شراب كرد و گفت: حقيقت اين است که بالاخره در بهشت هم شراب هست، يعني شراب در فضاي واقعي خود، نقش خوبي اجرا مي کند. يک بار در يک توضيحي اين را آوردم. کسي از من پرسيد چرا در بهشت شراب هست ولي در اينجا شراب حرام است؟ گفتم اتفاقا نکته اش در همين است. براي اينکه در بهشت فقط خوبان هستند (بنا بر تعريف) لذا شراب، خوبي هايشان را آشکارتر مي کند ولي چون در اين دنيا خوب و بد مخلوط اند، خداوند آن را منع کرده است.
وي بدون توضيح در خصوص اينكه شراب دنيايي كه از نظر شرع مقدس نجس بوده و خوردن آن حرام است، چه ربطي به شراب طهور بهشتي دارد، در پاسخ به اين سؤال مصاحبه كننده كه "يعني به خاطر يک مشت بد، خوب ها هم بايد بسوزند!"، گفت: بله، هميشه خوب ها به پاي بدها سوخته اند! کدام آدم خوبي، ديگران را شکنجه کرده؛ بدها هميشه خوب ها را شکنجه کرده اند. سروش در اين مصاحبه همچنين فقهاي عاليقدر شيعه را به طالبان تشبيه كرد و با اشاره به موضعگيريهاي صريح مرحوم آيتالله مشكيني در قبال اظهارات ضدديني هاشم آقاجري در سال 81، ادعا كرد: اين اگر طالباني نيست، پس چيست؟ رجانیوز